طراحی سایت
شنبه 3 آبان 1393.
.
Oct 25 2014.
-
  • 8-40.jpg
  • 8-41.jpg
  • 8-42.jpg
  • 8-44.jpg
  • 8-46.jpg
  • 8-47.jpg
  • 8-48.jpg
  • 8-49.jpg
  • 8-50.jpg
  • 8-51.jpg
  • 8-52.jpg
  • 8-53.jpg
  • 8-54.jpg
  • 8-55.jpg
  • 8-56.jpg
  • 8-57.jpg
  • 8-58.jpg
  • 8-59.jpg
  • 8-60.jpg

وحشت از داعش ...

وحشت از داعش بستری  مهيا برای تثبيت نظم نوين امپرياليستی

 در منطقه خاورميانه

 

-         در دهه های اخير و پس از جنگ ويتنام تقريبا تمامی جنگ ها و در گيری ها در کشور های خاورميانه  که کشور های اسلامی نيز خوانده می شوند رخ داده است و خلق های اين منطقه همواره  قربانی خشونت درونی و بيرونی بوده اند. جنگ ايران و عراق ، جنگ افغانستان عليه اشغالگری شوروی ، جنگ  امريکا و متحدانش عليه عراق  در دو مرحله ، جنگ در افغانستان عليه گروه طالبان و القاعده ،  جنگ در ليبی ،  در همه اين جنگ ها ، آنچه که هرگز مد نظر نبوده مصالح و منافع خلق ها بوده و آنانی برنده بوده اند که در پشت پرده اين جنگ ها را هدايت کرده اند.  ويرانی ها ، کشتار ، آوارگی ،  فقر و درماندگی سهم خلق ها بوده و فروش تسليحات و تسلط بر منابع اقتصادی و سلطه سياسی نصيب امپرياليسم غرب به سرکردگی امريکا  و هم اينک خلق های خاورميانه  مجددا  با گروه نو ظهور خوفناکی روبرو هستند که داعش (دولت اسلامی عراق و شام )  نام دارد و با سلاح های امريکايی و مجهز به تکنولوژی و ارتباطات مدرن،  سيستمی به راه انداخته که جز مرگ ، نابودی ، ويرانی و ايجاد ترس و وحشت هدفی ندارد.  طالبان و القاعده گرو هايی بودند که امريکا در جريان اشغال افغانستان توسط شوروی آنان را تجهيز کرده و به راه انداخته بود و بعد ها  از همانان ابزاری برای حضور خود در افغانستان ساخت. و به بهانه نابودی سلاح خای شيميايی صدام جنگ دوم عراق را راه انداخت  تا حضورش در منطقه خاورميانه را مستحکم نمايد و اينک جنگی ديگر و حضوری ديگر.  دوباره  امريکا و انگلستان و فرانسه و حاکمان بی خاصيت  و بلی قربان گوی کشورهای عربی  بلوکی فراگير،  عليه بختکی خوفناک و خونين به نام داعش راه انداخته اند که البته دلشان نه برای خلق ها می سوزد ونه از گلو های بريده شده خبرنگاران وماموران بی گناه  کمک رسانی  توسط داعش.  که اگر چنين بود ، هم اينان بر کشتار جمعی و قتل عام کودکان فلسطينی  که البته همزمان با کشتار خلق های عراق توسط داعش بود چشم و گوش فرو نمی بستند. عراق کشوری است که امريکا اخيرا سربازانش را از آنجا فرا خوانده  و دولت عراق با حمايت امريکا شکل گرفته و هم اينک نيز اين دولت به دفعات تقاضای کمک نظامی از امريکا کرده است . بنابراين  برای حمله  هوايی امريکا به داعش احتياج به جبهه فراگير جهانی عليه داعش  نبود. زيرا همين الان هم هواپيما های امريکايی مواضع داعش را بمباران می کنند. پس هدف امريکا از اين ائتلاف جديد و به صف کردن حکومت های وابسته پشت سر خودچيست؟   پاسخ جز اين نيست که امپرياليسم امريکا به خصوص پس از حمايت بی چون و چرا از کشتار کودکان معصوم  فلسطينی  توسط رژيم نژاد پرست اسرائيل   در فکر اعمال اتوريته و آلترناتيو های سياسی خود در خاورميانه هست. و ظهور خونين وخوفناک داعش در صحنه سياسی عراق و سوريه صحنه گردان و تسريع کننده اين استراتژی است. با جنايات بی سابقه داعش در عراق امپرياليسم امريکا به راحتی توانست يک ائتلاف وسيعی از کشور های عربی و کشور های غربی تشکيل دهد و از طرفی ديگر در چهره يک نجاتبخش در ميان خلق های عراق ظاهر شود . امری که در جريان حمله امريکا و متحدينش به عراق به بهانه داشتن نابودی تسليحات شيميايی صدام حسين، ائتلافی بسيار محدود تر از اين  با اما و اگر های فراوان ماه ها به طول انجاميد. به راستی داعش چگونه  جريانی است و داعشيان چگونه موجوداتی هستند که همه منطقه از ترس آن به دامن امپرياليسم پناه برده اند و موجب گرديده که تمامی پيش مرگه های کرد با گرايشات متعدد ، به همراه  پ- ک- ک و شيعيان مقتدا صدر و سربازان عراق و جنگنده های امريکايی در صفی  متحد عليه آن به حرکت در آمده اند.؟

ماهيت عملی و فکری داعش و نيرو های داعشی

رهبران داعش ، از نيرو های مجرب القاعده  در اقصی نقاط کشور های  خاورميانه و افريقا هستند که در پس از ناکامی القاعده در افغانستان در پی تحقق آرزو هايشان  در کشور های موسوم به کشور های اسلامی  در خلا ناشی از متلاشی شدن ارتش عراق در جريان حمله دوم امريکا و متحدينش به عراق و در بستر آماده قيام مردم سوريه عليه رژيم سرکوبگر و خونريز اسد در سوريه جايگاهی برای رشد و حضور خود پيدا کردند.   ايدئولوژی آنان ابدا ربطی به اسلام ندارد. اما آنان گرايشاتی در تاريخ اسلام را نمايندگی می کنند که در خشونت ، سبعيت، خونريزی، کشتار و ايجاد خوف و وحشت  هيچ حد و مرزی نمی شناسند . اعمال آنان بيانگر سيلان خشونت و بربريت مهار ناپذير است  که هيچ قاعده و قانونی نمی پذيرد. آنان مختارند که بر سر دشمان و مخالفانشان هر چه دلشان می خواهد بياورند . آنان در ارتکاب اعمال جنايتکارانه خود نه به  دستور العمل های دينی پايبندند و نه به قرار داد های عرفی، نه به حقوق بشر اعتقاد دارند و نه به حقوق انسان ، حقوق زن ، حقوق کودک ، حقوق اسير ، حقوق زندانی. آنان به هر جا برسند ، مظاهر هر آنچه را که جز خود می پندارند نابود می کنند. تصاوير وحشت انگيز کشتار سربازان اسير در عراق و سوريه ،  تصاوير سر های بريده ، فيلم های بريدن گلوی خبرنگاران و يا اسرای خود، تصاوير زنده به گور کردن زنان و کودکان، تصاوير تصاحب زنان به مثابه يک  يک غنيمت جنگی و فروش آن در بازار های خود ، تصاوير تخريب مساجد و بنا های تاريخی همه  نشان از آن دارد که آنان يک دستگاه و ماشين کشتار ، ويرانی و تخريب هستند و به هر جا برسند جز ويرانی و تاريکی و مرگ  و خوف و وحشت چيزی از خود بر جای نمی گذارند. استراتژی آنان در تصاحب سرزمين ها به استراتژی چنگيز  خان مغول بيشتر شباهت دارد که در جا مقاومتی می ديد هر حتی به حيوانات نيز رحم نمی کرد. آنان تخم نفرت می کارند، و با همه خلق ها  سر نا سازگاری دارند. به اقداماتی دست می زنند که جز ضربه زدن به مسلمانان ، تخريب چهره اسلام و مسلمانان و ايجاد نفرت از اسلام و مسلمانان نتيجه ديگری ندارد. ماسک اسلام بر صورت دارند اما کارشان  ايجاد نفرت از اسلام   و ويران کردن  جوامع مسلمانان، آثار تاريخی مسلمانان ، منابع اقتصادی مسلمانان  است. هر جا ظاهر می شوند ، حتی دو نفر هم باشند اصرار دارند که پرچم سياه نفرت انگيز شان را که نام خدا و رسول بر آن نوشته شده را با خود حمل می کنند وگويی که در اين کار عمدی هست اما  اگر ماسک شان  را بر چينند ، مخوف ترين و نفرت انگيز ترين ، قسی القلب ترين  دشمنان اسلام و مسلمانان را خواهی ديد. اينکه در پشت پرده و در خفا توسط کدامين نيرو ها و سازمان های جاسوسی  و باند های مخوف امپرياليستی  هدايت می شوند ، کاملا روشن نيست اما هر آنچه که می کنند در خدمت آمپرياليسم جهانی و در راستای ضديت با خلق هاست.اعمالشان و تفکرات شان ضد خلقی ، ضد انسانی و ضد بشری است.  البته نا گفته نماند که اين چنين گرايشی ريشه تاريخی در جوامع مسلمانان دارد  واينان عقب مانده ترين و مرتجع ترين و در عين حال تاريک انديش ترين و قسی القلب ترين لايه های اين جوامع را نمايندگی می کنند. سال هاست انفجار های کور در پاکستان که در آن يکباره ده ها انسان بی گناه و بی خبر  قربانی می شوند، مساجد ، مراکز تجمع مردم عادی ، مدارس منفجر می شود، آنچه که سال هاست که طالبان در افغانستان انجام می دهد، آن انفجار های کوری که چندين سال هست که در عراق رخ می دهد. نشان  از حضور اين نيرو ها در اين جوامع هست. نيرو هايی که امروز" تکفيری "  و يا " سلفی " ناميده می شوند . که به جز خود همه را کافر می پندارند و مستحق مرگ و يا پذيرش اعتقاد آنان و در آمدن به خدمت آنان. در کشور های عربی روحانيونی هستند که تفکر آنان را تاييد می کنند اما اعمال آنان در سه ماه اخير در عراق و سوريه به قدری هولناک و خونين و ضد انسانی بوده که مفتی ها و سردمداران مذهب رسمی  در  غالب کشور های عربی ، از جمله عربستان و مصر و عراق و سوريه و  اردن آنان را محکوم کرده و از اعمال آنان فاصله گرفته اند.

علت های پيروزی های سريع داعش در عراق:

ظاهر شدن داعش در صحنه سياسی کشور های عربی به تحولات سياسی چند سال اخير در کشور های عربی باز می گردد. قيام خلق ها در کشور های عربی عليه حکام خود کامه و وابسته به امپرياليسم که  بهار عربی نيز نام گرفت،  موجب گرديد که پتانسيل اعتراضی متراکم در کشور های عربی  همچون مصر، تونس، ليبی، يمن ، سوريه، عراق سيلان پيدا کند و در اين بستر نيرو های واپسگرا ، انحصار طلب   دنبال قدرت که البته اهرم مذهب را نيز در خدمت گرفته اند ، ميدان وسيع پيدا کردند. که با توجه به ساختار قدرت در کشور های مختلف ، رشد و گسترش آنان نيز متفاوت هست. در سوريه پس از قيام مردم سوريه عليه رژيم اسد ، آنان از امکانات وسيع بين المللی که توسط کشورهای ثروتمند عربی همچون عربستان و قطر ارائه شده و کمک های نظامی  کشور های غربی همچون انگلستان و امريکا و خصوصا از امکانات لجيستيکی و تدارارکاتی  دولت ترکيه  برخوردار شدند. در عراق  پس از صدام حسين  سنی ها   که مذهب حاکم بودند از قدرت بر کنار شدند و جای خودرا به شيعيان دادند و دولت مالکی که با کمک آمريکا بر سر کار آمده بود ، با انحصار طلبی خود سنی ها را تماما از عرصه های سياسی پراکنده کرد و همين امر موجب گرديد که اختلافات بين شيعه و سنی شعله ور شود  و داعش از اين فرصت استفاده کرده و توده های سنی مذهب و ناراضی از دولت فاسد مالکی در عراق را به دور خود جمع نمايد.

علت دوم رشد سريع داعش در عراق وجود يک فضای خالی نظامی و امنيتی  ناشی متلاشی شده ارتش عراق در جريان دومين جنگ امريکا عليه عراق  است. ارتش عراق و افسران و فرماندهان آن در جريان اين جنگ و پس از آن يا برکنار شدند و يا تمايلی به دفاع از دولتی که مالکی و هژمونی شيعيان انحصار طلب  وابسته به رژيم ايران  در صدر آن بود نداشتند  به همين خاطر اين فرماندهان و يا نظاميان باقيمانده صدام  که حمله داعش را فرصتی برای بازيابی قدرت از دست رفته می ديدند نه تنها در صدد دفاع بر نيامدند بلکه پادگان ها  و سلاح ها را تحويل داعش داده و خود نيز بدان پيوستند. در نتيجه اشغال موصل و مناطق وسيعی از شمال عراق توسط داعش  به آسانی و به سرعت عملی گرديد.

علت سوم رشد سريع داعش استفاده از امکانات مدرن الکترونيکی در اروپا و امريکا جهت جذب نيرو است که بدون ترديد حداقل در ابتدا با اطلاع سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی اين کشور ها بوده . زيرا حساسيت به فعاليت القاعده و نيرو های مذهبی افراطی در کشورهای اروپايی و امريکا سال هاست که زير ذره بين است  و بعيد است که  فعاليت گسترده الکترونيکی داعش جهت جذب نيرو و کمک مالی بدون اطلاع آنان باشد. هم اينک هزاران نفر از نيرو های بدنه داعش را نيرو هايی از انگليس و فرانسه و ساير کشور های اروپايی تشکيل می دهند. آنچه که بسيار قابل توجه و تکان دهنده است  اين است که افراطيونی که در کشور های اروپايی بزرگ شده ودر مدارس اروپايی درس خوانده و با حقوق بشر و ارزش های  و مناسبات و روابط اروپايی  آشنا هستند.  در خشونت و خونريزی و سبعيت دست و پای ديگران  را بسته اند. کما اينکه هويت انگليسی کسی که گلوی خبرنگاران امريکايی و مدد کار انگليسی را با بی رحمی می برد.  آشکار شده است. از اين همه تکانده دهنده تر اين است که اگر انسان از تربيت انسانی وهمنوع دوستی و احترام  و رعايت حقوق ديگران برخوردار رشد ابزار توليد و آشنايی با ابزار ها و تکنولوژی مدرن تاثيری ماهوی در عملکرد او نمی گذارد و تنها بر وسعت خطرات می افزايد.

علت چهارم رشد داعش ، توانايیهای مالی او و پرداخت چندين برابر رقيبان به نيرو های جذب شده  به خود است. در اخبار و گزارش ها آمده است که هر داعشی روزانه 150   دلار حقوق می گيرد و تمام امکانات زندگی و خورد و خوراکش نيز مجانی است. اين امر موجب گشته که  بخشی از جوانان نا آگاه بيکار و فقير در کشور های عربی بدان جذب شوند.

علت پنجم رشد داعش اتخاذ تاکتيک های فريبنده در رابطه با جوانانی هست که به دنبال هويت هستند و می خواهند خلا شخصيتی خودرا پر کنند. فتوای سوپر ارتجاعی پاره ای از مفتی های سنی در رابطه با " جهاد نکاح" موجب شده که دختران زيادی از کشور های اروپايی جذب داعش شوند و خودرا در اختيار جوانانی که در صف داعش می جنگند قرار دهند. از طرف ديگر حکم ارتجاعی و ضد مردمی داعش در مجبور کردن زنان و دختران به ازدواج با مزدورانش موجب گرديده است که جوانانی  فريب خورده خودرا سربازان اسلام بپندارند و در عين حال تصاحب زنان و دختران مناطق اشغال شده  همچون قبايل های نيمه وحشی اعراب  قبل از اسلام  را يک حقوق " اسلامی " خود بدانند. اين حکم ضد انسانی حتی کار را بدانجا کشانده که زنان و دختران اسير را جهت فروش به بازار ها گسيل داشته اند.

عوارض و پيامد های  ظهور داعش در منطقه:

داعش از نظر فکری يک نيروی بسيار بسته ، واپسگرا و تاريک انديش است که هيچ گونه انعطاف پذيری را تحمل نمی کند. برخوردش با هر آنکس که با او نيست برخورد  حذفی است و اين کار  با سبعانه ترين و وحشيانه ترين اشکال صورت می گيرد.  تنوع، انعطاف پذيری ، رشد و تکامل ، در آيين او جايی ندارد و بر هر جامعه ای حاکم شود به جز ويرانی و عقب ماندگی ، کشت و کشتار، استبداد سياه مذهبی نتيجه ای ندارد. او دشمن بسيار خطرناک داخلی در کشور های اسلامی است که توده های مردم حاضرند برای خلاصی از او به دامن هر نوع دشمنی از جمله امپرياليسم جهانی پناه ببرند.  

داعش دشمن اصلی اش را خلق ها قرار داده . او تا کنون نه کوچکترين خطری برای امپرياليسم داشته و نه در شعار هايش و اهداف و برنامه هايش  خطری برای امپرياليسم و حتی حاکمان منطقه دارد. ضربات مستقيم او متوجه خلق های منطقه بود. هر جا را اشغال کرده موجی از کشت و کشتار راه انداخته است . بنابراين تضاد اصلی او نه امپرياليسم و صهيونيزم ، بلکه خلق های منطقه هست.

استراتژی داعش درست بر عکس استراتژی يک نيروی انقلابی بر دامن زدن به تضاد بين خلق ها  استوار است.  تضاد شيعه  و سنی، اقليت های غير مسلمان با مسلمانان داعشی، تضاد مسلمانان داعشی با غير داعشی ، تضاد  با کرد ها، ايزدی ها ، علوی ها همه بر اين استراتژی  مبتنی است.  نتيجه اعمال او ضربه زدن به وحدت درون خلق ها ، ايجاد انشقاق در درون خلق ها و تضعيف جبهه خلق هاست و اين خدمتی  بی انتها به امپرياليسم جهانی است.

استراتژی و عملکرد داعش ، در عين حال ضربه سنگينی نسبت به اسلام و ايمان و اعتقادات مسلمانان و تقويت جبهه جهانی نفرت و دشمنی با اسلام است که  توسط صهيونيزم و مسيحيان قرون وسطايی در همه جهان تغذيه و تبليغ می شود. ضرباتی که داعش و گروه های نظير آن به اسلام می زنند موجب می گردد که اسلام از همه جنبه های مقاومت بر انگيز ، بيدار کننده، عدالتخواه و مساوات طلب خلع سلاح شود و به يک دين و مذهبی بی خاصيت ، که کاری با امپرياليسم و استعمار و استبداد ندارد و تنها در کنج مسجد ها و در قبرستان ها به درد می خورد. تبديل گردد.

ظهور خونين داعش در منطقه نه تنها  بستر ساز حضور گسترده و دراز مدت امپرياليسم در منطقه بلکه موجب تطهير رژيم های سرکوبگری همچون جمهوری اسلامی است و يا رژيم جنايتکار اسد شده است . رژيم هايی که داعش را به پلی برای گذشتن از انزوای بين المللی و به فراموشی سپرده شدن جنايات شان تبديل کرده اند   

ما بنا به دلايل فوق داعش را همه به لحاظ ماهيت و محتوی فکری ، و هم به لحاظ عملکرد نيرويی می دانيم که تماما در خدمت امپرياليسم و صهيونيزم و استعمار است. عملکرد او نه تنها موجب  ضربه زدن به مصالح، منافع  و ايمان و اعتقاد و همزيستی مسالمت آميز خلقها بلکه مستقيما در خدمت امپرياليسم و گسترش سلطه و سيطره امپرياليسم امريکا و هم پيمانانش در منطقه برای حاکم شده بر سياست و اقتصاد در کشور های خاورميانه است.  تنها چاره خلق ها در رابطه با داعش نفی تمام عيار او ، تکيه به خود و عدم اتکا بر آلترناتيو های امپرياليسی ،  دامن زدن به آگاهی و بيداری و روشنگری در جهان اسلام و افشای ماهيت ضد خلقی ، ضد انسانی و ضد اسلامی اين جريانات سلفی و تکفيری است .

تنها ره رهايی ، بيداری و آگاهی

زنده باد آزادی

زنده باد سوسياليسم

مرگ بر ارتجاع سياه مذهبی

مرگ بر امپرياليسم

شورای سوسياليست های مسلمان

 

 

 

   

 

شعار پایین