نگاهی به سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبيا و در سازمان
ملل
رحمان عبادی
سپتامبر 2007
احمدی نژاد که اخيرا جهت سخنرانی در دانشگاه کلمبيا و نيز حضور در
شصت و دومين نشست مجمع عمومی سازمان ملل وارد امريکا شد، عليرغم اينکه
بعضی از مطبوعات امريکايی به محض ورود احمدی نژاد اعلام کردند
که شيطان به زمين نشست، سعی کرد تا اين بار به صورتی ملايمتر
سياستهای رژيم جمهوری اسلامی و ديدگاههای خويش را برای
جهانيان بيان کند. رئيس دانشگاه کلمبيا در سخنرانی ای که قبل از احمدی
نژاد ايراد کرد ضمن انتقاد شديد از عملکردهای احمدی نژاد و رژيم
جمهوری اسلامی، از احمدی نژاد به عنوان ديکتاتوری حقير و
سنگدل ياد کرد. اين لحن بر خورد رئيس دانشگاه باعث واکنشهای شديدی در
ميان تمامی جناحهای رژيم شد و تعداد 25 نفر از نمايندگان مجلس
جمهوری اسلامی اعتراض خويش را به وزارت خارجه اعلام کرده و مطرح کردند
که اين کار توهين به ملت ايران است!!!!!. و رفسنجانی اين سخنان را شرارت بار
خوانده است. اما احمدی نژاد که قصد
برخوردی ملايمتر ومتمدنانه در اين سفر داشت تنها با اعلام اين مسئله که: هيچ
دعوت کننده ای در دنيا به کسی را که دعوت کرده است احانت و
فحاشی نمی کند، سخنان خويش را شروع کرد. سخنان احمدی نژاد در
دانشگاه کلمبيا و در نشست سازمان ملل به گونه ای بوده است که انگار او رئيس
جمهور رژيمی که در آن نقض حقوق بشر، سرکوب آزاديهای سياسی و
اجتماعی، فقر و نا برابری و شکاف طبقاتی، ستم جنسی بر
زنان، سانسور مطبوعات، باز داشت، شکنجه،
کشتار و اذيت و آزار مخالفين سياسی و عقيدتی، اعدامها حتی در
ملاء عام و نهايتا اعمال حاکمييت سياه استبدادی بر تمامی اندام جامعه
و .....بشدت جريان دارد، نبوده و اين فرد
سخنران که از روی نوشته نيز سخنرانی می کند( و مطمئنا صدها بار
هم تمرين کرده بود تا مبادا اشتباه
نخواند) تنها يک بسيجی خط امام دهه 50 و 60 هست که از اشغال سفارت امريکا در ايران به وجد آمده و به عنوان
يک مخالف سياسی عليه جهان سرمايه
داری و قدرتهای سرمايه داری بويژه امريکا و اسرائيل به شعار
دادن پرداخته است. وقتی که سخنرانی احمدی نژاد شروع شد جورج بوش
و هيئت امريکايی و نيز نمايندگان فرانسه، اسرائيل و محمود عباس جلسه را ترک
کردند، در حاليکه احمدی نژاد در زمان سخنرانی بوش در جلسه حضور داشت.
احمدی نژاد با اطلاق آنچه که
وجوه تشابه رژيم جمهوری اسلامی با
امپرياليسم و صهيونيزم جهانی است با لحنی فرا فکنانه،
ويژگيهای مشترک رژيم را با رقبای خويش يعنی امريکا و اسرائيل
بصورت يک جانبه نثار آنها می کند تا به زعم خود از اين جنايات که ديگر
برای جهانيان و بويژه مردم ايران مسجل گشته است تبری جويد.
او سخنان خود را در سازمان ملل از مسئله زنان و
دفاع از حقوق آنها!!! که مورد تجاوز توسط کشورهای سرمايه داری قرار
گرفته است شروع می کند، پس از آن
مسئله نقض حقوق بشر و گسترش تروريسم، هجوم فرهنگی، مسئله فلسطين و اسرائيل ،
اشغال عراق، نقض قوانين بين المللی، گسترش فقر و بيسوادی و ايجاد شکاف
طبقاتی در جهان، بی صداقتی و عدم امانتداری و ترويج دروغ
و فريب که مسببين همه آنها را
کشورهای قدرتمند و تجاوزگر می داند به پايان می رساند.
اگر سه موضوع هجوم فرهنگی، مسئله فلسطين و اسرائيل و اشغال عراق را از
اين خطابه حذف کنيم، بقيه موضوعات نظير به خطر انداختن آزادی زنان و ارزش
خانواده، نقض حقوق بشر و گسترش تروريسم، داشتن زندانهای مخوف و شنود
مخفی مکالمات تلفنی و احضارگری های پی در پی
مخالفين، گسترش فقر و بی سوادی و ايجاد شکاف طبقاتی ما بين فقير
و غنی، عدم صداقت و ترويج ريا کاری و تزوير و دروغ و فريب و نقض
تمامی قوانين بين المللی و دهها فجايع بشری ديگر، موارد مشترک
سياستهای امپرياليسم جهانی و رژيم جمهوری اسلامی می
باشد. با اين تفاوت که سازمان ملل و شورای امنيت و بعضی از مجامع بين
المللی بخاطر نزديکی و وابستگی به قدرتهای
امپرياليستی و بويژه امپرياليسم امريکا
به عملکردهایشان به ديده اقماض می نگرند، اما رژيم
جمهوری اسلامی را زير فشار قرار می دهند. اين مسائل برای
احمدی نژاد که همانند همتای خود جورج بوش با وعده و وعيد و شعارهای
عوامفريبانه و ريا کارانه و حتی تخلفات انتخاباتی بر سر کار آمد خوش
آيند نيست.
احمدی نژاد و رژيم جمهوری اسلامی می خواهند که اذهان
عمومی را از توجه به جنايات بيشماری را که در ايران مرتکب می
شوند به سمت جناياتی که توسط قدرتهای جهانی در سطح دنيا اتفاق می
افتد جلب کنند. در واقع جنايتکار کوچک می خواهد سمت و سوی تنفر از
خويش را فرا فکنانه به سمت تنفر از جنايتکار بزرگ به چرخش در آورد. وگرنه کيست که
نداند که زنان در جامعه ما تحت چه فشارها و حقکشی ها و بی عدالتها و
ستم مضاعفی بسر می برد. دژخيمان حاکم بر ايران حتی
گردهمايی مصالمت آميز چند زن را در پارکها و آنهم در روز جهانی زن
تحمل نمی کنند و زنان را اذيب و آزار و بازداشت کرده و حتک حرمت می
نمايند. آنان در قرن بيست و يکم در صدد تصويب لايحه ای عليه زنان هستند که
بر اساس آن مردان متمکن (ثروتمند) جهت انتخاب همسر دوم احتياج به رضايت همسر اول
را ندارند!!!! و کيست که نداند که در
ايران آزاديهای سياسی به شدت سرکوب گشته، احضار گريهای مکرر
مخالفين سياسی، شنود مکالمات تلفنی، باز داشت، شکنجه، آزار دانش
جويان، معلمان، اساتيد، زنان، نمايندگان تشکلها و سنديکاهای کارگری،
نقض مکرر حقوق بشر ، بی اعتناعی به قوانين بين المللی، گشترش
فقر وحشاء، ايجاد شکاف طبقاتی، بی خانمانی و بی
سرپناهی، گرانی وکمبود مسکن، بيکاری و ياس وسرخوردگی و
حتی خودکشی های مکرر، کمبود دارو وپزشک و بيمارستان و وجود
صفهای طولانی برای فروش کليه جهت تعمين معاش خود و خانواده و
حتی بنزين کوپنی در کشوری که يکی از بزرگترين
کشورهای توليد کننده نفت در جهان است و نهايتا رکورد دار قتل وعام وکشتار و
اعدام زندانيان سياسی و غير سياسی در جهان و صدها مضلات و مشکلات
بشری در ايران تحت حاکميت سياه جمهوری اسلامی بيداد می
کنند.
آيا بهتر نبود احمدی نژاد
بجای اين وراجی ها و از رو خوانيهای مطالب، تخلفات بر شمرده
عليه قدرتهای جهانی را به عنوان کارنامه دولت ارتجاعی خويش که
بخشا با امپرياليست و صهيونيزم
جهانی مشترک هستند، طرح می
کرد. بنظر می رسد احمدی نژاد از طريق فرافکنی مسائلی که
خود و رژيمش به شدت مسبب ايجاد آنها هستند به جنايتکار بزرگ، قصد تخفيف مکافات
اعمال ضد انسانی و آرامش وجدان ناداشته خويش را دارد. اما بقول معروف خلاف
خلاف است و جنايت جنايت. احمدی نژاد و رژيمش از اين امر ناراحت نيستند که
امريکا و صهيونيست و قدرتهای بزرگ در جهان جنايت می کنند، آنها ناراحت
آن هستند که جنايات و ويرانگری های آنان که در سطح بين المللی است چرا کمتر مورد انتقاد، افشاگری و
فشارهای بين المللی قرار می گيرد، اما جنايات رژيم که عليه مردم
بی دفاع ايران و برخی کارشکنهای منطقه ايست آنقدر مورد توجه بين
المللی است.
مشکل احمدی نژاد و رژيم جمهوری اسلامی در اين است که چرا
جنايتکاران بزرگ جهانی جنايتکار کوچک و منطقه ای را در جرگه خويش قرار
نمی دهند و او را به بازی نمی گيرند. احمدی نژاد
نمی داند که جهت قرار گرفتن در صف مشترک جنايتکاران بين المللی بايد قوانين بازی را بهتر ياد بگيرند.
البته اگر چه تا کنون تا حدی آن قوانين را آموخته و بکار بسته اند. اين
جنايتکار کوچک اگر چه برای پيوستن به ياران بزرگتر خويش در تلاش است تا از
موضعی مناسب با استفاده از موقعيت فلسطين، لبنان، عراق و افغانستان و نيز با
استفاده از مسئله انرژی هسته ای ، تضاد ما بين امريکا، اروپا، چين و
شوروی و....وارد معامله شود، اما اين خطر نيز وجود دارد که به خاطر عدم بکار
بستن تمامی قوانين بازی (بنا به دلايل کوناگون) و لجاجت، يک دندگی و خود سری از
سوی جنايتکار کوچک منطقه ای و قلدر منشی جنايتکار بزرگ، صورت مسئله به کلی عوض شده و
شرايطی را بوجود آورد که دود آن به چشم همگان و بويژه ملت ستمديده ايران
برود. آن شرايط يعنی احتمال حمله نظامی امريکا و متحدينش به ايران که
هم اکنون از طريق تحريمهای بين المللی اقتصادی شروع شده است، در
صورت وقوع به مراتب فاجعه بارتر از اتحاد و دوستی اين جنايتکاران با يکديگر است. زيرا در آن صورت
تکليف خلقها و مردم ايران روشن می شود و می دانند که دشمنان آنها
کيستند. امپرياليسم و صهيونيزم جهانی و ارتجاع مذهبی حاکم بر ايران به عنوان دشمنان عمده و اصلی
خلقهای جهان و مردم ايران، همان بهتر که در کنار هم باشند و نخواهند از سر
خودخواهی، خود محوری و تن ندادن به شرايط يکديگر جهت سازش با هم وارد
جنگ شوند. زيرا در آن صورت فاجعه آن بمراتب از فجايع لبنان، فلسطين و عراق و
افغانستان بيشتر خواهد بود و تاريخ آن فاجعه را هيچ وقت از ياد نخواهد برد.
نتيجتا بايد گفت که سخنرانی اخمدی نژاد در دانشگاه کلمبيا و
سازمان ملل هيچ دست آوردی برای مردم ايران ندارد و تنها بدرد بهره
برداری تبليغاتی می خورد و گاها نيز مورد تمسخر جهانيان قرار
می گيرد. آخر وقتی
فردی نظير احمدی نژاد به عنوان
رئيس جمهور و نماينده جمهوری اسلامی در يک سخنرانی بين
المللی می گويد : ما در ايران هم جنس باز نداريم و يا اينکه می
گويد زنان ما در ايران از آزادی کامل برخوردارند و نهايتا در افشانی
کرده و می گويد که در ايران اگر آزادی، بی نظير نيست کم نظيراست،
آيا نبايد مورد تمسخر جهانيان قرار گرفته و تبديل به جوک و ظنز جهانی شود.