گرامی باد خاطره شهدای تابستان 1367
رحمان عبادی
شهريور 1384
وای به حال جامعه ای که مردم آن يا فاقد حافظه تاريخی باشند
و يا دارای حافطه تاريخی ضعيفی باشند.
حيات رژيم جمهوری اسلامی از همان آغاز بر سر کار آمدنش تکيه بر سر
نيزه و سرکوب عريان آزادی های سياسی، سرکوب مبارزات توده
های ندار، تحت فشار گذاشتن زنان واعمال حجاب اجباری، کشتار مخالفين
سياسی، سرکوب اقليتهای قومی و مذهبی، سوء استفاده از مذهب
جهت تحميق توده ها ودر يک کلام اعمال استبداد، استثمار و ديکتاتوری تمام
عيار در جامعه بوده است. کشتار زندانيان سياسی که در تابستان 1367( شهريور و
مرداد ) انجام گرفت درتداوم اعدامها و شکنجه های طاقت فرسای سال 1360
بود که در آن هزاران تن از جوانان رشيد ميهن مان به جوخه های اعدام سپرده
شدند. اوج درنده خويی و وقاهت رژيم جمهوری اسلامی در آن هنگام
اين بود که اسامی شهدايی را که به جوخه های اعدام سپرده شده
بودند را همانند اسامی قبول شدگان کنکور در روزنامه های جيره خوار
خويش همانند کيهان و اطلاعات آنزمان درج می کرد. مقاومت در درون زندانها
عليرغم اعدامهای روزانه و شبانه و شکنجه های وحشتناک، آنقدر وسيع و
جسورانه بود که رژيم را مستاصل و در مانده کرده بود. زيرا افزايش اعدامها و شکنجه
های قرون وسطايی نه تنها مقاومت را در زندانها کاهش نمی داد
بلکه بر عکس باعث گسترش مقاومت در درون زندانها و افشاء چهره ضد انسانی رژيم
در نزد مجامع بين المللی می شد. به همين خاطر رژيم سياست طواف
پروری را در پيش گرفت و در پی آن بر آمد تا از طريق طواف پروری و نادم ساختن آن بخش از زندانيانی که قدرت
مقاومت کمتری داشتند، به کاهش مقاومت در زندانها از يکسو و مشروعيت
زايی برای خويش از سوی ديگر دست يابد. عليرغم توفيق نسبی
رژيم در سياست طواف پروری باز اين سياست نتوانست مانع از گسترش مقاومت در
داخل زندانها و افشای رژيم در بيرون از زندانها شود. به همين دليل
خمينی و ياران نزديک او که عمدتا از طلاب درجه اول حوزه بودند بر اساس
فرمانی ضد انسانی و فاشيستی، کشتار زندانيانی را که هنوز دارای
انگيزه مقاومت و پايداری بوده و تن به سازش با رژيم جنايتکار جمهوری
اسلامی نداده بودند را آغاز کردند.
بسياری از زندانيانی که
مدت حبس خويش را سپری می کردند و برخی ديگر که هنوز محاکمه نشده
بودند و حتی بعضی ها که حبسشان به اتمام رسيده بود، جمللگی به صورت دست جمعی به جوخه
های اعدام سپرده شده و يا به قتل رسيدند. تمامی اين گلگون خفته گان را
در گورهای دست جمعی در اطراف خاوران و ....به طور مظلومانه به خاک
سپردند. خمينی و رژيم سراپا جنايتکارش با اين اعمال ضد انسانی و
فاشيستی خويش نشان دادند تا چه حد از توده ها و فرزندان مقاوم آنها در
هراسند و تا چه حد نسبت به آنها کينه داشته و در نهايت تا چه حد در کشتار و قتل و
عام آنها بيرحم و فاشيست هستند.
کشتار دست جمعی زندانيان سياسی در تابستان 1367 لکه ننگی
است بر دامن رژيم جمهوری اسلامی که تا ابد باقی خواهد ماند و
نشان خواهد داد که که اين رژيم با
تمامی دست اندرکارانش که برخی از آنها در شرايط فعلی در
دسته اصلاح طلبان حکومتی جای دارند، برای حيات انسانها زره
ای ارزش قائل نبوده و نيستند، چه رسد برای آزادی و يا ديگر حقوق
انسانی و اجتماعی آنها. بقول مرحوم شاملو شاعر بزرگ ميهن مان: هرگز از
مرگ نهراسيدم هراس من از مردن در
سرزمينی است که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزونتر
است.
اگر چه اين لکه ننگ تا ابد بر دامن رژيم جمهوری اسلامی باقی
خواهد ماند و حتی پس از سرنگونی و انهدام نظام نيز مايه عبرت در تاريخ
خواهد شد، اما آنانی که اين جنايات را ديده يا شنيده اند و آنها را به فرماموشی
سپرده اند و از افشای آنها در جهت
بيداری مردم ميهن مان و نيز اتصال تاريخی نسلها با يکديگر سر باز می
زنند نيز به نوعی در اين جنايات شريک خواهند بود. زيرا از طريق افشای
مستمر جنايات رژيم در د هه 60 و نيز از طريق گرامی داشت خاطره شهدای
سالهای 60 و 67 و.... می
توانيم آنها را با فجايع امروز جامعه ما و دستگيريها، شکنجه ها و اعدامهايی
که هنوز توسط رژيم در ميهنمان انجام می گيرد پيوند بر قرار کنيم.
سرنوشت دانش جويان، معلمان، زنان، کارگران، روشنفکران و روزنامه نگارانی
که امروز در زندانهای رژيم اسيرند و در بيرون از زندانها مورد اذيت و آزار
ايادی رژيم قرارمی گيرند، همان سرنوشت شهدای شالهای 60 و
67 و.... هست. همانگونه که آنها از آزادی،عدالت، و برابری دفاع
می کردند، اينان نيز دفاع می کنند. همان گونه که رژيم در سال 58 در
مقابل مقاومت دانش جويان و مبارزين اقدام به بر پايی "انقلاب
فرهنگی" اول(بخوانيد انهدام فرهنگی) نمود، در مقابل مقاومت امروز
دانش جويان و مبارزين نيز اقدام به بر پايی انقلاب فرهنگی دوم
می کند. با اين تفاوت که احمدی نژادها در آن هنگام يک حزب الهی
تازه به دوران رسيده و از ايادی اجرايی نظام بوده اند ولی امروز
به عنوان رئيس جمهور نظام و از تصميم گيرندگان اصلی نظام محسوب می
شوند. به هر حال جرم همه آزاديخواهان و عدالت طلبان اين است که گفته اند و
می گويند: رژيم جمهموری اسلامی، رژيمی
استبدادی، استثماری، و استحماری است که تاب تحمل آزاديهای
سياسی، عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی را ندارد و اين رژيم با
اين خصوصيياتش مانع از رشد و ارتقاء ملت ما در دنيا به عنوان ملتی سر بلند و
سر فراز است. اين رژيم با عملکردهای ماجرا جويانه اش در عرصه بين
المللی حتی استقلال کشور را نيز به خطر انداخته است. به همين خاطر
بايد جايش را به دولتی مردمی، طرفدار آزادی، عدالت
اجتماعی و حامی حقوق شهروندی بدهد.
آفرين و صد آفرين بر همه کسانی
که در گراميداشت خاطره تابناک شهدای سال 67
و همه شهدای دهه 60 و نيز
تمامی کسانی که در راه رهايی و آزادی مردم ميهن مان از
مال و جان خود سقاوتمندانه گذشته اند، شرکت می نمايند و با تکرار اين
گرامی داشتها حافظه تاريخی مردم ما را بيدار نگه داشته و پيوند نسلها
را جاودانه می کنند. زيرا اگر
ملتی حافظه تاريخی نداشته باشد نمی تواند هويتی
تاريخی و سرنوشت ساز پيدا کند واعمالش به کلی عقيم و ابتر و بدون
دنباله بوده و همه چيز را بايد از نو تجربه نمايد و برای هر تجربه ای
نيز می بايست بهائی گزاف بپردازد.
مستدام باد پيوند مبارزاتی نسلهای مقاوم ميهن مان
بيدار باد حافظه تاريخی مردم ميهن مان
زنده باد آزادی زنده باد
سوسياليسم