اهداف رژيم از سرکوبها و اعدامهای اخير

 

                                                 رحمان-ع

                                                 اگست 2007

 

همزمان با بحرانی شدن سياست خارجی ارتجاع مذهبی حاکم در رابطه با انرژی هسته ای و نيز تحريمهای اقتصادی شورای امنينت و سازمان ملل و تهديد های نظامی امريکا و متحدانش از يک سو و افزايش مبارزات اقشار متفاوت توده ها اعم از کارگران، دانش جويان، معلمان، زنان، روزنامه نگاران و.... از سوی ديگر، رژيم جمهوری اسلامی خود را در موقعيتی حساس و بغرنج احساس کرده و در تلاشی ارتجاعی و بغايت ضد مردمی اقدام به سرکوبهای شديد داخلی و ايجاد خفقان کرده است. در ماههای اخير بسياری از نمايندگان اتحاديه های کارگری، نمايندگان و اعضای انجمن های دانشجويی، روزنامه نگاران، معلمان، زنان و مخالفين سياسی توسط ايادی رژيم جمهوری اسلامی مورد ضرب و شتم و اذيت و آزار قرار گرفته و برخی از آنها نيز بازداشت شده و به زندانها و يا مکان های نا معلوم منتقل شدند. اذيت و آزار و شکنجه های طاقت فرسای مبارزين در بند جهت اعتراف گرفتن و مصاحبه تلويزيونی که شيوه ای جديد در نظام بغايت ارتجاعی جمهوری اسلامی نيست آنقدر شديد شده است که بسياری از سازمانهای حقوق بشری و مجامع بين المللی و حتی برخی از کشورهای اروپايی نظير فرانسه و ايتاليا که داری معاملات اقتصادی کلانی نيز با رژيم هستند، صدای اعتراض خود را بلند کرده و نقض حقوق بشر در ايران را هشدار داده اند و خواهان توقف شکنحه و آزار مخالفين سياسی و اعدامهای اخير که به نام ارازل و اوباش انجام می گيرد شده اند. رژيم جمهوری اسلامی بخاطر اينکه بتواند فضای رعب و وحشت را شديد تر نمايد در ماههای اخير اقدام به اعدام گسترده افرادی در شهرهای مختلف ايران تحت عنوان ارازل و اوباش کرده است. اعدام بصورت حلقه آويز کردن در ملاء عام که در گذشته يکی از سياستهاهی رژيم جمهوری اسلامی در ارتباظ با مخالفين سياسی- عقيدتی بود،  بخاطر افزايش فشارهای بين المللی و افشاگری های وسيع مخالفين سياسی در خارج از کشور و نيز بخاطر خروج رژيم از انزاوای بين المللی تا حدی کاهش يافته بود. اگر چه اعدامها به صورت پراکنده و هر از گاهی انجام می گرفت، اما ايادی رژيم همواره سعی ميکردند که آنها را کتمان نمايند. در ماههای اخير رژيم جمهوری اسلامی به گونه ای بسيار شتاب زده نه تنها در تلاش بر آمد تاهر مخالفی را و حتی مخالفين قانونی و فعاليتهای با مجوز را شديدا سرکوب کند ، بلکه با افزايش ميزان اعدامها در ملاء عام سعی می کند  تا با حاکم نمودن نوعی از رعب و وحشت عمومی در جامعه، خود را از تنگنای فعلی که ناشی از فشارها و تحريمهای  بين المللی بخاطر سياستهای هسته ای از يکسو و افزايش جنبشهای اجتماعی و مقاومت توده ها از سوی ديگر است، نجات دهد. اگر چه رژيم جمهوری اسلامی  بازداشتهای اخير، سرکوب شکنجه مخالفين سياسی و نيز اعدامهای وسيع خيابانی را برای خويش نشانی از قدرت و انسجام می داند، اما تمام اين اعمال حکايتگر هراس بيش از حد او از موقعيتی است که درعرصه بين المللی و داخلی برايش بوجود آمده است. مسئله ارازل و اوباش که ارتجاع مذهبی حاکم در ماههای اخير دست به اعدام وسيع آنان زده است  مسئله ای نيست که به تازگی بوجود آمده باشد، اما در گذشته هيچگاه اعدام اين افراد با اين وسعت و با شتابی اين چنين انجام نمی گرفت. ارتجاع مذهبی حاکم از طريق اعدام وسيع اين افراد در ملاء عام آنهم  در زمانی که مبارزات کارگران، دانشجويان، معلمان، زنان، روزنامه نگاران و.... را به شدت  و فاشيست مآبانه سرکوب می نمايد به دنبال 1- نشان دادن قدرت سرکوبگرانه و دد منشانه خويش و 2- به دنبال ايجاد فضای رعب و وحشتی است که در آن ديگر هيج مخالفی جرات مخالفت با رژيم را به خود ندهند.  هم چنين اين هراس وجود دارد که رژيم برخی از مخالفين سياسی را لابلای ارازل و اوباش به جوخه های اعدام بسپارد. امری که می تواند به دامن زدن جو رعب و وحشت کمک بيشتری نمايد. اما بايد اذعان داشته باشيم که رژيم جمهوری اسلامی با اعمال اين سياستها و نيز براه انداختن انقلاب فرهنگی دوم و اعمال سرکوبگرانه و فاشيستی خويش نه می تواند به جهانيان نشان دهد که دارای قدرت و انسجام هست و نه می تواند در حاکم کردن جو رعب و وحست در جامعه موفق شود. مشکل رژيم به نظر در جای ديگری است. ارتجاع مذهبی حاکم  بعد از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد حداقل وجهه ای که به دنبال شعارها و سياستهای عوامفريبانه  دولت خاتمی برای خويش در عرصه بين المللی(تشنج زدايی بين المللی) و داخلی(تبديل معاندين به مخالفين و مخالفين به منتقدين) بدست آورده بود را از دست داده است. هم چنين به لحاظ اقتصادی که سامان دادن  به  آن يکی از شعارهای مزورانه احمدی نژاد در زمان انتخابات رياست جمهوری بود و او با وعده به مردم که می بايست پول نفت را بر سر  سفره های خويش ببينند، نه تنها دست آوردی برای توده های محروم نداشت بلکه  اوضاع اقتصادی توده ها به مراتب وخيم تر شده است. مردم نه تنها پول نفت را بر سر سفره های خويش نديدند بلکه ناگزيرند که درشرايط اقتصاد جنگی بسر برده و در يکی از بزرکترين کشورهای نفت خيز جهان بنزين را با کارت کوپن دريافت نمايند!!!!

 

در نتيجه بايد گفت که مجموعه شرايط اقتصادی، سياسی، فرهنگی و اجتماعی در وضعيت فعلی بگونه ايست که ارتجاع مذهبی بکلی پايگاه توده ای خويش را از دست داده است و ديگر مشروعييت و مقبولييت توده ای نداشته و فرد ديگری را هم که بتواند يک دوره ديگر با عوامفريبی و توهم پراکنی برای رژيم مشروعييت بيافريند در آستين ندارد. به همين دليل نا گزير است که تنها به نظامی گری و سياست سرکوب تمام عيار و ايجاد رعب و وحشت روی بياورد. در حاليکه رژيمهای مردمی همواره در چنين تنگناهايی می با يست از طريق انسجام داخلی و سروسامان دادن به مظالبات توده ای و بهبودی وضعييت معيشتی توده های ندار خود را آماده دفاع در مقابل دشمنان خارجی و انزوای بين المللی می کنند. اما چون رژيم جمهوری اسلامی از يک سو رژيمی بغايت ارتجاعی و ضد مردمی و از سوی ديگر تضادش با امپرياليست امريکا و متحدينش تضادی غير اصالی و عوامفريبانه است و امکان هر گونه سازش با دشمنان خارجی وجود دارد، بنابراين ترجيج می دهد که در داخل به سرکوب محض و ايجاد رعب و وحشت روی آورد و در خارج از مرزها خود را آماده سازش و مصالحه نمايد. سازشی که بتواند از طريق آن بقای حکومتش را تضمين نمايد. برای چنين تضمينی رژيم در يافته است که با مردم نمی توان کنار بيايد، اما با امپرياليست امريکا  و سرمايه داری جهانی می تواند سازش نموده و کنار بيايد. بی شک رژيم از سياستهای سرکوبگرانه اخيرش هم چنين در صدد آن است تا به اصلاح طلبانی که هنوز در تلاش هستند تا سهم بيشتری در حاکمييت از طريق شرکت در انتخابات پيش روی مجلس داشته باشند، هشدارهای لازم را بدهند و به آنها بفهماند که شرايط نه شرايط قبل از خرداد 76 بللکه شرايط قبل از خرداد سال 60 می باشد. و رژيم در گير جنگی خارجی و دشمنان داخلی است. بنابراين سرکوب تمام عيار آزاديهای سياسی  و مبارزات عدالتخواهانه توده ها تنها راه حل برای رژيم جهت خروج از اين تنگنا می باشد. در همين رابطه دشمنی با امريکا و جهان غرب و کوبيدن بر طبل انرژی هسته ای بزرکترين بهانه ها را به رژيم می دهد.

 

اين است که بر تمامی نيروهای سياسی و آزاديخواهان و نيروهای مترقی در داخل و خارج است که خود را جهت مقاومت و افشای سياستهای سرگوبگرانه و شبه فاشيستی رژيم آماده نمايند و از هر امکانی جهت وادار کردن رژيم جهت متوقف کردن اعدامها و توقف سرکوبها، بازداشتها و شکنجه زندانيان در بند استفاده نمايند.