تظاهرات
عليه جهانی
شدن در روستوک
و دست آوردهای
آن
رحمان-ع
جوئن2007
نشست
سران 8 کشور
صنعتی که
امسال در
هایليکندام
(آلمان) بر
گزار شد با
اعتراضات
شديد مخالفين
ضد جهانی شدن
مواجه گرديد.
در اين مقاله
قبل از بررسی
ابعاد وسيع
اين مقابله،
نخست نگاهی اجمالی
به تاريخچه،
اهداف
وعملکرد
تاکنونی اجلاس
سالانه سران کشورهای
صنعتی وهم
چننين
مخالفين آنها
که مبارزات
آنها عليه
جهانی شدن و
فجايع ناشی از
آن پيگرانه
تداوم دارد،
انداخته و سپس
دست آوردهای
اين مبارزات
را مورد توجه
قرار می دهيم.
پس از
طرح مسئله
جهانی شدن و
نيو ليبراليسم،
سران کشورهای
صنعتی از سال 1975
تصميم به
برگزاری نشست
ساليانه
گرفته تا
سياستهای
عمومی جهانی
سازی را با
تکيه بر بانک
جهانی، صندوق
بين المللی
پول، سازمان
تجارت جهانی و
ديگر سازمانهای
بين المللی
وابسته به
سرمايه داری
جهانی تعيين
کنند. اجلاس
سران کشورهای
صنعتی همانگونه
که از
نامش پيداست
يک سازمان
مشخصی که دارای
دفتر و دستک و
سايت و
روزنامه و ....
باشد نیست، بلکه
جلستاتی است
که ساليانه
برای چند روز بر
گزار می شود. اجلاس
سران که با
شعارهايی عوامفريبانه
از قبيل
مبارزه با فقر
جهانی،
مبارزه با
ايدز، کمک به
توصعه
کشورهای
توسعه
نيافته،
مبارزه با
نظامهای
ديکتاتوری و
گسترش
دموکراسی و در
اين اواخر
مبارزه با
تروريسم
تشکيل می شود،
عمدتا در
راستای جهانی
سازی و گسترش
بازار آزاد و
نيوليبراليزم
می باشد. در
واقع جهانی
سازی، بازار
آزاد و
نيوليبرالسم
از جمله اهداف
اساسی اين
اجلاس می
باشد. اجلاس
سران که در
اوائل بدون
سروصدا انجام
می يافت در يک
دهه اخير
مواجه شد با
مبارزات پيگيرانه
نيروهای ضد
جهانی شدن و
ضد
نئوليبراليسم.
مبارزات
ضد جهانی سازی
از طريق يک
ائتلاف جهانی
به نام
فروم
اجتماعی از
سال 1991
آغاز گرديد.
اولين حرکت
اعتراضی اين
ائتلاف جهانی از
طريق برپايی
تظاهراتی در
سياتل در همان
سال 1991 انجام
گرفت که با
سرکوب شديد پليس ضد
شورش مواجه
شد. دو سال بعد پس
از برخورد
وحشيانه پليس
امريکا در
سياتل، در
ژانويه 2001
پورتوالگره
برزيل ميز بان
برنامه 5 روزه
مخالفين
جهانی سازی و
نئوليبراليسم
بودند که در
آن بيش ازسی
هزار نفر شرکت
کردند. پس از
آن فروم
اجتماعی به
بزرگترين
ائتلاف
مخالفان
جهانی سازی
تبديل شد. اين
مخالفتها پس
از آن در
ايتاليا،
بلژيک، فرانسه،
انگلستان و
چند کشور ديگر
عليه جهانی
شدن و عليه
اجلاس سران
کشورهای سرمايه
داری انجام
گرفت. در
ايتاليا پس از
کشته شدن يکی
از تظاهر
کنندگان توسط
پليس اين مبارزت
ابعاد وسعتری
به خود گرفت.
سرمايه
داری جهانی از
طريق سرکوب
اين نيروها
قصد آن داشته
است تا
نيروهای ضد
جهانی شدن را
به شدت تضعيف
کرده تا
بتواند به
سياست گذاری
های سالانه
خويش بدون هيچ
موانعی اقدام
نمايد. سران
امپريالیستی
کشورهای صنعتی
هيچ گاه
برنامه های
واقعی خويش را
اعلام نمی
کنند. سياست
عمومی آنها که
در راستای
خصوصی است به
گونه ای است
که: 1- سعی می
کنند تا
کشورهای فقير
را از طريق
وابسته کردن
به بانک جهانی
و صندوق بين الملللی
و دادن وام به
آنها با بهره
های چندين
برابربه شدت فقيرتر
کرده و به کلی
به زانو در
آورند. نمونه ای
از اين
سياستها را در
کشورهای نظير
برزيل و
آرژانتين
شاهد بوديم و
ديده ايم که
چگونه
واحد پول
آرژانين در
مدتی کوتاه به
شدت سقوط کرده
و بده کاريهای
خارجی و نيز
کمبود مواد
غذايی و
دارويی کشور
را مبتلا به
هرج و مرج و ويرانی
کرده بود.
اين
سياستهای به
غايت منفعت
طلبانه باعث
می گردد تا در
کشورهای غير
صنتعی يک طبقه
سرمايه داری
غير صنعتی و
دلال بوجود
آمده و سرمايه
گذاری های
خارجی بدون
هيچ مانعی
گسترش يافته،
اما بخش اعظم
تود ه ها به
فقر مطلق دچار
شوند.
2-
مسئله خصوصی
سازی باعث می
گردد تا تمامی
امکانات
عمومی، خصوصی
گشته
تا سرمايه
داران و بازار
و صاحبان
صنايع هر گونه
که خود تشخيص
می دهند نرخ
ها را تعين
نمايند. در
اين رابطه هر
انسانی در هر
جای دنيا اگر
از پی پرداخت
هزينه های کمر
شکن بر نيايد
می بايست از
گردونه هستی
خارج گشته و
بی خانمانها و
آوراگان تبديل
شود. به عنوان
مثال زمانی که
بيمارستانها
و بيمه پزشکی،
مسکن، برق، آب
و گاز که از
لوازم اولیه بهداشت
و معاش هستند،
خصوصی می
شوند، چنان
وضعييتی پديد
می آيد که
طبقات ندار و
فقير بسياری
از جوامع بتدريج
از هستی ساقط
می شوند و هيچ
کس نيز خود را
مسئول فجايع
ناشی از خصوصی
سازی نمی
داند.
3- در
راستای همين
خصوصی سازی
است که
کشورهای صنعتی
و سازمانهای
وابسته به
آنها،
کشورهای غير
صنعتی را
وادار می کنند
تا سوبسيدها
را که در حمايت
از کشاورزی به
کشاورزان
داده می شد
قطع کرده تا
از آن طريق
کشاورزی نيز
به شدت ضربه
خورده و يا
نابود شود و
کشاورزان به
عنوان نيروی
ذخيره کار
راهی شهرها
گشته و برای
فروش بسيار
ارزان نيروی
کار به رقابت
با کارگران با
سابقه شهری
پرداخته و باعث کاهش
دست مزدها و اخراج
کارگران با
سابقه و دائم
شده و
در بسياری
موارد تبديل
به نيروهای
اعتصاب شکن و
بعضا جز
پايگاه
اجتماعی
نيروهای ارتجاعی
شوند.
خصوصی
سازی در
راستای جهانی
سازی باعث می
گردد تا
صاحبان
سرمايه در هر
کجای دنيا که
بخواهند
براحتی
سرمايه گذاری
کرده و از طريق
استثمار
مضاعف
کارگران به
سودهای نجومی
دست يابند،
اما کارگران و
نیروی کار اين
حق را ندارند
که آزادنه در
کشورهای مورد
دلخواه خويش
برای پيدا
کردن کار
مهاجرت
نمايند. در
واقع اين
سياست باعث جهانی
شدن سرمايه می
گردد ، اما
جامعه جهانی
بوجود نمی
آورد. آنها با
سرشکن کردن
تمامی نا
ملايمات بر سر
کارگران
خارجی و
مهاجرين تنها
به فضای خارجی
ستيزی و
راسيستی کمک
می نمايند. در
واقع از
عاملين
مستقيم گسترش
راسيسم و
تبعيض نژادی
در کشورهای
صنعتی می
شوند.
4-
نيروها و يا
کشورهايی که در
مقابل سياست
گذاری های
کشورهای
صنعتی، صندوق
بين المللی
پول، سازمان
تجارت جهانی و
بانک جهانی
مقاومت می
کنند و تن به
جهانی شدن نمی
دهند به عنوان
نيروها و يا
کشورهای
مخالف دموکراسی
و بازار آزاد
همواره مورد
تهديد و تحريم
و در
صورت ممکن
حمله نظامی
قرار می گيرند.
5- در
اين نظام
خصوصی سازی و
نئوليبراليسم که سران
آنها ساليانه
تحت عنوان
اجلاس سران
کشورهای
صنعتی جهت نظم
و انتظام آن
با همديگر به رای
زنی، مشورت و
برنامه ريزی
می پردازند
هيچ چيزی جز
سود هر چه
بيشتر برای
صاحبان
سرمايه اهمييت
ندارد. در
الويت مطلق دادن
به مسئله سود
و ارزش اضافی
و نيز بازار
آزاد که در آن
رقابت حرف اول
و آخر را می
زند، دو
موضوع
اساسی يعنی
انسان و طبيعت
به کلی قربانی
می شوند. در
واقع سود
بالاتر از هم
چيز بويژه
انسان و طبيعت
قرار می
گيرند. در اين
نظام ويرانگر
انسانيت
انسانها و نيز
طييعت در معرض
نابودی و فروپاشی
قرار می
گيرند. مسئله
گرم شدن زمين
و نابودی
تدريجی طبيعت
که همگان را به
وجشت انداخته
و يکی از
موضوعات مورد
بحث اجلاس
سران در سال
جاری در کنار "مبارزه
با ايدز و کمک
به افريقا بود"
به اقرار خود
سران اجلاس و رسانه
های متعلق به
آنها محصول
سياستهای
توليدی و صنعتی
کشورهای
سرمايه داری
بويژه امريکا
و اروپا
می باشد. بنا به گفته
رسانه ها،
جمعيت اروپا و
امريکا که
مجموعا 9 در صد
جمعيت جهان را
تشکيل می دهند
بيش از 50 در صد
توليدات
صنعتی ای که
عامل گسترش
گازهای
گلخانه ای است
را در اختيار
دارند. اين
امر نشان می
دهد که
کشورهای صنعتی
نه تنها
عاملين حل
مشکلات و معضلات
بشريت نيستند
بلکه از
عاملين اصلی
ايجاد تمامی
معضلات و
مصائب از قبيل
گسترش فقر و
ايجاد شکاف
طبقاتی ،
توليد سلاح و
بويژه
سلاحهای
کشتار جمعی،
نابودی طبيعت
و محيط زيست،
بوجود آوردن
جنگها و تجاوز
به کشورها و
اشغال
سرزمينها و
....می باشند.
بخشی از همين
معضلات اساسی
به عنوان
انحراف اذهان
عمومی از جمله
موضوعات مورد
بحث در اجلاس
سران کشورهای
صنعتی در
روستوک بوده
است.
مخالفين
ضد جهانی شدن
چه می گويند
پيام
مخالفين ضد
جهانی شدن
عبارت از ندای
مظلوميت
تمامی
انسانهای
مظلومی است که در
سراسر جهان
بخاطر اعمال
سياستهای جوامع
امپريالیستی (
جهانی سازی)
همه هست و نيست
خويش را به
تاراج رفته می
بينند.
مخالفين
جهانی شدن که
مرکب از
نيروهای چپ،
آنارشيستها،
ضد جنگ، ضد
فقر و
نابرابری، ضد
راسيست، جنبش
زنان،
طرفداران حفظ
محيط زيست و
نهايتا ضد
سرمايه داری و
ضد
امپرياليستی
هستند، همگان دوشادوش
هم هر ساله
اعلام می
دارند که سران
کشورهای
صنعتی و
سرمايه داری
جهانی نه تنها
مشروعيتی
برای سياست
گذاری های
جهانی
ندارند، بلکه
آنها خود
عاملين اصلی
بروز
نابسامانيها و
فجايع جهانی
هستند.
مخالفين ضد
جهانی شدن معتقدند
که جهانی غير
از جهان
سرمايه داری نه
تنها ممکن است
بلکه برای
ساختن آن بايد
تلاش نمود.
خوشبختانه
مبارزين ضد
جهانی شدن و
ضد نئوليبراليزم عليرغم
سانسور، بايکوت و جعل خبری
رسانه های
امپريالیستی تا حد
زيادی در
رساندن اين پيام
موفق شده اند.
تظاهرات
امسال که در
اعتراض به
نشست سران 7
کشور صنعتی+
روسيه انجام
گرفت از موفق
ترين تظاهرات
تا کنونی در
رساندن پيام
ضد جهانی شدن
به لحاظ کمی و
کيفی بوده
است.
پليس
آلمان قبل از
تظاهرات بخشی
از اعضا و راهبران
تظاهر
کنندگان را
دستگير کرده
بود. دولت
آلمان که حدود
100 ميليون دلار
و 16000 نيروی
نظامی و پليس
ضد شورش و نيز
ديواری به طول
12 کيلو متر ما
بين هايليکندام
(محل نشست
سران) و
روستوک (محل
بر گزاری تظاهرات)
را جهت
تدارک نشست
سران و سرکوب
تظاهر کنندگان
اختصاص داده
بود، باز هم
نتوانست اين
تظاهرات را در
هم بشکند.
صحنه تظاهرات
از آغاز صحنه
عجيبی بود. هلی
کوپترهای
آلمانی از آغاز
تا پايان
تظاهرات بر
بالای سر
تظاهر کنندگان
در گردش بود،
تمامی
خيابانها و
کوچه هايی که
تظاهر
کنندگان از
آنها عبور می
کردند مملو از
نيروهای
نظامی، پليس
ضد شورش و
ارتش بود.
ماشین های
پليس و نفر
برهای ارتش در
تمامی
خيابانهای
روستوک در
حرکت و يا
مستقر بودند.
صحنه به گونه
ای بود که هر
ناظری با ديدن
آن به ياد
نبردهای
خيابانی و
انقلاب می
افتاد. واقعا
نيروهای ضد
جهانی شدن،
طرفداران
جهانی شدن و
مزدوران آنها
را به وحشت
انداخته
بودند.
تمام
تظاهرات در
روز شنبه 2
یونی به مدت 4
ساعت (از 11 صبح
الی 3 بعد از
ظهر) با آرامش
برگذار شد،
اما حضور 16000 نيروی
نظامی و پليس
ضد شورش با
تمامی
تجهيرات و
وجود هلی
کوپترها بر
فراز سر تظاهر
کنندگان به
منظور عکس بر
داری و
شناسايی و هم
چنين دستگيری
برخی افراد در
روزهای قبل از
تظاهرات و در
نهايت گسيل هر
چه بيشتر
نيروهای
نظامی
درميدان
پايان
تظاهرات که به
تمامی حکايت
ار قدرت نمايی
پلیس و
نيروهای
نظامی داشت،
صحنه را به
کلی برای يک
نبرد و شورش
آماده کرد.
بخشی از تظاهر
کنند گان که
به تمامی سياه
پوش بوده و در
تمامی طول
تظاهرات به
صورت منسجم و
دست در دست هم
زنجير کرده
مسير تظاهرات
را با ديگر
همرزمان خويش
طی کرده
بودند، ناگهان
با ديدن صحنه
ای که در آن
پليس يکی از
معلولين را از
چرخش پایين کشيده
تا دستگير
نمايد، ملتهب
گشته و به
پليس حمله ور
شدند.
پليس
ضد شورش که
قصد قدرت
نمايی بيشتری
داشته و خواهان
سرکوب
تظاهرکنندگان
و دستگيری حمله
کنندگان بود
به حمله
متقابل پرداخته
و باعث خشم
بيشتر تظاهر
کنندکان و
بويژه سياه
جامگان شد. در
واقع به قول
برخی از رسانه
ها پليس ضد
شورش از اين
طريق بنزين بر
آتش پاشيده و
باعث شعله ور
تر شدن آتش
گرديد. بخاطر
حجم وسیع
تظاهر
کنندگان و
بويژه انسجام
سياه جامگان
که به نام
نيروهای
مستقل و ضد
راسيست در اين
تظاهراتها
شرکت می کنند،
برای اولين
بار پليس به
محاصره
تظاهرکنندگان
در آمد. به
گونه ای که
راه فرار
نداشتند. پليس
ضد شورش با
پرتاب گاز اشک
آور، استفاده
از
اسپری فلفل،
آب پاش و
باطوم و نيز
ضرب وشتم
تظاهر
کنندگان خواهان
کنترل
تظاهرات و
دستگيری
معترضين شد.
نيروهای سياه
پوش با آتش
زدن لاستکها و
پرتاب کوکتل
مولوتف و نيز پرتاب
بطری های
نوشابه و
سنگهايی که از
طريق شکستن
سنگفرشهای
خيابان بدست
آورده بودند
به حملات
متقابل
پرداخنند. اين
در گيرهای که
از ساعت 3 بعد
از ظهر به مدت 3
ساعت ادامه
داشت آنقدر
وسيع بود که
در آن بيش از
هزار نفر از
طرفين زخمی
شدند. برای
اولين بار
تعداد زخمی
های پلیس از
زخمی های
تظاهر
کنندکان
بيشتر بود. در
اين تظاهرات 150
نفر از تظاهر
کنندکان
دستگير شدند.
از اين تعداد
بجز 35 نفر بقيه
در همان روز
آزاد شدند.
تظاهر
کنندگان بعد
از بازداشت
همرزمانشان به
محل زندان
رفته و خواهان
آزادی فوری
همرزمانشان
شدند. اين
اعتراضات در
روزهای ديگر
نيز ادامه
داشت که
متاسفانه ما
نتوانسته ايم
در آنها شرکت
نمائيم و می
بايست شب همان
روز بر می
گشتيم. در ادامه
اين تظاهرات
در روز چهارشنبه
که اولين روز
نشست سران بود
تظاهر کنندکان
خود را به
نزديک ديوار
آهنينی که طول
آن 12 کيلو متر
بود و دولت
آلمان جهت
احداث آن برای
هر کيلومتر يک
ميليون
يورو(جمعا 12
ميليون يورو)
هزينه کرده
بود، رسانده و
تلاش کردند تا
نشست سران
کشورهای
صنعتی را بر
هم زنند.
تظاهرکنندگان
شعارمی دادند:
جنايتکاران
حاضر در اجلاس
بايد دستگير
شده و به
محاکمه سپرده
شوند.
اگر
چه
سازماندهنگان
تظاهرات 2 الی 6
يونی در روستوک
و نيز بسياری
از نيروها و
سازمانها خواهان
آشوب و شورش و
نيز در گيری
با پليس
نبودند، و
بعضا اين در
گيری را محکوم
کردند و اگر
چه من نيز به
سهم خويش از
بکار گيری
خشونت در
تظاهرات
مخالف هستم،
اما بايد بگويم
که اولا اين
تظاهرکنندگان
نبودند که عامل
تحريک به آشوب
و خشونت شدند
و دوما آيا
برای تظاهراتهای
مسالمت آميز
در جهان کنونی
که تنها
سرمايه،
قدرت، وبرتری
نظامی و رسانه
ها و مجامع
وابسته به
آنها حرف اول
را می زنند،
گوش شنوايی
وجود دارد.
آگر پاسخ به
اين سوال مثبت
است، پس چرا
با وجود تمامی
تظاهراتهاي
مسالمت آميزی
که عليه حمله
امريکا به
عراق و
افغانستان و توقف
اشغال فلسطين انجام
گرفته است،
اما حمله و
اشغال کماکان
صورت گرفته و
ادامه دارد.
اين است
که بايد گفت
اگر چه
استفاده از خشونت و
آشوب به عنوان
يک استراتژی و
به عنوان يک
روش مبارزاتی
به هيچ وجه
درست نيست و
مبارزين را به
اهدافشان نمی
رساند و نيز
مانع از گسترش
و وسعت بخشيدن
توده ای در
مبارزه می شود
، اما به
عنوان يک
تاکتيک و به
عنوان راه حلی
تاکتيکی در مقابله
با قدرت
نمائيهای
دشمن و به
منظور اميد
بخشيدن به
توده ها
درراستای حضور هر
چه بيشتر مردم
در
مبارزات اين
چنينی کاملا
قابل استفاده
است و بايد از
آنها استفاده
کرد.
در
پايان بايد
بگوييم که
تظاهرات
امسال
نيروهای ضد جهانی
شدن به عنوان
يکی از نمونه
های موفق
تظاهرات ضد
جهانی شدن در
راستای
مبارزات پيشين
که در آن بيش
از 100000 نفر شرکت
کردند، محسوب
می شود. اين
تظاهرات در
راستای تمامی
مبارزات
پيشين ضد
جهانی شدن، ضد
جنگ، ضد فقر و
نابرابری، ضد
راسيست، دفاع
از حقوق زنان،
دفاع از خلق
فلسطين و مردم
عراق و
افغانستان و
دفاع از حفظ
محيط زيست و......نشان
داده است که
نيروهای ضد
جهانی شدن و
نيروهای ضد نا
برابری، فقر و
نا عدالتی می
روند تا به
عنوان ابر
قدرتی عينی در
مقابله با
امپرياليزم و
سرمايه داری
جهانی صف
آرايی کنند.
ابر قدرتی که
می خواهد جهان
بهتری را نويد
دهد و جهان
بهتری را بسازد.
به اميد آنروز