کنفرانس
آناپليس ، تکرار سنتی فريبکارانه در سياست خارجی آمريکا
از:
ناصر مهاجر
30
نوامبر 2007
فريبکاری
زمانی صورت می گيرد که حقی وجود داشته باشد و برای اينکه آن حق استيفا نشود و به صاحب اش برگردانده نشود ، خودرا
آشکار می سازد، مبارزه عادلانه و
رهائيبخش خلق فلسطين عليه تجاوز و
اشغالگری يک حق مسلم و آشکار است و
تجاوز و کشتار و اشغال سرزمين های فلسطين يک ناحقی و ستم آشکار ، و مبارزه
بين اين دو جبهه حق طلبی و ستمگری بيش از 60 سال است که با خونين ترين صحنه
ها تداوم يافته و در اين 60 سال
امريکا همواره در طرف ستمگر و مدافع
سرسخت آن، او بيشترين بودجه تجاوز ، اشغال و سرکوب را می پردازد ، هم اوست که مدرن ترين سلاح های اشغال گران را تامين می
کند ، اوست که هر اقدام بين المللی برای محکوميت اشغالگران نژادپرست را وتو می کند و هر طرح و برنامه ای که برای
احقاق حق مردم فلسطين تنظيم و ارائه
می شود ، خنثی! .
قرار
بر اين بود که فلسطين تماما اشغال شود و ساکنان آن تماما تسليم ، کشته و يا متواری شوند، در کشور
های عربی پراکنده و پس از گذشت نسل اول
در آن جوامع حل شوند و اين چنين طرح احداث کشور اسرائيل، کشوری که حافظ
منافع استراتژيک امپرياليسم و هم
پيمانان غربی اش در يکی از حساس ترين و حياتی ترين مناطق جهان ، يعنی خاورميانه است
، عملی گردد . اما اين طرح ضد خلقی
آنان مطابق برنامه پيش نرفت، مردم فلسطين با خلق يکی از طولانی ترين ، جسورانه ترين و پی
گير ترين مبارزات در طول تاريخ، مانع از عملی شدن اين طرح استعماری شدند. و عليرغم
همه تبليغات زهرآگين و فريبکارانه رسانه های امپرياليستی ، به دنيا ثابت کردند که
مبارزه شان يک مبارزه آزاديبخش، حق طلبانه و عدالتخواهانه است. اين را همه سازمان ها و نهاد ها و هم مجامع حقوقی
بين المللی بی طرف تاييد کرده اند ، به همين خاطر است که اينک امريکا به فريبکاری
روی آورده است. و در حالی که در عمل سرسختانه از تجاوز، اشغالگری، ترور، و
نژادپرستی دفاع می کند، اما در حرف از صلح حرف به ميان می آورد طوری که اين " صلح خواهی " فريبکارانه ديگر به "
سنتی " تبديل شده که معمولا هر ده
سال يک بار تکرار می شود که کنفرانس صلح کمپ ديويد، کنفرانس صلح اسلو، و اينک کنفرانس صلح آناپليس، از اين قبيل
اند.
امريکا معمولا در همه اين کنفرانس ها عده ای عروسک خيمه شب بازی را برای جدی
نشان دادن صحنه فريبکاری اش با خود همراه دارد و اين بار حاکمان مزدور کشورهای عربی را ، همان هايی
که در داخل کشورهايشان " شير " هستند و
در خارج " روباه" آنان در عرصه سياست های بين المللی عليرغم تعدد شان نه
وزنی دارند و نه کسی آن ها را جدی می گيرد، اخباری که از آنها در رسانه های غربی
پخش می شود معمولا از سه کادر خارج
نيست: عياشی ، ولخرجی ، سرکوب.
کنفرانس
در " آناپليس با بيانات بوش در مورد
" صلح " و تشکيل دو کشور " دموکراتيک" اسراييل و فلسطين شروع به کار می کند،
توافقات" کمپ ديويد" و " اسلو "
مجددا تکرار می شود . کنفرانس
پس از 48 ساعت با " حرف های " قشنگی خاتمه می يابد. "رئيس جمهور" عباس، و نخست وزير المرت به
هم قول می دهند که راه صلح را هموار کنند، راهی که بايد به تشکيل يک کشور مستقل فلسطين در
کنار اسرائيل ختم می شود. از خيلی موضوعات " حرف" به ميان می آيد. از موقعيت
اورشليم، از برگشت آوارگان فلسطينی، و...، قرار می شود که صحبت ها در قالب هيات های
تخصصی ادامه يابد و در اين هيات ها امريکا می خواهد نقش " ناظر : داشته باشد. به
فلسطين سری می زنيم ، اسرائيل هم چنان غزه را بمباران می کند، آبادی های يهودی نشين
همچنان گسترش می يابد ، زمين های مردم فقير فلسطين همچنان دزديده می شود، ديوار سازی همچنان ادامه دارد ، مردم
فلسطين عليه صلح به تظاهرات و قيام بر خاسته اند ، سربازان اسرائيلی و سربازان عباس آنان را سرکوب می کنند، و
بودجه و سلاح امريکايی همچنان به اسرائيل سرازير است.
مبارزه
دليرانه مردم فلسطين با تشکيل سازمان
الفتح ، تقويت شد و چند دهه تداوم يافت ، اما در پروسه زمان غالب رهبران آگاه و
جسور و سازش ناپذير فلسطين همچون ابو
اياذ، ابو جهاد، و... ترور شدند و آخرين آنها ابو عمار بود که تلاش کردند او را به سازش
بکشانند ، موفق نشدند، لذا او را چندين سال در محاصره سربازان اسرائيل در مقر تخريب شده اش محبوس کردند تا اورا با داروهای زهر آگين از پای درآوردند . خلق فلسطين انتفاضه را آفريدند، جنبشی تماما توده ای، که رعب
بر تن اشغالگران انداخت ، در غياب رهبران سازش ناپذير فتح ، و در گذر زمان آن
سازمان فرسوده شد فساد در درون اش
رشد کرد ، و از محتوی انقلابی و رهائيبخش اش خالی، اينک اکثريت مردم فلسطين اعتماد
خودرا به آن از دست داده اند و ، و
به حماس روی آورده اند ، و فتح به رهبری عباس به اميد امريکا و اسرائيل در پای ميز سازش در
کنفرانس آناپوليس تبديل شده است
روزگاری فتح برای خلق فلسطين رزمنده بود ، سازش ناپذپر و مردمی، اما برای اسرائيل و امريکا ، "تروريست
اما
اينک مردم فلسطين سازش ناپذيری و رزمندگی را در حماس می بينند . اما همين حماس در نگاه آمريکا و اسرائيل " تروريست "
در
اين کنفرانس که يک طرف اش فلسطينی هستند ،از آن سازمانی که رای اکثريت مردم فلسطين را
با خود دارد و در انتخابات 2006 برنده شد ،نه تنها دعوت نشده بلکه او دشمن قلمداد می شود و سرزمين های
تحت کنترل اش منطقه دشمن، در حالی که اينک به عباس کمک مالی
می شود، سلاح و تانک از طرف اسرائيل
در اختيارش قرار داده می شود ، در مناطق تحت کنترل حماس حتی برق بيمارستان ها
را نيز قطع کرده اند. از زمان به قدرت رسيدن حماس ، امريکا و هم پيمانان غربی اش با تحريم دولتی که توسط حماس تشکيل شد ، مردم
فلسطين را به خاطر انتخاب حماس مجازات می کنند . به ظن امپرياليسم امريکا و هم
پيمانانش غربی اش دموکراسی يعنی شرکت مردم در انتخاباتی که هژمونی مورد
قبول آنان بر سر کار آيد . با اين حساب ماهيت صلح امپرياليستی بر مردم آگاه فلسطين آشکار
است . مردم فلسطين در اثر تجربه ای طولانی ، تجربه که به بهای خون هزاران جوان
فلسطينی به دست آمده می دانند که هدف صلح امريکايی نه احقاق حقوق مردم فلسطين بلکه
به انزوا کشيدن مقاومت و سست کردن پشتوانه های بين المللی آن است و اگر مقاومتی و
مبارزه ای نبود از اين چنين نمايش های " صلح " نيز خبری نبود. نمايشی که تنها می
تواند حاکمان جاهل کشور های عربی را بفريبد و مزدوران هم پيمان امپرياليسم
را اميدوار .