مورخه : 6 مه 07
= 16 ارديبهشت 86 . باسم
رب مستضعفين .
موضوع :
کمی با حافظ [
برگرفته ای از
: حافظ نامه /
بهاء الدين
خرمشاهی ] .
برگيرنده
: ياور .
شخصيتهای
شعر حافظ ، در
مراوده و
تقابل با
يکديگر ،
دنيای
عارفانه ای را
رقم می زنند .
دنيای واقعی امروز
ما هم ؟! زاهد + واعظ
+ شيخ + فقيه +
امام شهر + ملک
الحاج + مفتی +
قاضی و صوفی
هم . اما در صف
ديگر ؛ پير
مغان ، قلندر
، درويش و
بالاخره " رند
" را می بينيم
، که گوئی از
متن زندگی و
محله های
پائين شهر ،
سر و کله اش در
شعر او پيدا
می شود . جالب
اينکه ؛ نه از
اشراف است ، و
نه از ما
بهترون . آری ،
ما هم خدائی
داريم (1)
پاتوق اهل
مدرسه و اهل
صومعه ؛ مسجد
است و خانقاه
، زيارتگاهها
و رياضتگاه ،
مجلس وعظ است
و . . . از اينجور
جاها . از
ويژگيهای
اهالی اين
ديار ؛
خودبينی و
غرور ، هم بی
درد + عابد نما
و گاه چله نشين
+ رياکار و
جلوه فروش ،
سست ايمان +
دوستدار جاه و
مقام + بی وفا و
سست پيمان ،
که خوبی هاشان
، از طمع به
حور و نعيم
بهشت آب می
خورد . اما از
عشق و حقيقت ،
چه بگويم (2)
مشرب حافظ
، از نحله های
؛ اشاعره +
معتزله + شيعه
و عرفان متاثر
می گردد . که
همگی ، خدا را
منشا " خير " می
دانند ، نه "
شر " + توحيد را
؛ رکن رکين
ايمان ! اما "
عشق " و فضول عقل
، بابی را می
گشايد که . . . !
ناگفته نماند
که در ثنويت ؛
خير و شر از 2
منشا مجزا از
هم زاده می شوند
(3)
اغلب عرفا
و صوفيان ،
اشعری مذهب و
مشرب بوده اند
. از ويژگيهای
اشاعره ؛ نافی
عقل ، منشا
خير و شر ، ظلم
و عدل را در
شرع جويا می
شوند و عقل را
فاقد قوه تميز
آن + هرچه خدا
می خواهد ، که
جبر و عدل را
در آن پذيرا
می شوند . راضی
به رضای حق + و
رويت روی خدا
را باور دارند
. و شايد در
تحليل آخر می
توان گفت ؛
اشاعره ، روح
توحيد و تسليم
را بر نحله
خود می دمند و
براه خود می
روند (4)
چرخ ،
برهم زنم ار ،
غير مرادم
گردد
من
؛ نه آنم
که زبونی کشم
از چرخ و فلک .
در حافظ
اما ؛
اشعريگری به
نوعی عقل ورزی
و فلسفه آميخته
، رنگ معتزله
و شيعه بخود
می گيرد . از
برای بشر قائل
به " اختيار "
است . و عدل ؛ از
عاليترين
صفات خدا . گاه
به رنج و شر در
جهان تصريح
دارد + گاه
نقشهای عالم
هستی را
بسامان نمی بيند
، و گاه به طنز
و تشکيک . . . (5)
قاضی عضد
ايجی ، در
مقام استاد
حافظ چنين می
گويد : موجود ،
يا خير محض
است يا خير در
او بر شر می چربد
(6)
و آنچه
حافظ را عزيز
می دارد ،
آنکه ؛ بر
طاقچه اتاق مردم
ايران است +
دين و دنيايش ؛
بصداقت و
سرخوشيهای
عاشقانه برمی
گذرد (7)
با تشکراز
دوستانی که
اين فرصت را
فراهم آوردند
.
و با قدردانی
از آقای
خرمشاهی .
سبز باشيد !