بحران گرسنگی جهان را تهديد می کند

                                               رحمان عبادی

                                               اپريل 2008  

 

مدتی است که مسئله گرسنگی يکی از مسائل حاد رسانه ای در ابعاد بين المللی گشته است، طوری که بسياری از رسانه ها درسطح جهانی از آن به عنوان فاجعه جهانی نام می برند. اين بحران که با افزايش تصاعدی قيمتهای مواد عذايی بويژه گندم، برنج، ذرت و سويا شروع شد، در بسياری از کشورهای فقير شورشهای خيابانی و کشتار مردم گرسنه و بی بضاعت را در پی داشته است.

در طی دو ماه گذشته قيمت مواد غذايی بويژه در کشورهای فقير به سرعت رو به افزايش گذاشت، طوری که بهای برنح تا هفتاد و پنج در صد و قيمت گندم تا صد وبيست در صد افزايش داشته است. تاثير اين افزايش قيمتها در کشورهايی که مردم آن کشورها بيش از هفتاد در صد از در آمد خود را صرف خريد مواد غذايی می نمايند بسيار فاجعه آميز تر از کشورهای غنی و صنعتی است که شهروندان آن تنها 10 الی 15 در صد از در آمد ماهيانه خويش را هزينه مواد غذايی می کنند.

بر اساس گزارش سازمان جهانی خوار بار "فانو" سی و هفت کشور جهان با بحران کمبود مواد اوليه غذايی رو برو هستند.  يک گزارش گر ويزه سازمان ملل می گويد: مناطقی از جهان در نتيجه بحران مواد غذايی وارد يک دوره طولانی شورش ها و نا آرامی ها خواهند شد. ژان زگلر، گزارش گر سازمان ملل می گويد: تا پيش از افزايش قيمت مواد غذايی 354 ميليون از مردم جهان زير خط فقر زندگی می کردند، اما با افزايش غير قابل مهار قيمت ما يحتاج اوليه، بايد در انتظار يک کشتار عام بود.

متعاقب اين افزايش قيمتهای سر سام آور، در بعضی از کشورها مردم دست به شورش زدند. در هائيتی شورشهای ده روزه به علت گرانی مواد غذايی منجر به کشته شدن ده نفر و استعفای نخست وزير اين کشور گرديد، در کامرون نيز در ماه گذشته تظاهرات عليه گرانی دهها کشته بجای گذاشته است، مصر، نيجريه، فليپين و بورکينافاسو از ديگر کشورهايی بودند که به دليل گرانی مواد غذايی با آشوب مواجه شدند.

دلايل افزايش قيمتها

در رابطه با دلايل افزايش قيمتها نظرات متعددی وجود دارد. برخی از محققين آنرا ناشی از بهبود وضع اقتصادی دنيا در برخی از کشورها نظير چين و هند و بالا رفتن قدرت خريد مردم در اين کشورها می دانند. برخی آنرا به خاطر استفاده از بعضی محصولات کشاورزی نظير ذرت بعنوان سوخت انرژی می دانند. بعضی از رسانه ها از قبيل فيگارو و نزاکو در فرانسه، افزايش جمعيت جهان، بالا رفتن مصرف گوشت و مواد لبنياتی در کشورهای ثروتمند و کشت محصولات دامی و بيو کريور را به جای غلات و برنج دلايل اصلی بحران موجود می دانند. ليبراسيون عواملی ديگر چون تغييرات جوی و سياست تحميل شده توسط موسسات مالی جهانی بر کشورهای فقير و ضربه پذير را ياد آوری می کند، برخی تحليلگران بر نقش سوداگران جهانی تاکيد می کنند و برخی نيز افزايش قيمتهای مواد غذايی را دنباله بحران مالی مسکن در امريکا می دانند. روزنامه های فيگارو و لاکروا معتقدند که پس از بحران مالی در بورس و سهام، سوداگران سرمايه، سرمايه هايشان را در بازار مواد غذايی به جريان انداخته اند و بقول ليبراسيون گندم و ذرت ارزش طلا پيدا کرده است.

سرمقاله نويس لاکروا بر کنترل سوداگران مواد غذايي تاکيد دارد و می گويد اگر نتوانستيم جلوی اين سوداگران را در بازار بورس و سهام بگيريم بايد جلوی آنها را دربازار مواد غذايی بگيريم.

واکنشهای جهانی

در همين رابطه رئيس بانک جهانی رابرت زوکيک با اشاره به اين بحران می گويد بايد به دنبال تامين غذا برای دهان های گرسنه باشيم. گوردن براون نخست وزير انگليس نيز گفت که اقداماتی درخصوص قيمت بالای مايحتاج اوليه، بايد در مرگز سياستهای کشورها قرار گيرد. وی پيش نهاد کرد که مسئله افزايش قيمت مواد غذايی در اجلاس ج-هشت که در ماه ژوئن جاری بر گزار می شود در دستور کار قرار گيرد. اما رئيس بانک جهانی می گويد که برای حل اين بحران نمی توان تا آنوقت در انتظار نشست.

اما براستی ريشه های تمامی اين فجايع که ساليان درازی مردم جهان گرسنه را با فقر و گرسنگی و مرگ و مير بويژه مرگ کودکان و جنگ های قومی و قبيله ای و... مواجه کرده و امروز دارد ابعاد جهانی به خود می گيرد در کجاست؟ رسانه های خبری در غرب تا چه اندازه ريشه ها را شناخته و ابراز می دارند؟ بی شک آنچه در رسانه ها گفته می شود تنها به گوشه ای از دلائل بروز فجايع اشاره می شود و دلايل اصلی و عمده که محصول سياستهای منفعت طلبانه و استعماری قدرتهای امپرياليستی و سياستهای لجام گسيخته بازار آزاد، خصوصی سازی بی حد و مرز و جهانی سازی  بيرحم امپرياليستی که پی آمد آن جنگ، تجاوز، اشغال و غارت منابع خلقهای جهان گرسنه، استثمار مضاعف کارگران و زحمتکشان، نابودی کشاورزی، دامداری و توليدات بومی می شود در هيچ يک از رسانه های غربی و امپرياليستی با صراخت اشاره نمی شود.

آيا جنگ در عراق و افغانستان، اشغال فلسطين و لبنان و دامن زدن به جنگها در اقصاء نقاط دنيا که تنها و تنها به منظور فروش تسليحات و دست يابی به منابع انرژی و کسب سودهای هنگفت اقتصادی که باعث می گردد تا ميلياردها دلار هزينه را که ميتواند درخدمت توسعه و تامين مواد غذايی و ساير مايحتاج انسانی برای تمامی انسانهای روی زمين قرار گيرد، دلايل اصلی اين بحران فاجعه بار نيست؟؟ بحرانی که دارد ابعادی جهانی به خود می گيرد. آيا خود سرمايه داری لجام گسيخته که تنها به سود و سوداگری می انديشد و سازمان ها ونهادهای بين المللی همچون بانک جهانی، صندوق بين المللی پول و سازمان تجارت جهانی، شورای امنيت و حتی گاها خود سازمان ملل که از عاملين مستقيم اجرای سياستهای امپرياليستی در جهان هستند از مسولين اصلی بوجود آمدن اين فجايع محسوب نمی شوند؟؟

 

بی شک پاسخ به اين سوالات می تواند به ريشه های اصلی بحران جاری و ديگر بحرانهايی که جامعه جهانی را تهديد می کند بپردازد. تا زمانيکه سرمايه داری لجام گسيخته با تکيه بر خصوصی سازی، بازار آزاد و جهانی سازی و هم چنين جنگ و تجاوز به ملل ديگر در جهان کنونی وجود داشته باشد ما هر روزه شاهد فجايع انسانی و طبيعی خواهيم بود. فجايعی که بلاخره گريبان خود ساکنان کشورهای صنعتی و سرمايه داری را نيز گرفت. به همين دليل پاسخ به بحران جاری (افزايش بهای مواد غذايی) که منجر به فجايع اخير در بسياری از کشورهای جهان گرسنه شده است، همانا وادار کردن سران کشورهای صنعتی به پايان دادن به جنگ و اشغال و همچنين کنترل بازار آزاد و کنترل قيمت کالا ها و نيز عدم غارت منابع اقتصادی و مالی کشورهای جهان گرسنه می باشد. به همين دليل لازم است تا به افشای چهره اين جانيان جهانی در اجلاسهائی همانند اجلاس ج-8 و غيره بپردازيم و يکصدا عنوان کنيم که مسببين جنايات بشری نمی توانند متوقف کنندگان جنايات و فجايع جهانی شوند. به همين خاطر دنيای ديگری لازم است تا ثروت و منابع جهانی به صورت عادلانه در بين تمامی مردم جهان تقسيم شود و شکافهای عظيم طبقاتی بر داشته شود. و آن پاسخ هم تنها و تنها در سوسياليسم و دموکراسی حقيقی است نه سرمايه داری و دموکراسی نيو ليبرال و بازار آزاد و نهايتا جهانی سازی امپرياليستی.