در جستجوی هويت خويش
ک - بيدار
اواخر مهرماه 1386
امسال قصد
داشتم که به هر ترتيب شده نظاره گر باشم!؟ سالهای قبل هيچ دغدغه ای در
وجودم شعله نمی کشيد که حال و هوائی از عيد فطر را جويا شوم!؟ اما
امسال چند روز مانده به آخر ماه رمضان تصميم گرفتم که به مساجد سری بزنم. تا
شايد بتوانم از عيد فطر توشه ای برای تو و خودم فراهم کنم.
وقتی
به نزديکی های يکی از بزرگترين مساجد در اروپا رسيدم،
دقايقی سپری شد، تا بتوانم مکانی را برای توقف ماشين پيدا
کنم. پياده روها هم مملو از ماشين، نظم و سامان هميشگی در هم ريخته بود.
تنها ماشين پليس ظاهرا برای خالی نبودن عريضه در گوشه ای پارک
کرده بود و ماموری تنها برای ابراز ابهت خويش با ديگری سرگرم
بحث و فحص بود.
وقتی
که وارد محوطه مسجد شدم، تعداد زيادی از جوانها و مردم را ديدم که بطور
فشرده در مقابل درب ورودی مسجد ايستاده اند. به جمعيت نزديک شدم و سره
کی به داخل مسجد کشيدم تمامی محوطه داخل مسجد مملو از جمعيت بود تا
جائيکه عده زيادی مجبور مانده بودند که در سالن های منتهی به گنبد
اصلی مسجد صف آرائی کنند تا بعد از اقامه نماز عيدفطر بتوانند به
سخنان واعظ گوش دهند.
واعظ از
خير و نيکی سخن می گفت و از برکت ماه رمضان. اما گوئی که بارها
همين سخن را شنيده اند. انگار که جمعيت نيازمند سخنان تازه ای باشند و به
چشمان هر يک که خيره می شدم انگار همه نيازمند کلامی نو بوديم.
براستی
اين هزاران هزار که در قلب و متن تمدن امروز زندگی می کنند و از نزديک
با مناسبات اجتماعی دست به گريبانند، بدنبال کدام هويتند؟ و اصلا چرا بايد
دل نگران هويت خويش باشند؟ اينان بدنبال سرابند؟ برخی می گويند ميراث
دينی و سنت های مذهبی و حتی قرآن را از بيخ و بن لااقل در
اروپا نفی و انکار کنيم. تا سايه شوم خرافه و احساس مذهبی را ريشه کن
کنيم. تا بتوانند به راحتی و سهولت پذيرای مناسبات مدرن شوند و از
مناسبات و مواهب زندگی مدرن سود جويند و تا توان دارند لذت برند و خوش باشند!
آخر چرا بايد روزهای روز، امساک پيشه کرد و روزه گرفت؟ تا در آخر ماه به
استقبال عيدی رفت که يک ماه تمام هر روز برای دوری از خوردن،
آشاميدن، آميختن، آميزش و در نهايت
عيدفطر. آخر چرا ؟
من اطلاع
موثقی از فلسفه و چرائی عيدفطر ندارم و اينکه در گذر زمان و در جوامع
گوناگون با فرهنگ های متعدد تا چه اندازه اصالت مندی عيدفطر ارتقاء
يافته و يا محتوا و ماهيت اش خدشه دار شده است و به سنتی و شکلی از
اشکال مذهبی تبديل شده است و ...، اما بخوبی در عيد فطر امسال فهميدم
که رمضان بدون روزه و روزه داری بدون تفکر و تامل در خويشتن و موشکافی
روابط پيرامون خود، و در نهايت برپائی عيدی جمعی که
معياری از همبستگی و اتحاد برای رسيدن به رحمت و عدالت، که پيام
اصلی قرآن هست، به منصه ظهور نمی رسد و متجلی نمی گردد.
وقتی
که به دومين مسجد رسيدم لبخندی بر گونه های فردی نشست و در همان
درب ورودی مسجد گفت عزيز به نماز امسال نرسيدی، مشکل نيست، سال بعد.
برگشتم.
در حين راه فکر می کردم که ممکن نيست که بتوان با تکيه به سياست های
ادغام، مسلمانان و فرهنگ و مناسباتشان را در اروپا تغيير داد. تنها و تنها با
بازخوانی درست که بتواند پاسخگوی نيازهای عصر امروز باشد،
می توان کاری کرد. و عيدفطر را بهتر فهميد و تجربه کرد و گرنه هر
سياست ديگری چندان نتيجه بخش نخواهد بود.