اشغال وال استريت آغازی بر پايان سرمايه داری

 

 

هنوز دو دهه نشده است که از واقعه  فروپاشی بلوک شرق، ديوار برلين و سوسياليزم مدل روسی می گذرد. واقعه ای  که سرمايه داری جهانی از آن سرمست شده بود و آن را در عرصه جهانی جشن گرفت. فوکوياما تئوريسين پر و پا قرص نظام سرمايه داری از آن به عنوان پيروزی سرمايه داری بر سوسياليزم و آغازی بر پايان تاريخ نام برد. هلمت کلن صدر اعظم وفت آلمان گفت: فروپاشی شوروی و شکست کمونيسم نشان می دهد که تزهای  اقتصادی  مارکس  در مقابل تزهای اقتصادی آدام اسميت شکست خورده است.  نظام سرمايه داری جهانی که کمی پيش از آن خصوصی سازی و حاکميت بازار آزاد را متعاقب تزهای تاجريسم و رگانيسم در دستور کار خود قرار داده بود، به فعاليتهای خويش شتاب بيشتری داده و خواهان حاکميت مطلق بازار و تقويت جنون بار خصوصی سازی و گسترش مظاعف حاکميت نئو ليبراليسم بر جهان شد. زيرا ديگر رقيبی وجود نداشت که آنها را به هراس بيندازد. حاکميت بازار آزاد و نئوليبراليزم و نيز خصوصی سازی لجام گسيخته، آنهم با تکيه عمده بر سرمايه های  مالی و  تجاری  و تکيه غير عمده بر  سرمايه های صنعتی و توليدی لازمه اش آن بود که سرمايه داران و صاحبان صنايع و ثروت در جهان از دولتهای مطبوعه و نمايندگان سياسی شان بخواهند تا تمامی دست آورد های مبارزاتی توده ها را در سراسر جهان و بويژه در کشورهای متروپل و سرمايه داری که در طول يک قرن بدست آمده بود را يکی پس از ديگری از توده ها پس بگيرند.

 

 درزمان جنگ سرد و در زمان رقابت سرمايه داری جهانی و کمونيسم بين المللی چنين تهاجمی امکان پذير نبود و دولتهای سرمايه داری بخاطر هراس از اقبال توده ها به سوسياليزم و مقابله با اجحافات سرمايه داری، همواره در پی آن بودند که از طريق ايجاد دولت رفاه و گسترش خدمات اجتماعی، درمانی، آموزشی و ....( که بخش زيادی از آنها از طريق غارت جوامع پيرامونی تامين می شد) موقعيت خويش را تقويت نموده تا حساب کار به کلی از دستشان خارج نشود.

 

اما بعد از فروپاشی بلوک شرق و بعد از از صحنه خارج شدن رقيب، اين هراس نيز از بين رفت و تجاوز بر دست آوردهای کارگران و زحمتکشان هر چه بيشتر شدت گرفت. تمامی دست آوردهای مبارزاتی يک قرنه توده ها در حوزه های متفاوت اقتصادی، خدماتی و سياسی مورد يورش قرار گرفت. فقيرها به شدت فقيرتر و ثروتمندان بشدت ثروتمند تر شدند. برای نخستين بار در قلب کشورهای سرمايه داری يعنی در امريکا و اروپا مسئله توده های زير خط فقر و مراکز تغذيه گرسنگان و بی خانمان بوجود آمد. در امريکا حدود 49 ميليون نفر در زير خط فقر زندگی می کنند. يعنی يک ششم جمعيت امريکا در زير خط فقر زندگی می کنند. بخش اعظم مردم اين کشور داری خدمات درمانی نيستند. در اروپا و هم چنين در امريکا و.... خدمات درمانی، آموزشی، مسکن،بهداشت، امنيت شغلی، باز نشستگی و .... به شدت تضعيف شده بگونه ای که اميد به آينده ای بهتر و سالم در بخش اعظم توده های متعلق به طبقه متوسط و پائين در شرف از بين رفتن است.  بحرانهايی که نظام سرمايه داری بخاطر سياست های بربر منشانه خصوصی سازی و حاکميت بازار آزاد  و نهايتا تکيه بر نئوليبراليسم بوجود آورده باعث گرديد  تا دولتهای نماينده اين نظام خانمانبرداز جهانی تامين و ترميم آن را بر توده های کارگر و زحمتکش سر شکن کرده و از طريق اجرای سياست رياضت اقتصادی و نيز  فقير کردن توده ها، اين مشکل جهان شمول را حل کنند. در واقع بهای بحرانی را که سرمايه داران و بانکدارن و صاحبان سرمايه های مالی، اقتصادی و خدماتی ايجاد کرد ه اند را اکنون بايد توده های کارگر، زحمتکش وکارمندان جز و  ....بپردازند. عمده ترين دليل اشغال وال استريت نيز از همين منظر قابل بررسی است. زيرا اين مبارزين که مبارز ه شان در طول نزديک به يکماه جهانی شده است، عليرغم حمل شعارهای متفاوت يک شعار اساسی دارند. آنها می گويند کسانی که بحران ايجاد کردند بايد بهای آنرا بپردازند نه آنهايی که قرباينان اين بحران هستند. به همين دليل نيز  آنها اين بار مبارزه را از وال استريت مرکز بورس  وسرمايه های مالی در امريکا شروع کردند و در ديگر کشورها نيز از همين سياست و روش مبارزاتی استفاده شد. در امستردام هم مبارزين در ميدان بورس امسترادام دست به تحصن زدند و هنوز هم اين تحصن ادامه دارد.

 

 

انقلاب در شرف وقوع است

 

قبل از 11 نوامبر پوستری  درسطح دنيا بخش شد با عنوان انقلاب در شرف وقوع است. در اين پوستر آمده است که در روز 11/11/11/11/11/11 يعنی 11 نوامبر 2011 در ساعت 11 و 11 دقيقه و 11 ثانيه همه با هم متحدانه به اشغال خيابانها و شهرها و  جهان همت گماريم. در اين پوستر آمده است که هم اکنون در 1769 شهر در دنيا مبارزه  عليه سرمايه داری شروع شده است. تنها در هلند در اين روز در بيش از 30 شهر اين اعتراض انجام گرفت. هم چنين در اين پوستر آمده است که اين مبارزه روزها  و هفته ها و ماه ها ادامه خواهد يافت. انتشار دهندگان اين پوستر به پيروی از مبارزين اشغال وال استريت اعلام کردند که ما جزء 99 درصد هستيم. 99 درصدی که توسط يک درصد از صاحبان سرمايه در دنيا استثمار و غارت می شوند. يکی از زنان مبارز به نام" نوامی کلاين" در روز های اول اشغال وال استريت  سخنرانی خود را  در جمع مبارزين با اين جمله شروع کرد : ما بهای بحران را نمی پردازيم.

 

او ادامه داد که اين شعار از سال 2008 در ايتاليا متولد شد، از آنجا به يونان، فرانسه و ايرلند و سراسر جهان رسيد و سرانجام به خانه (يعنی به امريکا) رسيد. بسياری اشغال وال استريت را با حرکت ضد جهانی شدن (گلوباليزاسيون) که در سال 1999 در سياتل متولد شده بود مشابه می دانند اما حرکت ضد جهانی شدن تنها به مدت چند روز در سال به مناسبت نشست سران جی 8، بانک جهانی و صندوق بين المللی پول بود. در امريکای شمالی اين اعتراضات بعد از 11 سپتامبر فروکش کرد. او در ادامه  خطاب به مبارزين اشغال وال استريت می گويد: اشغال وال استريت يک هدف ثابت را بر گزيده است،  شما هيچ تاريخ مشخصی را برای پايان حرکت طر ح نکرد ه ايد. و اين عاقلانه است. از اين طريق ريشه می دوانيد وخود را به جهانيان می شناسانيد. اين جنبش افقی، عميق و دموکراتيک است و اين امر خيلی شگفت انگيز و مهم است. اما بايد دارای زيرساختهای قوی شود تا در مقابل طوفانها و سختيهای قد علم کند. اين جنبش دست به خشونت نزده است، بلکه اين پليس و عوامل سيستم هستند که دست به خشونت زدند. پشتيبانی از اين جنبش رو به گسترش می باشد.

 

نوامی کلاين ادامه می دهد: تفاوت ديگر در سال 1999 وقتی ما می خواستيم کاپيتاليسم را به پائين بکشيم، کاپيتاليسم درحال رونق بود. در صد بيکاری پائين بود، بورس بالاترين درجه رشد خود را داشت، مطبوعات به وسيله پول مفت سر مست شده بود، زمان زمان ايجاد کارخانه های جديد بود نه توقف کارخانه ها . ده سال بعد به نظر می رسد که ديگر کشور ثروتمندی وجود ندارد،بلکه يک عده آدمهای ثروتمند وجود دارند. آدمهايی که بی مهابا با غارت و چپاول امکانات عمومی و فرسوده کردن هر چه بيشتر امکانات طبيعت در سراسر جهان بر ثروت خويش می افزايند. امتياز در اين است که بی عدالتی سرمايه داری از کنترل خارج شده است. پيچ و مهره های نظام سرمايه داری جهانی شل شده است و دارد از کار می افتد.

 

آنقدر فجايع زياد است که به راحتی می توان به توده ها گفت که به جنبش بپيونديد. ما می دانيم که جهان در حال زير و رو شدن است. اين بار ما نبايد شکست بخوريم و به عقب بر کرديم. اين شعار که بانکداران و ثروتمندان بايد ماليات گران بپردازند شعار خوبی است، اما کافی نيست، بلکه بايد ارزشهای اساسی وبنيادی ای که بر جامعه ما حاکم است را از بين ببريم. پلاکارت مورد علاقه من عبارتست از : من از شما هم  مراقبت می کنم و اين شعاردر مقابل فرهنگی است که می گويد از ديگران روی بر گردانيد و اجازه دهيد تا بميرند. اين فرهنگ طبقه حاکم است. ما مبارزه را با قدرتمندترين نيروهای اقتصادی و سياسی شروع کرديم . با چنين خصلتی جنبش ما برای آنها خوف انگيز و وحشت آفرين است( پايان نقل قول)

 

جنبش  اشغال وال استريت متعلق به چه کسانی است

 

جنبش اشغال  وال استريت که به سراسر دنيا گسترش يافته است، جنبش تهيدستان، جنبش بيکاران و بويژه جوانان بيکار، و جنبش زحتمکشان و نهايتا جنبش کارگران است. جنبش  اشغال وال استريت جنبش اعتراض عليه تجاوزات لجام گسيخته سرمايه داران و دولتهای حامی آنان به دست آوردهای توده ها در تمام دنياست، جنبش متعلق به 99 در صد از خلقهای جهان است که يک درصد از ثروت جهان را در اختيار دارند. جنبشی است که عليه يک درصد از سرمايه داران جهان که 99 در صد از ثروت جهان را دراختيار دارند مبارزه می کند.

 

سرمايه داران و بانکها و نمايندگان سياسی آنها (دولتهای سرمايه داری) با تجاوز به دست آوردهای توده ها  در عرصه خدمات، آموزش، بهداشت، مسکن، دست مزدها، حقوق باز نشستگی از يکسو و بيکار سازی، استخدام موقت و پيمانی بجای استخدام دائمی، افزايش مالياتهای طاقت فرسا برای کارگران و کارمندان و سرشکن کردن بحرانها( بحرانها ی ناشی از سياست های مالی و بانکداری) بر دوش ناتوان تود ه ها، عملا سطح وسيعی از تود ه ها را در تمام دنيا در مقابل خود قرار دادند. و اين خود حکايت از آن دارد که سرمايه داری در يکی از تنگناهای بزرگ  تاريخی گرفتار آمده است و در واقع در اينجا ديگر شعار فوکو ياما مصداق ندارد که در وجد از سقوط بلوک شرق و سوسياليزم مدل روسی  پايان تاريخ را اعلام کرده بود و سرمايه داری و نئوليبراليزم را تنها گزينه تاريخی مطرح کرد، بلکه اکنون  شعار اغازی بر پايان  سرمايه داری و نئوليبراليسم مصداق پيدا می کند.

 

  شايد بسياری بر اين باور باشند که چگونه و با کدام ايدئولوژی. در جواب بايد گفت مادام ی که شرايط عينی و تاريخی ظهور ايدئولوژی ای فراهم نشود، هيچ ايدئولوژی ای ظهور پيدا نمی کند. هم اکنون نيز که شرايط تاريخی و نيز شرايط عينی مبارزه عليه سرمايه داری جهانی آماده شده است شرايط ذهنی آن يعنی ايدئولوژی مورد نياز ظهور پيدا می کند. همان گونه که در قرون نوزده و بيست  آنارشیستها و مارکسيستها در زمانی که سرمايه داری نا توان بود قد علم کردند و نيز تمام مکاتب و مذاهب در شرايط عينی  و تاريخی خود ظهور کردند و تاثيرات خود را گذاشتند.  ما اکنون در آغاز کار بعد از فروپاشی بلوک شرق و سوسياليزم قرن نوزدهمی هستيم. مبارزات فعلی اگر توسط يورش های بربرمنشانه پليس و نيروهای نظامی سرمايه داری  در مقطع هم شکست بخورد؛ اما راه خود را می يابد و به پيش می تازد؛ زيرا سرمايه داری ديگر نظامی بی بديل نيست.

 

بايکوت خبری اين جنبش توسط رسانه های سرمايه داری

 

رسانه ها و مطبوعات وابسته به نظام سرمايه داری جهانی در روزهای اول که از عمق و وسعت اين جنبش مطلع نبودند، تا حدی اين خبر را باز تاب دادند. اما به ميزانی که جنبش گشترش يافت و جهانی شد، رسانه های سرمايه داری به بايکوت خبری آن در اشلی گسترده پرداختند. رسانه های سرمايه داری در جهان حتی يورش های  بی امان پليس های امريکايی به اين جنبش را نيز انعکاس ندادند و اوباما از تمامی رسانه های امريکايی، بويژه تلويزيونهای امريکايی خواست تا به هيچ وجه اين مبارزات و شعارهای آنان را باز تاب ندهند. بايکوت خبری اين جنبش آنقدر وسيع است که عليرغم تداوم اين جنبش در سراسر جهان بسياری از توده های اروپايی و امريکايی هنوز از آن مطلع نيستند. در حاليکه مطالبات اين جنبش جهانی ، مطالبات سطح وسيعی از توده ها می باشد. پليس  و نيروهای نظامی در امريکا، انگليس و ايتاليا و .... تاکنون نشان داده اند که در سرکوب اين جنبش تا چه حد مسر هستند و رسانه های سرمايه داری نيز نشان داده اند که در بايکوت خبری اين گونه مبارزات تا چه حد خبره هستند. رسانه هايی که می توانند از کاه کوه بسازند در شرايطی ديگر می توانند براحتی از کوه کاه بسازند. اما اين گونه مبارزات بخاطر حقانيت و شيوهای مبارزاتی ای که بر می گزينند حتی بر رسانه های امپرياليستی و سرمايه داری نيز غلبه می کنند. و در واقع بقول نوام کلاين اين جنبش کل نظام سرمايه داری و فرهنگ آن را به چالش گرفته است، رسانه ها بخشی از اين فرهنگ هستند.

 

ويژگيهای ديگر اين جنبش

 

اين جنبش رهبری ندارد، شعارهای اين جنبش بسيار متنوع می باشد، اين جنبش جنبش باز و فراگير می باشد وتمامی انسانهای زير ستم نظام سرمايه داری جهانی  را دعوت به مبارزه در درون خود می کند. اين جنبش به احزاب و سازمانهای سياسی وابسته نيست، دارای شبکه های ارتباطی قوی می باشد، اين جنبش جدای از تهيدستان، جوانان و دانش جويان را در درون خود دارد. اين جنبش هم چنين دارای اشکال مبارزاتی متنوع می باشد و تنها يک شکل را تعقيب نمی کند و به لحاظ تبليغاتی نيز از طريق بر گزای کنفرانسها و سخنرانی ها خواهان گستر ش خويش می باشد. تاکنون برخی از اتحاديه ها و سنديکاها از اين جنبش حمايت کردند.

 

انحراف اذهان جهانی از اين جنبش توسط سرمايه داری جهانی

 

 

اين امکان که سرمايه داری جهانی در هراس از اوج گيری و گسترش اين جنبش در صدد انحراف اذهان توده های جهان باشد، به عنوان يکی از گمانه زنی ها مطرح می باشد. مناسبترين مستمسکی که می تواند در اين رابطه به سران سرمايه داری، بويژه امريکا کمک رساند، دام زدن به جنگی ديگر در جهان است. که در اين رابطه در روزهای اخير طبل حمله به ايران به بهانه اينکه رژيم جمهوری اسلامی به سلاح اتمی دست پيدا کرده و يا در کوتاه مدت دست پيدا می کند، می باشد. در اينجا راجع به امکان وقوع و يا عدم وقوع   اين عمل دهشتناک جهان امپرياليستی نمی پردازيم، اما تبليغات  و جار و جنجالهای اخير می تواند دليلی جهت انحراف اذهان توده ها در سطح بين المللی در رابطه با بحرانهای رو به گشترش جهان سرمايه داری و نيز مبارزات رو به گسترش توده ها و بويژه تداوم جنبش اشغال وال استريت در عرصه بين المللی باشد.

 

 

             شورای سوسياليستهای مسلمان و نيروهای همسو

 

             نوامبر 2011