اعتصاب
کارگران
پتروشيمی
بيش از يکماه
است که جنبش "
اشغال وال
استريت " سرمايه
داری غربی را
نشانه رفته
است . اين جنبش
در ادامه
بحران مالی که
از امريکا
شروع می گردد
و به تمامی
اندام نظام
سرمايه داری
جهانی سرايت
می نمايد ،
براه افتاده و
با روشی مسالمت
آميز به افشای
بانکداران و
ديگر ابعاد
سرمايه همت می
گمارد .
برخورد پليس و
ديگر عوامل
معلوم و
نامعلوم نظام
سرمايه با مبارزين
و
فعالين اين
جنبش ، گويای
صف بنديهای جديدی
در سرمايه
داری غربی می
باشد . صف
بنديهائی که
در ظرفيت
قانونی و
چارچوب
دموکراسی
پارلمانتاريستی
نمی گنجد . اين
حرکتهای
اعتراضی که
قدرتها و
دولتهای ستمگر
را به چالش می
کشانند ، در
رابطه ای
متقابل با
بيداری و
حمايتهای
عملی مردم ،
مستضعفين و
نيروهای
عدالتخواه و
بالنده (
صالحين ) است
که به ثمر می
رسند . جنبشی
که بعد از
جنبش اعتراضی
خرداد 1388 در
ايران و " بهار
عربی " ،
انديشه جهان و
جهانيان را
بخود معطوف می
دارد و از
مرزهای
امريکا فراتر
رفته ، به
اروپا می رسد
و . . . !؟!
در ايران جنبش
اعتراضی و
مقابله
جنايتکارانه
رژيم حاکم با
آن ، مشروعيت
رژيم فقاهت ،
هم
فقاهتمداری
برخاسته از
استبداد
ايرانی را در اذهان
عمومی و هم در
فرهنگ ايرانی
لگد مال کرده
، ظهور نسل
ديگری را در
تاريخ ايران و
ايرانی نويد
می دهد . نسلی
که ديگر ،
چرنديات
فقاهتی ( که از
يکطرف ، در
ايجاد وحشت
ميان مردم با
اعدامها در
ملع عام ،
سنگسار ،
اعمال شکنجه ،
از طرفی ديگر
با عوامفريبی
، حلال و حرام
کردن نعمتها
در مقام
نمايندگی
انحصاری از
طرف خدا و
رضای خدا ،
وعده و وعيد ،
فريفتن مالی
با درآمدهای
نفتی و ترويج
مزدوری
دينی_نظامی ،
و بهره گرفتن
ازته مانده
های اعتقادات
فقاهتی در
ميان توده
مردم و . . . تجلی
می يابد ) را
برنمی تابد .
نسلی که ديگر
، توتمها و
تابوهای
دوران
ارباب-رعيتی
که روحانيت ،
بعد از شاه و
خوانين و سران
قومی_قبيلگی ،
آخرين بازمانده
آنست را جدی
نمی گيرد .
نسلی که از شکاف
ميان توده ها
با روشنفکر
سرمی زند و
بهاری ديگر را
در ميان فصول
تاريخ سياسی
اجتماعی
ايران ، به هر
ايرانی ، هم
به جهانيان
تبريک می
خواهد گفت .
در چنين
شرايطی است که
شاهد
اعتصابات
کارگران
پتروشيمی ماهشهر
يا بندر امام
می شويم .
اعتصاباتی که
در 3 مرحله ، از
اسفند ماه 1389
آغاز گرديده ،
در فروردين 90
تجديد می شود
و مرحله سومش
را در 3 تا 16
مهرماه ، با
کسب بخشی از
مطالباتش پشت
سر می گذارد . ظاهرا
، نطفه اين
حرکت اعتراضی
در قراردادهائی
است که توسط
مراکز
کاريابی با
کارگران بسته
می شود . اين
قراردادها ؛
در ميزان حقوق
، مزايا ،
امکانات
بازنشستگی و
بيمه ، با
قراردادهای
رسمی بسيار
متفاوت است .
اين مراکز ؛
بالواسطه
ميان کارگر و
کارفرما قرار
می گيرند و از
اين راه ،
بدون انجام هيچگونه
کار توليدی و
با نوعی کار
انگلی ، بهره
کشی و ميزان
استثمار نظام
سرمايه داری
را مضاعف می
سازد همچون
زالو ، از کار
کارگر ارتزاق
کرده ، فقر بيشتر
را نيز در
جامعه دامن می
زنند . ای بسا ،
گردانندگان و
دست اندرکاران
اين موسسات
زالو صفت ، در
رابطه با سردمداران
رژيم فقاهت
است که موقعيت
خود را در تقابل
با نيروی کار
و همسوئی با
منافع
اقتصادی دولتيان
تحکيم می بخشند
. همانطوريکه
می دانيد ؛ بيش از 70%
شرکتها در
ايران امروز،
دولتی است ،
که از بعد
فرار سرمايه داران
وابسته دوران
حاکميت شاه ،
عليرغم
تلاشهای
خصوصی سازی
عناصر و
سرداران
باصطلاح
سازندگی ،
هنوز در دستان
ناتوان دولت
باقی مانده است
. از همين جاست
که هر حرکت
صنفی_کارگری
در ايران بسادگی
وجه سياسی
يافته ، بويژه
حرکتهای اعتراضی
کارگران
صنايع پتروشيمی
.
نزديک به 6000
کارگر در اين
اعتصابات
شرکت می کنند .
از اهم
مطالبات
کارگران ، می
توان از ؛
برچيدن
شرکتهای پيمانکاری
، انعقاد
قرارداد های
دائمی و تشکيل
اتحاديه
کارگری نام
برد . صف
بندی هائی در
اين رابطه رقم
می خورد که :
" وزارت
اطلاعات ، کميته
بحران
فرمانداری بندر
ماهشهر ،
مامورين
حراست،
مديريت و
کارفرمايان ،
منافع دولتی ،
منافع
شرکتهای
واسطه و
پيمانکاری و . . ." در
تقابل با
" کارگران
اعتصابی ،
کميته اعتصاب
کارگران ، صندوق
کمکهای مالی ،
حمايتهای
مردمی ، حمايت
ديگر نهادها و
تشکلات
کارگری ،
حمايت
نيروهای
مترقی در خارج
کشور" را
می توان نام
برد
از جمله نکات
جالب اينکه :
اعتصابات در
قانون اساسی
جمهوری
فقاهتی مجاز
است ،
قراردادهای پيمانی
توسط دولت
فخيمه احمدی
نژاد غيرقانونی
اعلام گرديده
بود ، . . . !
ميزان
موفقيت اين
اعتصابات :
گرچه در رابطه
با مطالبات
فوق الذکر ،
حرکت اخير هنوز
نتوانسته است به
همه خواسته
های خود برسد
، اما اين
اعتراضات در
صورت تداوم ،
دلالت خواهد
داشت بر رشد
آگاهيهای
سياسی_طبقاتی
در جامعه ما .
در خبرها
مشاهده می شود
که کثيری از
نيروهای سياسی
عدالتخواه و
فعالين کارگری
هم ، در حمايت
ازاين حرکت با
تاخير بميدان
آمده ، اما در
تاثيرگزاری
بر آن نتوانسته
اند چندان
موفق عمل کنند
اما اميد است
که در آينده
بر اين نوع
کمکاريها
فائق آمده ،
در رابطه با
حرکتهائی که
در اردوی
مستضعفين
واقع می شود ،
چه در سطح ملی
و چه جهانی در
هر کجا ( داخل
يا خارج کشور)
که هستيم ، فعالتر
برخورد
نمائيم . چرا
که بر اثر
همياری با اين
مبارزات است
که می توان در
؛ خبررسانی ،
ايجاد
صندوقهای کمک
به اعتصابات
نيروی کار و
زحمتکشان ، ارائه
کمکهای فکری
به اعتصابيون
و افشای رژيم
فقاهتی حاکم
بر ايران ونظام
سرمايه داری
جهانی فعال
گرديده
زمينه
مشارکت هر چه
بيشتر
نيروهای
سياسی
عدالتخواه و
مترقی را
فراهم آورده و
نقش خودرا در
مبارزات
تاريخی
کارگران و زحمتکشان
ايفا نماييم.
شورای
سوسيالستهای
مسلمان.
مهر ماه 1390 -
اکتبر 2011.