دور جديد اعدامها حکايت از وحشت رژيم  از گسترش مبارزات توده ها دارد

 

 

 

برای غلبه بر وحشت يا بايد شجاعت داشت و راه مقابله با وحشت را خردمندانه جستجو کرد و يا اينکه از طريق ايجاد رعب و وحشت مضاعفتر بر وحشت غلبه نمود. بديهی است که راه اول راه  متعلق به عاقلان و خردمندانی است که برای حيات وبقای خويش طرحهای استراتژيک و دراز مدت دارند. اما راه دوم راه بی خردان و فراموشکارانی است که تنها به بقای کوتاه مدت  و نجات آنی خويش می انديشند و هيچ طرح دراز مدتی برای داوم خويش ندارند. اگر بخواهيم  به زبان سياسی سخن بگوييم، راه اول متعلق به نظامهای مقتدر سياسی است که از ثبات و دوام خويش اطمينان داشته و دربر خورد با معضلات اجتماعی به دنبال راههای خردمندانه و درازمدت می باشند و راه دوم متعلق به نظام های اقتدار گرای  غير مقتدری است که بخاطر نداشتن طرحهای دراز مدت و عقلانی ناگزيرند تا به بقای آنی  وکوتاه مدت خويش دل خوش نمايند.  اقتدار گرايان غير مقتدر از ابزارهايی که جهت حفظ بقای خويش استفاده می کنند خود همانند دار طنابی است که حلقه آن هر لخظه  تنگتر می شود، وسر انجام منجر به مرگ  و نابودی آنان می شود.

 

 رژيم جمهوری اسلامی همانند بسياری از نظامهای اقتدارگرا در دنيا بقای خويش  را همواره در ترس و وحشت از توده ها ادامه داده و می دهد. اين رژيم از آغاز تا کنون هيچگاه به توده ها اعتماد نداشته و ندارد وهمواره خود را در تهديد جهت سرنگونی و انهدام از سوی توده ها و مخالفين می بيند. به همين دليل هر حرکت تود ه ای و يا هر اعتراض مخالفی را گامی جهت انهدام و نابودی خويش می بيند و بر آن است تا آن حرکت و اعتراض را در نطفه خفه کند. به دليل همين ترس و وحشت نيز هست که همواره خواهان ايجاد رعب و وحشت جهت ممانعت از فروپاشی و سرنگونی خويش است. رژيم اقتدارگرای جمهوری اسلامی از آنجاييکه که در طول سه دهه از حاکمييت سراسر جنايتکارانه و ضد مردمی خويش موفق به ايجاد  ثبات دراز مدت برای خويش نشد، کماکان  از  همان اهرمهای  غير عقلانی ، ضد مردمی و فاشيستی  خويش يعنی سرکوب، بازداشت، شکنجه، اعدام، اذيت و آزار  و قلع و قمع مخالفان استفاده می کند.

 

 در اين رابطه حتی رقبا و جناحهای درونی  نظام اقتدار گرا جزء مخالفان و  معاندان و نهايتا دشمنان قسم خورده به حساب می آيند. هر چه دامنه اقتدارگرايی و انحصار طلبی جمهوری اسلامی   گسترده تر باشد، وسعت دشمن تراشی و  انزوا طلبی او نيز افزون تر می شود. تا جاييکه که کل نظام  منزوی و بی پايگاه می شود و تنها و تنها به نيروهای سازمان يافته و جيره خواری که کميت آنها نير ربط مستقيم پيدا می کند به نحوه تغذيه اقتصادی و معيشتی آنها يعنی به ميزان جيره و مواجبی که از نظام می گيرند، تکيه  می کند. و آنگاه که در اين رابطه هم بحران ايجاد شود و قدرت اقتصادی نظام   کاهش يابد، آنگاه اين پايگاه نيز تضعيف شده و راه تداووم حيات نظام اقتدار گرا و   انحصار طلب  به کلی مسدود می شود.

 

با ذکر اين مقدمه می توان ادامه سياست بازداشتها و اعدامها در ايران را مشخص تر دريافت. سياست سرکوب، بازداشت، شکنجه و اعدام توسط رژيم سرکوبگر و انحصار طلب جمهوری اسلامی نه بخاطر ميزان ثبات و اقتدار او در بر خورد با رقباء، مخالفين و يا دشمنان او، بلکه بر عکس ناشی از بی ثباتی و تزلزل  و نهايتا هراس و وحشت اوست.

 

دلايل گسترش و تداوم اعدامها توسط رژيم در شرايط فعلی

 

1-هراس از گسترش دامنه اعتراضات مردمی در عرصه های جنبش دانشجويی، کارگری و زنان. اين جنبشهای پايدار  بخاطر خصلت اجتماعی و پيوستگی مبارزاتی همواره به اشکال مختلف امکان حضور و فعاليت می يابند و اساسا  قلع و قمع کردن آنها امکان پذير نيست. مگر اينکه رژيم جمهوری اسلامی بخواهد جامعه ای بدون زنان، دانشجويان و کارگران در ايران بوجود بياورد!!!!

 

2- رژيم جمهوری اسلامی امروز در شرايطی بسر می برد که بخش اغظم اصلاح طلبان که روزی جز دوستان و يا رقبای درونی نظام بودند از نظام جدا شدند و ظاهرا راه برگشتی نيز وجود ندارد. اين مسئله باعث شد تا بخش زيادی از پايگاه اجتماعی نظام ريزش نمايد. پايگاهی که می توانست هنوز در درون نظام مطالبات خويش را طرح کند.

 

 3- سياست  اجرای طرح يارانه ها و متعاقبا گرانی سرسام آور کالا ها و برق و گاز و آب  و.... که امکان خيزشهای وسيع توده ای را در چشم انداز قرار می دهد، خيزشهايی که می تواند در پيوند با خيزشهای دموکراتيک و ازدای خواهانه سطح وسيعتری از توده ها را (وسيعتر از 22 خرداد 88) به صحنه بياورد، گوشه هايی از اين چشم انداز را در رابطه با مقاومت توده ها جهت نپرداختن پول  قبضهای گاز و برق می بينيم.

 

4-  انزوای بين المللی نظام در رابطه با سياست هسته ای و دخالت های رژيم در منطقه جهت بهره برداری از خيزشهای توده های عرب. امری که موقعيت رژيم را نه تنها تقويت نکرده است، بلکه بشدت نيز تضعيف کرد. بويژه اينکه متعاقب خيزشهای توده ها در مصر و تونس در 25 بهمن نيز در ايران اعتراضات توده ای عليه رژيم صورت گرفت و رژيم جمهوری اسلامی با ددمنشی  تمام آن اعتراضات  را همانند اعتراضات بعد از انتخابات جنجالی 22 خرداد 88 سرکوب کرد. امری که موجب تنفر خلقهای منطقه عليه جمهوری اسلامی و تضعيف موقعيت او در منطقه گشت.

 

5-  هراس رژيم از گسترش قيامهای آزادی خواهانه  خلقهای عرب و شمال افريقا به ديگر کشورها و از جمله ايران. در اين رابطه مشخص شدن وضعيت قذافی در ليبی و بشار اسد در سوريه از جايگاه ويژه ای بر خوردار است.

 

 6- مسئله بعدی که  مدتی سرباز کرده بود و اخيرا خود را بيشتر  نشان می دهد مسئله اختلاف ماين اصول گرايان می باشد.  و در واقع شکست خامنه ای در دفاع بی چون چرا از احمدی نژاد به عنوان مطمئن ترين نيروی نظام می باشد. اختلافات در درون جناح اصول گرايان آن چنان برای نظام وحشت انگيز است  که  نقدی رئيس بسيج  کفته است: اگر نتوانيم اين اختلاف را  به درستی حل کنيم، منجر به درگيريهای خونين در کشور می شود، زيرا سطح آن فراتر از سطح بر خورد با سران فتنه و ماجرای بعد از انتخابات رياست جمهوری در سال 88 است.

 

با در نظر گرفتن دلايل بر شمرده فوق و با در نظر گرفتن هراسی که بر نظام مستولی شده است می توان دريافت که چرا رژيم جمهوری اسلامی به سياست اعدام که منفورترین سياست در دنيای معاصر هست و بسياری از کشورهای جهان اين سياست را به کلی متوقف کرده اند، دست می زند. زيرا رژيم  جمهوری اسلامی  که فاقد اقتدار و ثبات و قدرت هست و همواره نيز در هراس و وحشت از توده ها  و مخالفين خويش بسر می برد، نمی تواند به راههای خردمندانه و دراز مدت برای بقای خويس بينديشد و نا گزير است تا از ابزارهای ضدمردمی و فاشيستی که لزوما عمر نظامش را کوتاه می کند، برای بقای خويش استفاده کند.

 

وظايف ما در قبال تداوم اعدامها

 

هر قدر مقاومت و مخالفت در رابطه با موج اعدامها در ايران قوی تر شود ، قدرت رژيم در رابطه با تداوم اعدامها کاهش می يابد و بر عکس هر قدر اين مقاومتها و مخالفتها ضعيفتر شود قدرت رژيم جهت تداوم اعدامها بيشتر می شود. در ايران توده ها خود راه مقابله با اعدامها را پيدا کرده و پيد ا می کنند. چنانچه در رابطه با اعدام دو برادر يعنی عبدلله و محمد فتحی ديديم. و ديديم که چگونه مردم در مقابل زندان جمع شدند و اعتراض کردند. ما اميدواريم که اين  اعتراضات و افشاگريها عليه سرکوب  ها، بازداشتها  و اعدام ها ادامه يافته و به يک سنت اعتراضی و مبارزاتی تبديل شود.    در خارج از کشور نيز بايد کمپينهای ضد اعدام  بوجود آوريم و به صورت سراسری و همه گانی با تمام قوا به مقابله با سياست تداوم اعدامها در ايران بپردازيم و از تمامی مجامع بين المللی در رابطه با توقف هر چه سريعتر اعدامها در ايران ياری  طلبيم . زيرا بدون مقاومت يکپارچه و مخالفت گسترده در مقابله با اعدامها، ماشين آدم کشی رژيم جمهوری اسلامی از کار نخواهد افتاد.

 

پيروز باد مبارزات دموکراتيک و برابری طلبانه مردم ايران

 

زنده باد سوسيالست       زنده باد آزادی

 

شورای سوسيالستهای مسلمان

 

ارديبهشت 1390