باسم رب
مستضعفين
:
درياچه
اروميه .
مورخه :
سپتامبر 2011
در
مقطعی از
تاريخ بسر می
بريم که
توانائی علمی_تکنولوژيک بشر در
مهندسی ژنتيک
، تسخير فضا ، بکار
گرفتن ربوطها
، امکانات
اينفورماتيک
و ديگر موارد
صنعتی و
تکنولوژيک
تجسم می يابد
، و تکنولوژی
؛ نه ديگر
ابزاری در دست
آدم که شايد
برعکس . و از سوی
ديگر عقل و
اشراق انسانی
در چارچوب
نظام سرمايه
داری به محاق
کشيده می شود .
سرمايه داری ؛
همان نظامی که
در آن طبيعت و
انسان به بهره
کشی گرفته می
شود ،
انسان را به
نيروی کار و
سرمايه دار از
هم تبعيض می
دارد . و شايد
بتوان بجرئت
گفت : اينهمه
امکانات و
توانائی در
خدمت
سرمايه
داران و در
راسته سود بيشتر
. پربيراه
نخواهد بود
اگر بگوئيم :
سود بيشتر ، بی
اعتنای
نيازها و
ارزشهای
انسانی ، آنهم
در دنيائی که
در هر دوره از
دوران تاريخی
اش به کشورهای
مرکزی و
پيرامونی
تقسيم می شود
، همان تاريخی
که دوران جنگ
سرد را با
فروپاشی شوروی
، بحران
سرمايه داری
غربی و خيزش
غولهای آسيا
پشت سر می گذارد
. و چنانکه
گفته می شود ؛
شکلگيری دوره
تاريخی " جهانی
شدن يا کردن "
را بنظاره
نشسته ايم .
و
تو گوئی ؛ رشد
ابزار توليدی
و تکنيکی بيش
از آنچه
درخدمت تعالی
بنی آدم بکار
گرفته شود به
اسارت فکری
انسان ،
خودفراموشی و تخريب
منابع طبيعی
مدد می رساند
!؟!
و از
جمله منابع و
موهبتهای
طبيعی که در
آستانه نابودی
قرارش داده
اند ، بعد از
جنگلهای
آمازون ، گرمای
زمين ،
آلودن آب و
هوا ی دنيا ،
به آلودگی
برکشانيدن
خزر ،
خشکانيدن
زاينده رود ،
کارون ( کم آبی
خوزستان ) و . . . درياچه
اروميه را در
پيش رو داريم !!!
آنچه
در باره اين
درياچه می
توانيم گفت در
3 جنبه ؛
طبيعی ، سياسی
و اقتصادی می
باشد .
نقش
طبيعی اين
درياچه : اين
درياچه حدود 6000
کيلومتر مربع
وسعت داشته است . با 102
جزيره در آن .
دارای منابع
گياهی و حيوانی
که
انواع پرنده
و با حيواناتی
مثل گوزن زرد
و غيره . مردم
از گل ولای آن
جهت دردهای
مفصلی و بيماری
های زنان
استفاده می
کرده اند .
مناطق وسيعی بعلت
رطوبت اين
درياچه مستعد
باغداری ،
دامداری و
کشاورزی بوده
. دارای منابع گياهی و
حيوانی که با
پائين آمدن
سطح آب در اين
درياچه ، شاهد
مرگ و مهاجرت
اين موجودات
هستيم .
آيا
خشکسالی و
کمبود باران
يا پروژه های
سدسازی ، جاده
سازی و پل
ميانگذر روی
درياچه ، علت
اين فاجعه
طبيعی است ؟؟؟
بخوبی می
دانيد که
عوامل و عناصر
اکوسيستم در
حلقه منظمی
برروی هم
تاثير می
گذارند و اگر
يک زندگی در
اين ميان خدشه
دار گردد ، به
تمامی حلقه
وجود انتقال می
يابد . حکايت
گندم و موش و
گربه و سگ و
گرگ و . .. است که
در قصه های
قديمی ؛ سلسله
مراحل تغذيه
يکديگر می
شدند و
دست آخر : گندم
بود و گل گندم
، و دختری ؛
راهی خانه بخت
، تا زندگی در
تداوم نسلها
ادامه پيدا
کناد .
<
جنبه اقتصادی
>
با
روی کار آمدن
جناب احمدی
نژاد ، سپاه
پاسداران جانی
اقتصادی بخود
می گيرد و
گويا دستی
بالای دستهای
ديگر در عرصه
نفت ، جاده
سازی ، سدسازی
و ديگر موارد
اقتصادی . در
مورد درياچه
اروميه صحبت
از 35 سد و
رودخانه هائی
است که ديگر
به اين درياچه
نمی ريزند . چه
قراردادهائی
در سطوح
حاکميت 3 بعدی (
زر و زور و
تزوير ) و با چه
شرايطی منعقد
گرديده که
امروزه روز به
خشکی ، کمآبی
و آلودگيهای
محيط زيست
رسيده ايم ؟
پلاژها
، قايقها و
صنعت توريستی
در ساحل
اروميه تعطيل
می شود .
مردمانی که از
اين طريقه ،
درآمد زندگانی
خود و خانواده
را تامين می
کردند ، راهی
دياری ديگر از
برای کسب روزی
. روستاهائی
که از رطوبت
اين درياچه
بهره کشاورزی
می گرفتند ،
متروکه و شاهد
مهاجرت
روستائيانش می
شوند . عده ای
برآنند که اين
تدابير حکومتی
جنبه امنيتی
هم داشته ؛
روستاها و
دهنشينانی که
پناه نيروهای
کرد مبارز
بوده اند ،
بدينوسيله
مجبور به کوچيدن
شده اند !
سخن
از مافيای
اقتصادی هم
بميان است که
لباس نظامی به
تن دارد و يا
دستی در دستان
قدرت حاکمه .
با تدبيری که
نه فقط محيط
زيست را ، که
نيروی کار را
به ويرانی برمی
کشانيده ، و
سودهای کلانی
که از اين
ويرانی ها به
جيب می زنند .
<
جنبه سياسی >
دور
دوم رياست
جمهوری حضرتش
با تقلب
انتخاباتی و
جنبش موسوم به
سبز شروع می
شود . در سرکوب
اين جنبش ،
شاهد رشادتهای
استکباری ولی
فقيه و هم
رئيس جمهور
مورد حمايت
ايشان بوديم
که در تاريخ
مبتنی بر
تقابل نيروهای
استکبار
بامستضعفين
ثبت می خواهد
شد . جنبش
مليونی ؛
ظاهرا سرکوب می
شود بدون آنکه
خواسته های
مردمی آن که
آزادی و رفاه
نسبی اقتصادی
باشد ، پاسخی
درخور گرفته
باشد . در
شرايطی که
حاکميت
شاهنشاهی را
با انقلاب 57
پشت سر گذاشته
ايم و ساختار
سياسی ديگری
را جايگزين آن
می خواستيم که
آزادی بيشتری
را برايمان
بارمغان
داشته باشد . می
گويند آن شاه
مرحوم ، از آن
دنيا پيغام
فرستاده که
برايش عينکی
دودی بفرستند
، از بس که
مردم از جور
جمهوری
باصطلاح
اسلامی و
فقدان
آلترناتيوی
بالنده ، طالب
بارش نور به
گور شاه شده
اند . آيا
تاريخ تکرار می
شود ؟!؟
نسل
جوان ايران ،
تغييراتی که
در بافت
اجتماعی ما در
شرف وقوع است
، تحولات
آزاديخواهانه
منطقه و بهم
خوردن توازون
قدرت جهانی
نشان از منفی
بودن پاسخ است
به بازگشت
نظام شاهنشاهی
در ايران . اگر
روبه جلو
داشته باشيم ،
که داريم ، چه
فرجامی در
انتظار
استبداد
فقاهتی می
تواند باشد ؟!
جنبش
کارگری با
ايجاد چرخش در
برخی از
نمايندگان
حکومتی کارگری
، تشکيل
اتحاديه های
صنفی در پی
مبارزات
خونينش از
خواسته های
صنفی فراتر می
رود و مطالبات
سياسی را در
شعارهايش
فرياد می کند .
دانشجويان و
زنان را سکوتی
؛ حاکی از
آرامش قبل از
طوفان فرا
گرفته . جنبش
موسوم به سبز
با زخمی که
برتن دارد و
خواسته های بی
پاسخش ، اينها
مجموعه ای است
از شرايطی
انفجار آميز
که در تظاهرات
سلسله واری در
رابطه با
درياچه
اروميه و محيط
زيست هم انعکاس
می يابد . و
برخوردهائی
که گاها باعث
عقب نشينی
رژيم و
کارگزارانش می
گردد . و اين
يعنی همان که
از برای قدرت
استبدادی خط
قرمز است .
شورای
سوسياليستهای
مسلمان
و نيروهای
همسو .