انتخابات مجلس در ايران ، پايان نمايش رسوای جمهوری خواهی  در نظام  ديکتاتوری فقاهتی

 

 

انتخابات مجلس در ايران در تاريخ خود فراز و نشيب های زيادی دارد و پس از تشکيل آن

برای نخستين بار در مرداد 1285  تنها در چندين دوره توانسته است مستقل عمل کند و وابسته و يا وابسته کامل به قدرت حاکمه نباشد. که ازاين دوره ها ، مجلس دوره اول ، دوره سيزدهم که پس از خلع شدن رضا شاه رخ داد ، زمان نخست وزيری مصدق و نهضت ملی شدن نفت  و دو دوره پر کشاکش پس از تشکيل  " نظام جمهوری اسلامی" می باشد. مجلس شورا در دوره های فوق نيز نماينده حقيقی قاطبه ملت ايران نبود اما طوری هم نبود که تماما در اختيار قدرت سياسی حاکم باشد و حکم ها و فرمان های قدرت حاکم سياسی را اجرا کند. طبيعتا با گسترش سواد و آگاهی ، ارتباطات، رسانه های جمعی و نهاد های مدنی  اصولا بايد  به طور قانونمند شرکت مردم در انتخابات مجلس و تاثير گذاری مردم در امورمربوط به خودشان افزايش يابد  و همچنين روش های کسب آرا و نظرات مردم با ابزار های مدرن و دقيق تر و سريع تر صورت پذيرد مگر اينکه در مقابل اش چنان موانع جدی از طرف حاکمان سياسی به وجود آيد که از تجلی اراده مردم برای تعيين سرنوشت خود جلوگيری به عمل آيد. امری که ما در تمامی دوره های حاکميت رژيم ولايت فقيهی وجود داشته وبه ميزانی که انحصار طلبی و جنگ در مقابل نيروهای دگر انديش به درون جناح های خود رژيم کشيده شده اين موانع  فرم ها  و صورت های مختلفی گرفته  تا امروز که در مقطع انتخابات نهمين دوره مجلس هستيم مقطعی که جنگ بر سر تقسيم قدرت و ثروت به درونی ترين لايه های رژيم کشانده شده و نتيجه آن مواردی به شرح زير است :

1- حدف کامل گرايش موسوم به اصلاح طلبان  که به  اينک به جمهوريت خواهی نظام  تکيه کرده و همواره مدعی هستند  که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ساز و کار هايی هست که از طريق آنها می توان به حقوق مرد تکيه کرد و مدافع آن  بود و خاتمی و موسوی و کروبی بار ها به آن تاکيد کرده بودند .

2- حذف گرايش رفسنجانی و ناديده گرفتن پيشنهادات او، يعنی کسی که خود در تمامی اقدامات سرکوبگرانه و جنايتکارانه  رژيم تا دوره های قبل از احمدی نژاد بوده و در تعيين استراتژی سياسی ، اقتصادی و نظامی و اطلاعاتی و امنيتی رژيم نقش اساسی داشته

3- تصويب قانونی برای کنترل نمايندگان مجلس

4- تاکيدات شورای نگهبان و نمايندگان رنگارنگ خامنه ای در نهادهای سرکوبگر در تشکيل مجلس همسو با رهبری ( مجلس وابسته  فرمانبر)

5- فراخواندن نيرو های سپاه و بسيج و نيرو های اطلاعاتی و امنيتی برای کانديد شدن در مجلس

6- بسيج 11 هزار نفر از مزدوران  رژيم با نام ( هاديان سياسی) برای ترغيب مردم به رای دادن به کانديدا های اطلاعاتی و امنيتی

دستور العمل هايی است که دستگاه سياسی ولايت مطلقه قصد دارد از طريق آن مجلسی کاملا مطيع و فرمانبر بيت رهبری و شخص خامنه ای را مهندسی کند.

پس از مرگ خمينی ، در دوره های سازندگی رفسنجانی خود وزنه ای در دستگاه سياسی بود و در دو دوره رياست جمهوری خاتمی و غالبيت اصلاح طلبان بر  مجلس ، خامنه ای گرچه با بسيج باند های اجير سرکوبگر و اراذل و اوباش  و سست عنصری و بی عرضگی محمد خاتمی و توهم اصلاح طلبان  در اصلاح پذيری رژيم  مانع از آن شد که اصلاح طلبان بتوانند کاری از پيش ببرند ، اما اين وضعيت پرتنش همواره نقش وی را به مصاف می طلبيد . حال او در انتخابات مجلس نهم کمر همت بسته تا در دستگاه سياسی حاکم  با هر مانعی چه به صورت بالفعل و چه بالقوه مقابله کرده و همه قوه ها را در اختيار مطلق خود در آورد. خوی جباريت وی پس از طی مراحل متعدد به مرحله ای رسيده است که کوچکترين تزلزل و ترديدی در پايبندی و وابستگی به خود را نيز بر نمی تابد.

اين ويژگی نه تنها  چهره اصلی و پشت پرده فقيه مطلق العنان و چهره جبار و مستبد و سرکوبگر شخص خامنه ای را عيان کرده بلکه  ماهيت اصلی  نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن را که طی آن قدرت مادی  بی انتهايی و غير قابل کنترلی( از قبيل فرماندهی کل قوا، تعيين فرماندهان نظامی، تاييد رئيس جمهوری، تعيين اعضای شورای نگهبان ، تعيين رئيس قوه قضائيه و ... به فقيه داده و نهاد های متعلق به مردم مانند رياست جمهوری و مجلس را از نظر قوه مادی خلع سلاح کرده است آشکار ساخته است و موجب شکست  آن استراتژی توهم آميزی نيز شده  که اين رژيم را عليرغم ارتکاب جنايات بی سابقه ضد بشری  قابل اصلاح می دانست و توانست در دو دوره از رياست جمهوری خاتمی و حتی در کشاکش جنبش اجتماعی خرداد 88 بخش عظيمی از نيرو ها و توانايی ها و پتانسيل اعتراضات توده های مردم به کاهد و آبی سرد بر آتش اعتراضات مردم ريخته و آنان را مايوس روانه خانه هايشان کند.

حالا نوبت آنانی که سال ها بذر توهم اصلاح پذيری اين رژيم  را پاشيدند ، است که شرمگينانه از اين توهم پراکنی دست برداشته و با نفی تماميت اين نظام  و تحريم  انتخابات تماما نمايشی آن  به دنبال آلترناتيوی باشند که بر اراده جمهور مردم و برپايی روابط عادلانه و برابری طلبانه و انسانی تر استوار باشد.

استراتژی که شخص علی خامنه ای به مثابه يک ديکتاتور خونريز و جبار والبته در لباس ولی فقيه مطلق العنان

اين باردر انتخابات مجلس تعقيب می کند اين است که مجلسی شکل بگيرد که در خدمت فرمان ها و حکم های  او  باشد. و طبيعتا با " معجزه گری شورای نگبان " چنين مجلسی شکل خواهد گرفت و اکثريت را در آن نيروهای اطلاعاتی و امنيتی رژيم پر خواهند کرد. اينکه اين نيرو ها وابسته به جناح اصول گرا و يا جبهه پايداری و يا جبهه دولت باشد ، در عمل تاثيری در اين استراتژی نخواهد داشت. البته سه جبهه که گردانندگانشان همه تاريخی از سرکوبگری واختلاس و اعمال قهر و خشونت و دروغ گويی  را در پست سر خود دارند  سعی خواهند کرد تا مقطع انتخابات  با افشا گری ها و رجز خواندن ها  و متهم کردن هم و قول های دروغ مردم را به شرکت در انتخابات تهييج کنند. اما آن چه که برای خامنه ای مشخص است ماهيت تماما مشابه اين سه جبهه دروغين است. از اين نظر خوداو در همين سخنرانی اين سه جبهه را به رقابت فرا می خواند تا بتواند  مردم را به حضور در صحنه ترغيب کند.

با تشکيل مجلس نهم رژيم " جمهوری اسلامی" به حکومتی  نظامی امنيتی  تبديل خواهد شد که در صدر آن فرد خامنه ای و بيت او قرار دارد و و بسيج و سپآه و نيرو های انتظامی تحت فرمانش سلطه و سيطره او را در عرصه های سياسی، اقتصادی، فرهنگی  اعمال می کنند. او تصور می کند که با چنين وحدت و انسجامی چالش هايی را که وی  پس از انتخاب شدن اش به " رهبری" داشت،  از سر راه بر می دارد.و تضاد های دورن حاکميت و و نتيجتا استفاده مردم از اين تضاد ها را به حداقل می رساند.

اما از طرف ديگر راهی که وی از ابتدای " آمدن به لباس ولايت مطلقه فقيه" پيش گرفته چند تا نتيجه عينی  داشته که عبارتند از:

- اکثريتی عظيم از نيرو های وفادار و استراتژيک رژيم از بدنه آن کنده شده و مايوس شده و به مخالفين پيوسته اند.

- منتقدين رژيم در خوشبينانه ترين حالت نسبت به استبداد مطلق خامنه ای ترديد ندارند.

- جبهه مخالفين آن چنان  گسترشی يافته که در تاريخ جمهوری اسلامی بی سابقه بوده

- در اثر سياست های خارجی ايران در منزوی ترين مقطع تاريخ جمهوری اسلامی قرار دارد.

- طمع برخورداری از قدرت و ثروت به قدری دامن گير شده که باند هايی که از نظر ايدئولوژيک  و مواضع تفاوتی با هم ندارند به جان هم افتاده اند که از آن جمله می توان سه جبهه ای که الان به وجود آمده اند و در جريان انتخابات رياست جمهوری در سال 88 " يد واحد" با هم بودند.

با چنين اوضاع مخاطره آميز درونی و آن چنان انزوای جهانی و ريزش شديد پشتيبانی  از داخل اينک رژيم به پای انتخابات نهمين دوره مجلس شورای اسلامی  می رود. خامنه ای گرچه با سرسختی تمام بر مواضع فرعونی خود  پا می فشارد و از عقب نشينی از آن مواضع به شدت واهمه  دارد . اما خوف از شکل گيری  يک جبهه تحريم فعال بسيار گسترده به جانشان افتاده و قوه قضائيه رژيم  را به اتخاذ دستور العمل هايی برای ممانعت از تحريم انتخابات مجبور کرده است که  برخی موارد اين دستور العمل  از این قرارند:
- انتشار هرگونه محتوا با هدف ترغیب و تشویق مردم به تحریم و یا کاهش مشارکت در انتخابات.
- انتشار هرگونه ادعای غیرواقع مبنی بر توقف انتخابات و یا دعوت به تجمع اعتراض‌آمیز‌، اعتصاب‌، تحصن و هر اقدامی که به نحوی موجب اخلال در امر انتخابات گردد.
- انتشار و تبلیغ علائم تحریم انتخابات گروه‌های ضد‌انقلاب و معاند(نظام سیاسی ایران مخالفان خود را "ضد‌انقلاب و معاند" می‌خواند).
- انتشار هجو یا هجویه و یا هرگونه محتوای توهین‌آمیز در فضای مجازی علیه انتخابات.
- انتشار هرگونه مطلب خلاف واقع مبنی بر انصراف گروه‌های قانونی از انتخابات.

 

دومين شگرد رژيم  دست زدن به  اعمالی هست که از طريق آن بتواند با افزودن به تهديدات خارجی  خوف و هيجان در مردم بوجود آورده و آنان را به پای صندوق های رای بکشد. که از آن جمله،

- مانور در خليج فارس

- تهديد به بستن تنگه هرمز

- آزمايش موشک های دوربرد

- آغاز غنی سازی در تاسيسات اتمی فردو

- صدور حکم اعدام  امير ميزايی حکمتی به جرم جاسوسی برای سيا

 و البته تا مقطع انتخابات بايد منتظر وقايع ساختگی ديگر نيز بود. اما آنچه که در چنين شرايطی  در صف توده های مردم  انجام داد اينست که :

- از همه توانايی های جنبش اجتماعی خرداد 88 و از همه توانايی های مخالفين بايد استفاده کرده  و جنبش تحريم انتخابات را راه اندازی کرد و از آن فرصتی ساخت برای  بارور کردن جنبش اجتماعی   و تداوم آن جهت تسويه حساب با کليت رژيم جنايتکار ولايت مطلقه فقاهتی

 

شورای سوسياليست های مسلمان

20 ديماه 1390