اطلاعيه به
مناسبت اول
ماه می روز
جهانی
کارگران
نگاهی به
وضعيت
کارگران و
زحمتکشان در
ايران

![sandika-haghe-kargar[1].jpg](1may%202011_files/image002.jpg)
روز
۱۱
اردیبهشت در
سایه مبارزه و
تلاش کارگران
برای حقوق خود
بنام « روز
کارگر »
نامگذاری شده
است . در این
روز در سراسر
جهان کارگران
با انجام گردهم
آیی و
راهپیمایی
اتحاد و
همبستگی صنفی
خود و اعلام
مطالبات شان
مي پردازند.
به رغم
همه تلاشها و
مبارزاتی که
کارگران برای
احقاق حق خود
داشته اند،
بدلیل
مناسبات
ناعادلانه
حاکم برجامعه
ما، تاکنون به
سهم مناسب با
زحمت و
تلاششان دست نیافته
اند تا
بتوانند از
فقر و
استثمار نجات
يافته واز
نیروی کارشان
برای سازندگی
و توسعه کشور
بهره برند. درآمد
نفتی که باید
صرف سرمایه
گذاری و اشتغال
و توسعه کشور
شود ، عملا در
خدمت مصالح ضد
مردمی رژيم و
سياست های
ارتجاعی و
سرکوبگرانه
اش در آمده
است . بیکاری،تورم،گرسنگی،
سطح نازل
دستمزد، افزایش
فشار کار، عدم
امنیت شغلی، افزایش
مشاغل کاذب،
باعث گردیده
تا فجایعی مثل
اعتیاد، فحشا،دزدی،رشوه
خواری،جنایت،
سوء تغذیه
،افزایش
بیماری های
روانی،کارکودکان،
تکدی گری و ...
گسترش یابد.
در چنین
شرایطی که
بحران سرمایه
داری هر روز
عمیقتر می
گردد، تبعات
آن نیز بیشتر
گریبان
کارگران و طبقات
فرودست را
خواهد گرفت.
درتازه ترين
گزارش صندوق
بين المللی
پول زير عنوان
«چشم انداز
های اقتصادی
جهان»، که
دوشنبه بیست و
دوم فروردین
انتشار يافت،
عمق بحران
شديد اقتصادی
را، که از سه
سال پيش به
اين سو بر
کشورمان سنگينی
می کند، به
نمايش گذاشته
است.
این
گزارش پيش
بينی می کند
که بحران
اقتصادی ايران
در سال ۲۰۱۱
ميلادی شدت
گرفته و در
قالب يکی از
بی سابقه ترين
اشکال «رکود
تورمی» در
تاريخ معاصر
کشور، بروز
خواهد کرد.
بنا به
ارزيابی
صندوق بين المللی
پول، نرخ رشد
اقتصادی
ايران از يک
در صد در سال ۲۰۰۸ ميلادی
به ( یک
دهم ) در صد در
سال ۲۰۰۹
کاهش يافته و
در سال ۲۰۱۰
نيز از يک در
صد بيشتر
نبوده است. بر
پايه آمار انتشار
يافته از سوی
همان نهاد، در
سه سال گذشته ميلادی
ميانگين
سالانه نرخ
رشد ايران يک
پنجم ميانگين
سالانه نرخ
رشد در بيست
کشور خاورميانه
و شمال آفريقا
بوده است .
اقتصاد
ایران ،که از
زمان روی
کارآمدن و شکل
گیری حاکمیت
شبه نظاميان
در سال 84 روند
تخریب بيشترش
آغاز شد ، در
سال 89 بدلیل
تاثیر پذیری
از رکود اقتصاد
جهانی و سیاست
خارجی تهاجمی
دولت و وضعیت
بی ثبات سیاسی
و اجتماعی
داخلی ناشی از
تقلب در
انتخابات
ریاست جمهوری
دهم و تیره
ترشدن فضای
کسب و کار در
وضعیت رکود کامل فرو
رفت و برپایه
آمارهای
اعلامی بانک
مرکزی می توان
گفت کاملا زمین
گیر شده
است .ترس از
فرا رسیدن یک
بحران
اقتصادی تمام
عیار صاحبان
سرمایه در
ایران را بیش
از هر زمان
دیگری به
تکاپو برای
محفوظ نگه
داشتن دارایی
هایشان
انداخته است.
بسیاری از
سرمایه داران
ایرانی اقدام
به خروج
دارایی
هایشان از
کشور کرده
اند.
از وقایع
مهمی که امسال
در راستای
همین سیاست اجرا
شد،(حذف
یارانه ها)
بود. این یعنی
حمله مستقیم
به زندگی و
معیشت
کارگران، و
تودۀ عظیمی از
زحمتکشان، که
در اثر بیکاری
و کم درآمدی،
و با توجه به
بحران موجود،
در زیر خط فقر
زندگی می
کنند. از آن
گذشته رژیم
با لاپوشانی
کردن تورم
افسارگسیخته
در ایران حتی
به آمار
دروغین خود
وفادار نماند.
بارزترین
نمونه از شوک
تورمی تازه
مربوط به قبض
های گاز و برق
است که اکثر
طبقات جامعه
را تحت تاثیر
قرار داده
است. افزایش
قیمت به ویژه درباره
گاز مصرفی
خانگی به حدی
بوده که
نمایندگان
مجلس به دولت
هشدار داده
اند اگر قیمت
ها را پایین
نیاورد
اختیار قیمت
گذاری این
کالا را از
دولت سلب
خواهند کرد. در دوره اخیر
اعتصاب بیش از
ده هزار کارگر
مجتمع های
پتروشیمی
ماهشهر و بندر
امام، افکار عموم
را به خود
مشغول داشته
است. در این
میان نیرویی
از کارگران
پیشرو جهت
گرفتن حق مسلم
خود، در بند
زندانهای
رژیم جمهوری
اسلامی
گرفتار آمده
اند. و برخی را
بیکار و از
کلیه حقوق
اجتماعی
محروم کرده
اند. و عده ای
را با قید
آزادی مشروط و
با جریمه های
سرسام آور
نقدی،
بلاتکلیف نگه
داشته اند.
فروش نفت،
تجارت و
واردات کالا.
مسئله نفت همچون
ابزاری در
دستان رژيم
ارتجاعي
مذهبي حاکم بر
ايران است .هر
نوع سياست
اقتصادی که
رهبران و
سردمداران
رژيم جمهوری
اسلامی در نظر
دارند با
اتکاء به
درآمد نفت
آنرا به جامعه
اعمال می
کنند. اکثريت
بودجه همين
دولت را نفت
تشکيل می دهد
و همه اذعان
دارند که
سياست های
اقتصادی
جمهوری
اسلامی اوضاع
و احوال زندگی
مردم را بيش
از پيش تباه و
پريشان کرده
است؛ افزايش
نقدينگی
سرسام آور در
اقتصاد
ايران، تشويق
به واردات
کلان کالا ،
تورم
چندصددرصدی
در برخی از
بخشی های
اقتصادی و عدم
راهکاره های
کنترل قيمت ها
،نقش مافيای
ثروت در
ايران،
نابودی بخش
های کشاورزی و
صنعت در
ايران، و
مسائلی از اين
دست به ما اين
امر را روشن
می سازد که
طبقه حاکم در
ايران تنها به
منافع طبقاتی
و اقتصادی خود
خويش
ميانديشد .
اتخاذ
سياست های
اقتصادی-نظامي
جز به هدر
دادن سرمايه
ملي سرمايه
های کشور و تعميق
مشکلات
اقتصادی در
ايران تا کنون
جز شکاف
عظيم طبقاتی چيز
ديگری را در
برنداشته است . در طرف
ديگر آناني كه
قدرت سياسي را
در چنگ گرفته
اند و حمايت
بي دريغ رهبر
و قوه قضائيه
و شوراي
نگهبان و ائمه
جمعه و
سران نيروهاي
مسلح را با
خود دارند و
يا خود جزو
وابستگان
آنان هستند ،
چنگ در منابع
اصلي درآمد
هاي ملي
انداخته و آن
را در سمت و
سوي منافع
فردي و
خانوادگي خود
غارت مي كنند
، اين روند
غارت از
ابتداي شكل
گيري رژيم
جمهوري اسلامي
همراه
با حيف
و ميل هايي كه
در اثر بي
لياقتي دست
اندر كاران
نظام اقتصادي
و بي برنامگي
اقتصادي و
فرار مغزهاي
متخصص و برنامه
ريز از ايران
، صورت گرفته،
بدانجا
انجاميده که
اينک حقوق
کارگران
هزینه 10روز یک
خانواده را
نمی دهد. بدین
ترتیب اضافه
کاری های
طولانی ویا
انتخاب شغل
دوم را به
بخشی از
کارگران جهت
تامین هزینه
زندگیشان
تحمیل کرده
اند. مسائلی از
قبيل حقوق های
معوقه، اخراج
و بازخريد
کارگران،
بستن کارخانه
ها، مسائلی ست
که در وهله
نخست باعث می
شود که
کارگران
ايرانی تجمع
اعتراضی خود
را سامان
دهند.
البته
ناگفته
پيداست که
تورم افسار گيخته
در ايران و
همچنين
قوانين
ضدکارگری و
ممانعت از ايجاد
تشکل های
مستقل کارگری
و شکاف طبقاتی
عظيم، اخراج
کارگران و
افزايش بی
رويه کارگران
قرار دادی همه
و همه مسائلی
ست که اعتراض
و اعتصاب را
در بين
کارگران دامن
زده و روز
بروز افزايش
می يابد. در جامعه
ای که عدم امنيت
شغلی و فساد و
رشوه خواری و
اعتياد در همه
عرصه ها سايه افکنده ،کارگران و
زحمتکشان مجبو
رمی شوند برای
تامين مخارج
زندگی
فرزندان
خودرا بجای مدرسه
به کارخانه ها
بفرستند تا
بتوانند زندگی
روزمره
خودرا تامين
کنند.

دهها
هزار کارگر در
سراسر کشور،
ماههاست که از
دریافت
حقوقشان
محروم بوده
اند. حقوق
اولیه کارگران
مانند حق
فعالیت
سندیکاها، حق
اعتراض به
شرایط کار،
درخواست
افزایش
دستمزدها بر
اساس رشد
تورم، تأمین
معاش با کار
در یک شیفت
کاری، حق
تأثیرگذاری
بر اداره
سرنوشت خود،
با تمسک به
انواع حیله ها
و ابزارها
نادیده گرفته
می شود .دولت ،
دست به
اختصاصی سازی
زده و شرکت ها
و بنگاه های
اقتصادی
دولتی در
اختیار نهادهای
شبه دولتی و
نظامی قرار
داده می شود تا
با تمرکز قدرت
و ثروت در
دستان آنان،به
حيات سياسی
خود تداوم
بخشد.
امروزه
شاهدیم که به
دنبال این
سیاست ها ،
هزاران کارگر
از کار بیکار
شده اند. طرح
های بزرگ
همانند منطقه
عسلویه نيز ره
به جائي نبرده
اند .زحمتکشان
این سرزمین
دیدند که مشکل
مسکن و بیکاری
نه تنها از
میان نرفت، که
افزایش یافت و
پرداخت سهام
عدالت و
یارانه ها،
اگر دوام هم
داشته باشد،
دردی دوا
نکرده است.
مردمان
دیدند که نه
تنها پول نفت
بر سر سفره
هایشان نیامد،
بلکه سفره
هایشان روز به
روز فقير تر شده است.
کارگرانی که
با تلاش بسیار
سعی می کردند
آینده بهتری
برای
فرزندانشان
فراهم کنند،
امروز در
برآوردن
نیازهای
اولیه آنان
درمانده اند.
اعتراض
ها و اعتصاب
های کارگری،
علیرغم
برخوردهای
خشونت بار، هر
روز در گوشه و
کنار کشور رخ
می دهند.با اين وصف کارگران
هنوز
نتوانسته اند
بعنوان یک
طبقه متشکل و
در صفی مستقل
نقش مؤثر خود
را بعنوان پیشتاز
مبارزات اجتماعی
به ثبوت
برسانند، اما
همراه و همگام
با دیگر اقشار
مختلف
اجتماعی و با
حفظ استقلال
طبقاتی،
برای آزادی و
دموکراسی
وحقوق خود مبارزه
می کنند.
براستی مشکل در
کجاست؟ چرا کارگران
به پیروزی دست
نیافته اند؟ سؤال
اساسی پیش روی
جنبش ما در
آستانه اول
ماه مه چرائی
همین شکست ها
و ناکامی
هاست. کجای کار
می لنگد؟ چرا
کارگران و
زحمتکشان با
صف مستقل خود
نمی جنگند. چرا کارگران
با صف مستقل
سیاسی و با
اعتصابات گسترده
در این جنبش
حضور فعال
ندارند ؟ .ما
اعتقاد داريم
که طبقه کارگر
ایران بر پایه
خودآگاهی
اجتماعی و
خودآگاهی
طبقاتی و تشکل
مستقل است که
ميتواند بر
ضعفهای خود
غلبه کند.
![]()
در
آستانه روز
اول ماه مه،
روز همبستگی
کارگران
جهان، گرد هم
آیم و هم صدا
با هم، خواست
آزادی
کارگران
زندانی و همه
زندان سیاسی
در ایران را
با صدای رسا
بیان کنیم
پيروز باد
مبارزات
کارگران در
ايران
زنده باد
آزادی
زنده باد
سوسياليزم
شورای
سوسياليست
های مسلمان
11
ارديبهشت 1390