يارانه ها
در کدامين
راسته هدفمند
می شوند !؟
از
ره مرو ،
بعشوه دنيا (
سلطه )
که
اين " عجوز " ؛
مکاره می
نشيند و
محتاله می رود
!
طرح يارانه
ها و هدفمند
کردن آن ،
بدست دولت
برآمده از
تقلب احمدی
نژاد را بايد که
در کادر
اقتصاد نفتی و
دلالی ايران (
با درآمد نفتی
بالغ بر 50
ميليارد دلار
در سال دوم
رياست جمهوری
احمدی نژاد ) و
در رابطه با
جنبش اجتماعی
اخير تحليل
کرد . آنچه از
ديرباز ، کار
اين جور تحليل
ها را بر
نيروهای مردمی و
هم اپوزيسيون
دشوار می کرده
؛
پنهانکاريها
، تبليغات ، دروغپردازيها
، اطلاعات غلط
و اعمال
سانسور
قدرتها و
دولتها بر
رسانه ها ،
شيوه آموزش و
ديگر منابع
خبری بوده و
هست .
همراهی
خامنه ای با
طايفه سياسی
احمدی نژادی
ها ، عليرغم
اختلافات
ميان
اصولگرايان بر
دو وجه اشتراک
قابل تفسير می
شود ، که هسته
اصلی آن وجه
اشتراک را " حفظ
نظام " با اتکا
به " خودی " های
ولايتپذير و وجه
ديگرش حذف
جناح اصلاح
طلب می تواند
باشد . ايجاد
جو نظامی-امنيتی
بموازات رشد
حرکتهای
اعتراضی و جنبش
های دانشجوئی
، زنان ،
کارگری و
بالاخره جنبش
عمومی ، گويای
اين تقابل می
باشد . ديگر
آنکه دولت دهم
، در ادامه
سياست بحران زائی
دور اول رياست
جمهوری احمدی
نژاد ، سياست
خارجی اش را
بنحوی سامان
داده که
بقايای حاکميت
فقاهتی را به
بغل روسيه
(يادآور به
توپ بسته شدن
مجلس در دوره
استبداد صغير
به رهبری
محمدعلی شاه و
به پشتيبانی
روسيه ) و
کماکان چين انداخته
، که در کشمکش
با استکبار
جهانی غرب ، از
تقابلهای غير
اصولی " جنگ
قدرت " بهره می
خواهد گرفت . اين
موضوع عليرغم
تحريمهای
سازمان مللی و
ژستهای ضد
آمريکائی و
اسرائيلی اين
عالی مقامان
استکبار وطنی ،
تمامی مدعای
اسلامخواهی و
مردمگرائی
رژيم فقاهت را
زير سئوال می
برد ، که
سياست نگه
داشتن " مردم
در صحنه " را
امروزه با
مشتی لمپن ،
لباس شخصی ها
، نيروهای
فريب خورده
بسيج و ديگر
نيروهای
مزدور و رسمی
رژيم فقاهتی
بنمايش در
آورده . ريزش
در اندام بيمار
اين نظام
روزافزون می
گردد ، کمی
آنسوی تر در
تقابل با رژيم
، نسل سوم
انقلاب را شاهديم
، که مزاجش ديگر
با نسخه نويسی
توضيح
المسائل
حضرات آيات ،
هم سمبل
انقلاب در شکل
" پاسدار " و در
محتوی " ملا " سازگار
نمی باشد .
در
چنين شرايطی
است که لايحه "
هدفمند کردن
يارانه ها " ی
دولت متقلب دهم
، به اجرا
گذاشته می
خواهد شد . غيراصولی
بودن تقابل
استکبار
فقاهتی با
استعمارگران
غربی در عملی
شدن مشی
اقتصادی بانک
جهانی هم در
ايران ، تق اش در می
آيد . سياست
درهای باز ،
وتضعيف هرچه
بيشتر و بيشتر
توليدات
داخلی با
شدت گرفتن
تحريمهای
خارجی و
نوسانات نرخ ارز
( بالا رفتن
قيمت دلار )
حتی واردات و
صادرات هم دچار
رکود گرديده .
بازرگانان هم
، همچون ديگر
آحاد ملت با
کارت ملی ، هر
نفر بمبلغ 3000
دلار با نرخ
دولتی 1030 تومان
ببالا ارز می
بايد که بخرند
. بی ثباتی نرخ
ارز ، تضعيف
کامل توليد ،
اخلال در
صادرات و
واردات ،
مناسبات
دلالی را در
جامعه همراه
با فقر ، فساد
و دغلبازی
رونق بخشيده .
مشکلات مردمی
در فقر و بيکاری
، اعتياد ، هم
فساد و فحشا
عينتی را رقم
می زند ،که نه فقط
چشم آزار که
دل را جريحه
دار می سازد . اين
اوضاع
نابسامان ،
دولت و حاکميت
فقاهتی را در
برابر اين
سئوال قرار
داده که ؛
چگونه نظام
فقاهت برقرار
می تواند ماند
، در تقابل با جنبش
نسل سوم
انقلاب وحداقل
در کوتاه مدت
؟! اين رژيم با
استفاده از سياست
ديرين چماق و
شيرينی ، از
يکطرف جوی بغايت
نظامی-امنيتی
را تدارک می
بيند که صدای
ديگرانديشان
، حتی در
دنيای اينفورماتيک
را در حد ممکن
ساکت کند ، و
از طرفی طعمی
از شيرينی را
که بيشتر جنبه
روانی دارد تا
راه حلی
اقتصادی ، در
دهان مردم
بيندازد . و
باينوسيله
خودآگاهی اقشاری
از مردم را به
شبهه آلوده ، سکون و
انفعال را در
برابر
سياستهای غلط
رژيم فقاهت
دامن بزند .
اين شبهه
امروزه ، در
فقدان يک
نيروی کارآمد
آلترناتيو ، با
رياکاريهای
مذهبی فقاهت و
دشمنی رياکارانه
اين حضرات با
امريکا و
اسرائيل است
که بنمايش در
می آيد .
طرح
هدفمند کردن
يارانه ها ،
در ادامه برنامه
عوامفريبانه
، هم بی حساب و
کتاب " پول نفت
را برسر سفره
مردم بردن "
احمدی
نژاديها يکی
از ترفندهائی
است که در
کنار " سهام
عدالت " ،
کارکرد
نهادهائی
همچون " بنياد
شهيد " ،
" صندوق
تامين آتيه
مهر امام رضا "
، " کميته
امداد " امام
سيزدهم و . .. توسط
دولت دهم بکار
گرفته می شود تا شايد
کام فقاهت و
کارگزارانش
را شيرين
کند ، اما
جمعيت جوان و
بيکار و
تحصيلکرده
ايران را ، چه
عرض کنيم !؟!
اين طرح دولتی
در مجلس
فقاهتی با
تغييراتی به
تصويب رسيده ،
جهت اجرا به
کارگزاران
دولتی رژيم
ارجاع می شود .
سازمانی تحت
عنوان "
سازمان
هدفمند کردن
يارانه ها " و
ظاهرا تحت
پوشش وزارت
رفاه و تامين
اجتماعی
تاسيس می گردد
، که رياست
مجمع اين
سازمان را
احمدی نژاد
بعهده می گيرد
. بالطبع
برنامه ای
مرحله بندی
شده جهت اجرای
اين طرح تدوين
می گردد . آب ،
نان ، برق ،
بنزين . . . طی
مراحلی از اين
برنامه ، با
قطع يارانه
هاشان ، پول کلانی
را به خزانه
دولت وامی
گذارند . پولی
که در ميان
بيش از 60
ميليون مردمی
که ثبت نام
کرده اند ،
پولی بالغ بر 20
هزار ميليارد
تومان در 9
ماهه اول سال
جاری که می
بايستی ميان
متقاضيان
توسط دولت ،
توزيع گردد . بنا
به منابع رژيم
فقاهت ، در
بهترين حالت
اجرای اين طرح
به هر نفر
مبلغ 20 هزار
تومان در ماه
می رسد ، و باز
در خوشبينانه ترين
حالتش به يک
خانوار 5 نفره
چيزی حدود 100
هزارتومان
ماهانه ! اين
را داشته
باشيد ، قبض
برق 10 هزار
تومانی در
ماههای اخير
با 5 برابر اين
مبلغ بدست
مصرف کننده
رسيده ، خط فقر
در جامعه
امروز ايران ،
و در حداقل برآوردش
، بيش از 500 هزار
تومان از برای
همان خانوار
!؟!
اما
جناب احمدی
نژاد را می
بينی که ؛ در
اين اوضاع و احوال
، به ظهور
امام زمان
فقاهتی دخيل
می بندد ، در
پی تشکيل
کميته حقيقت
ياب 11 سپتامبر
می دود و با
تکيه به سپاه
و بسيج ، و
همراهی با رهبر
خيلی معظم انقلاب
(!؟) ، به پياده
کردن طرح
هدفمند کردن
يارانه ها همت
می گمارد .
بنظر
شما ، يک دولت
عوامفريب در
ايران چه تجسمی
ديگر از اين
می تواند داشت
؟
با
اين وصف به
گمان ما دولت
عوام فريب
احمدی نژاد با
عملی کردن اين
طرح اعتراضات
توده های فقير
و فرودست را
شعله ور تر
خواهد کرد و به
همراه
پتانسيل های
اعتراضی جنبش
اجتماعی اخيرو
ديگر
بالقوگيهای
بالنده در
تقابل با رژيم
فقاهت و در
ادامه تاريخ
مبارزات حق
طلبانه و
آزاديخواهی
مردم ايران به
رو در رويی با
رژيم خواهد
پرداخت، رو در
رويی ای که
تنها با
نفی ولايت
فقيه و قانون
اساسی رژيم
ارتجاعی حاکم
می تواند زمينه
های جايگزينی
اين رژيم را فراهم
آورد.
شورای
سوسياليستهای
مسلمان
مهر
ماه 1389 برابر با اکتبر 2010