اوج
گيری مبارزات
ضد ديکتاتوری
و
آزاديخواهانه
خلقهای خاور
ميانه
بيش از
چهار هفته است
که از مبارزات
خلقهای شمال
افريقا عليه
ديکتاتورهايی
که هر کدام بيش
از دو دهه در
مصدر قدرت
ديکتاتورمآبانه
خود نشسته اند
می گذرد. اين
مبارزات ضد
ديکتاتوری و
آزاديخواهانه
نخست
از تونس آغاز
شد. شروع
واقعه بدين
صورت بود که
يک جوان 26 ساله
تونسی به نام
محمد ابوعزيزی
که تحصيلات
دانشگاهی
داشت و به
خاطر نداشتن شغل
مناسب مشغول
دست فروشی جهت
امرار معاش بود،
در اعتراض به
اذيت و آزار
پليس
خود
را آتش زد .
اين داستان موجی
از اعتراضات در
تونس را براه
انداخت .
گسترش
مبارزات
آنقدر وسيع و
همه گير بود که
باعث گرديد تا
زين العابدين
بن علی رئيس
جمهوری که 23
سال قدرت را
در اين کشور
در اختيار داشت
از کشور
بگريزد.
همزمان با
قيام مردم
تونس خبرهای
خودسوزی
افرادی در
کشورهای عربی گسترش
يافت و در بسياری
از کشورهای
همجوار نظير يمن،
الجزاير،
اردن و نهايتا
مصر مبارزات
توده های به
تنگ آماده از
نظامهای ديکتاتوری
وابسته به
امپرياليزم گسترش
يافت.
در تمامی
اين کشورها که
بعضا
شاهنشاهی است،
روسای جمهور
آن مادام
العمر بوده و
در فساد و
جنايت آنهم با
همدستی با
امپرياليزم
امريکا و
متحدينش غوطه
ور بوده و
مدام به سرکوب
توده ها،
بويژه توده
های فقير و
تنگدستی که هم چنين از
نبود
آزاديهای
سياسی و
اجتماعی رنج
می برند
مشغولند. بن
علی رئيس
جمهور متواری
تونس که 23 سال پيش پس
از کودتا عليه
بورقيبه بر سر
کا آمده بود، همراه
همسر و
خانواده اش
بخش اعظم ثروت
ملی
مردم تونس را
در طول 23 سال از
حاکميت ننگين
خويش به
طوبره کشيد.
اگر چه
اعتراضات
مردم تونس در
مراحل اول با
سرکوب 140000 پليس و
تعداد زيادی
لباس شخصی
طرفدار بن علی
مواجه شد، اما
به خاطر
گستردگی
مبارزه و
يکپارچگی
اقشار متفاوت
توده ها، نها
يتا موفق شد
تا رئيس جمهور
ديکتاتور را
متواری کند.
در اخبار آمده
است که همسر
بن علی موفق
شد تا يک و نيم
ميليون تن طلا
را از کشور
خارج کند.
جرياناتی
که در مبارزت
مردم تونس نقش
فعال داشتند
عبارتند از:1-
اتحاديه
کارگری تونس
که تشکلی بسيار
قوی می باشد. 2-
نيروهای چپ 3-
نيروهای
مذهبی به
رهبری
راشد
الغنوشی 4-
نيروهای ملی
اعم از ناصريستها،
بعثيها و
نيروهای
ملی-دموکراتيک5-
جنبش زنان
در خلال
مبارزات مردم
تونس جبهه ای
از نيروهای چپ
به نام جبهه 14 ژانويه
همبستگی چپ
تشکيل گرديد و
مطالبات زير را
طرح کردند.
1-سرنگونی
دولت فعلی 2- انحلال
حزب
دموکراتيک
قانون اساسی 3-
تشکيل دولت موقت
4-
انحلال مجلس
شورای عالی 5-
انحلال پليس
سياسی و تدوين
قانونی در
رابطه با
امنيت کشور 6-
محاکمه کسانی
که ثابت شود
که اموال
مردم
را غارت
کردند7-
مصادره اموال و
املاک خانواده
رئيس جمهور
سابق و
نزديکانش 8-
ايجاد کار
برای بيکاران
و گسترش خدمات
اجتماعی و بهداشتی
و ارتقاء قدرت
خريد بيکاران
9- ايجاد
اقتصاد ملی،
ملی کردن
موسسات و
مراکزی که به
بخش خصوصی
فروخته شده
اند و برنامه
ريزی يک
اقتصاد مردمی
که با
سياستهای نئوليبرالی
سرمايه داری
قطع رابطه
کند. 10- برقراری
آزادی های فردی
و احتماعی،
بويژه آزادی
تشکل،
اعتراض، بيان،
عقيده،
مطبوعاعت،
آزادی همه باز
داشت شدگان و
به اجراء در
آوردن عفو
عمومی 11-
مقاومت در برابر
هر گونه تلاش
جهت عادی سازی
رابطه با دولت
صهيونيستی و
جرم دانستن
اين تلاشها،
دفاع از
جنبشهای
آزادی بخش در کشورهای
منطقه و ساير
مناطق.
مبارزات
در ديگر نقاط
افريقای
شمالی بويژه در
مصر
متعافب
مبارزات
پيروزمند
مردم تونس، مبارزات
در ديگر
کشورها از
جمله الجزاير،
يمن، اردن،
حتی ليبی و
نهايتا در مصر
شروع شد که در
اين ميان
مبارزات دليرانه
مردم مصر که
در واقع
کانونی ترين
کشور در
افريقای
شمالی و
خاورميانه
است توجه جهانيان
را به خود جلب
کرده است. پس
از اولين
اعتراضاتی که
توسط مردم مصر
که عمدتا از
دانش حويان،
روشنفکران و
طبقات متوسط
بودند، حدس و
گمانها و موضع
گيريها در
عرصه جهانی آغاز
شد. "هيلاری
کلينتون وزير
امور خارجه
امريکا در
واکنش به اين
اعتراضات گفت:
ما به ثبات و
پايداری دولت
مصر اطمينان
داريم و آنرا
به هيچ وجه با
تونس مقايسه
نمی کينم، اما
مبارک نبايد
جلوی
اعتراضات
مسالمت آميز
مردم مصر را
بگيرد، زيرا
اين کار آينده
ای خطر ناک
دارد. بسياری
از مفسران
غربی ضمن
تجزيه و تحلیل
روحيات و
گرايشات
درونی مردم
مصر عنوان
کردند، که در
مصر اقشار
دانش جويی و
جوانان و نيز
طبقات متوسط
که اين اعتراضات
را شروع
کردند، با
ديگر طبقات
اجتماعی
بويژه طبقات
محروم و ندار
بسيار تفاوت
دارند. زيرا
طبقات ندار و
محروم جامعه
اگر چه با
رژيم
ديکتاتوری
مبارک مخالفند،
اما آنان
خواهان تغيير
و تحولات
اساسی نيستند
و حاضرند تا
با وضع
موجود و با
حاکميت مبارک
بسازند"
اما بعد
از چند روز
جهانيان
متوجه شدند که
چگونه
کارگران و
توده های
محروم و ندار
جامعه مصر به
مبارزات ديگر
اقشار
کشورشان
پيوستند.
مبارزات در
بسياری از نقاط
بزرگ کشور مصر
از جمله قاهره،
اسکندريه،
شرم الشيخ
اسماعيليه و
کانال سوئز و .....
گسترش يافت.
تمامی تظاهر
کنندگان
يکپارچه اعلام
کردند مبارک
بايد برود. مبارک
نيز همانند بن
علی با تغيير
وزير و وزرا و
نيز وعده و
وعيد قصد
خاموش کردن
مردم و بر
گرداندن آنها
به خانه های
خويش داشت،
اما موفق
نگرديد.
مبارزات
مردم مصر
کماکان گسترش
يافت و مردم يکی
از ميدانهای
بزرگ قاهره بنام
التحرير
(آزادی) را به
عنوان محل
تجمع و تحصن خود
انتخاب کردند
و در همان
ميدان ماندند.
پليس مصر که اقدام
به سرکوب
مبارزات
مسالمت آميز
توده ها کرده و تا
کنون بيش از
صدها نفر از
تظاهر
کنندگان را به
قتل رسانده و
هزاران نفر را
مجروع و صدها
نفر را دستگير
و راهی
زندانها کرد،
در مقابل مقاومت
جانانه مردم
مصر ناچار عقب
نشينی کرد. به
همين خاطر
ارتش وارد
صحنه شد. ارتش
مصر در مقابل
مقاومت وسيع و
هم جانبه مردم
مصر و ترس از
تعميق
مبارزات مردم
اعلام کرد که
تظاهرات را
سرکوب نمی
کند. قابل
توجه است که
دولت اسراييل
که بيش از سه
دهه به ارتش
مصر اجازه نمی
داد تا به
مناطق مرزی
اسراييل هم
چون شرم الشيخ
نزديک شود، از ترس
گسترش مبارزات
مردم مصر در
شرم الشيخ به
سوی مرزهای
اسرائيل، به
ارتش مصر
اجازه حضور در
آن منطقه را
داد.
پس از
يک هفته که
دولت مصر عرصه
را برخود تنگ
ديد، دست به
عملکردی به
غايت ضد مردمی
زد.
بدين صورت که
رژيم مبارک
اقدام به بسيج
نيروهای پليس(در
قالب لباس شخصی)
و نيز اجير
کردن برخی از
مردم از طريق
پرداخت پول
نقد به مبلغ 200
پوند مصری نمود تا به
مقابله با
مخالفين
مبارک
بپردازند.
چنين ترفندی
که عملا منجر
به کشته شدن
دهها نفر و مجروع
شدن بيش از
صدها
نفر گرديد
باز هم کار
ساز نشد و عزم
مردم مصر جزم
تر از آن بود
که با اين
تهديدها و
اعمال ضد
انسانی سست شود.
بعد از اين
ماجرا مردم
کماکان تلاش
کردند تا
ميدان
التحرير را
ترک نکرده و
در آن ماندگار
شوند. دو روز
بعد از اين واقعه
دو باره در
روز جمعه
4فوريه دهها
هزار تن از
مردم غيور مصر
خود را به
همرزمان خود
در ميدان التحرير(آزادی)
رساندند.
همزمان
با اين تحولات
مبارک اعلام
کرد که خواهان
عقب نشينی است
اما نه
در شرايط
فعلی، زيرا
شرايط را بسيار
خطرناک و غير
قابل کنترل می
داند.
موقعيت
فعلی مبارزات
مردم مصر
تمامی
نظامهای
ديکتاتوری به
خاطر بقای
نظامهای
سياسی خويش
مخالفان خود
را به شدت
سرکوب می
کنند. در مصر
نيز اين اقدام
ضد انسانی
توسط رژيم
مبارک و حتی
قبل از آن
سادات انجام
گرفته است. در
اين ميان
نيروهای ملی و
چپ و بعد از آن
نيروهای
مذهبی هر کدام
به نوبه خود
مشمول سرکوب و
اذيت و آزار
شدند. اما
نيروهای
اسلامی در
منطقه و بويژه اخوان
المسلمين در
مصر و در ديگر
کشورهای
خاورميانه
بنا به دو
دليل از کمييت
و نفوذ بيشتری
بر خوردارند. 1-
بخاطر اينکه
دولتهای
مستبد و
ديکتاتور اگر
چه موفق شدند
تا مخالفان
سياسی و
عقيدتی خود را
سرکوب کنند،
اما
نتوانستند و شايد
نخواستند تا
مساجد و اماکن
مقدس را که
محل تجمع
نيروهای
اسلامی است، مهرو
موم کنند . 2-
نيروهای
اسلامی، نظير
اخوان
المسلمين به خاطر
خدمات
اجتماعی،
بهداشتی و
آموزشی، توانستند
پايگاه وسيعی
در ميان توده
های محروم و فقير
کسب کنند و با
تکيه بر فرهنگ
سنتی و مذهبی توده
ها پايگاه
خويش را گسترش
دهند. بنا به
دو دليل فوق
است که بسياری
از گمانه زنی
ها در رابطه
با آلترناتيوهای
دولتهای
منطقه و بويژه
دولت
مصر حول اخوان
المسلمين می
باشد. اين
گمانه زنی ها بر
اين اساس است
که ديگر
نيروهای
اپوزيسيون دارای
پايگاهای قوی
اجتماعی
نيستند.
اما اين
گمانه زنی ها
به نظر ما
دارای اعتبار
منطقی و عملی
نيست. زيرا اگر چه اخوان
المسلمين دارای
پايگاه های
قوی اجتماعی
در منطقه هست،
اما به عنوان
احزاب و
سازمانهای
متشکل سياسی
فعاليت نمی
کنند و
تشکلهای
ساختاری ندارند.
جدای از آن
خود اخوان
المسلمين
متعاقب خزئبلات
خامنه ای در
نماز جمعه
گذشته ( در
تاريخ 4 فوريه)
که گفته بود
انقلابات
منطقه
انقلابات
اسلامی است و
ربطی به
مشکلات
اقتصادی و
معيشتی مردم
ندارد، اعلام
کرد که انقلاب
ما انقلاب
اسلامی نيست،
زيرا در مصر
هم مسيحی ها و
هم ديگر اقشار
و گرايشات
اجتماعی و
فکری وجود دارند
و مردم ما
عليه
ديکتاتوری و
برگزاری
انتخابات آزاد
مبارزه می
کنند.
در
همين جا قابل
ذکر است که بر سر
کار آمدن
نيروهای
اسلامی(البته در
صورت امکان)
اگر چه می
تواند در
کوتاه مدت به
ضرر
امپريالست و
صهيونيست در
منطقه باشد(
بخاطر اينکه
منطقه را بشدت
نا امن و
بحرانی می
کند)، اما در
دراز مدت به
نفع
امپرياليسم وصهيونيسم
و به ضرر خود
اسلام و مردم
مسلمان منطقه
می باشد. اما
عليرغم اين
امر، امريکا
و متحدينش
تلاش می کنند
تا اوضاع را
در منطقه آرام
کرده و مهار
حرکتها را در دست
گيرند تا
اوضاع حتی در
کوتاه مدت نيز
از کنترل آنها
خارج نشود.
مسئله
بعدی اينکه،
امکان انحراف
مبارزات مردم
مصر به سمت
جنگ داخلی و
نهايتا حضور
پرقدرت ارتش
به عنوان ايجاد
کننده آرامش
در مصر و
نهايتا
کودتای نظامی
و کنار گذاشتن
مبارک به
عنوان يکی از
گزينه ها می
تواند مورد
نظر باشد. اما
خوشبختانه
بيداری و آگاهی
مردم مصر و
ديگر کشورهای
منطقه آنقدر
زياد هست که
نخواهند به
اين دام بيفتند.
مردم مصر تا
کنون بارها
اعلام کردند
که "دست به
تخريب و
ويرانی امکان
و بناها و
ساختمانهای
دولتی و غيره
نمی زنند،
زيرا کشورشان
را دوست
دارند" حتی
جاهايی را که
نيروهای پليس
و نيروهای
امنيتی تخريب
کردند، آنها
سعی در تميز
کردن و باز
سازی نمودند".
مبارزات مردم
منطقه و بويژه
مصر مسالمت
آميز و دارای
خواسته های
مشخص است. در
واقع مردم
منطقه از
زمانی که پس
از خود سوزی شهيد
محمد
ابوعزيزی در تونس
و چند تن ديگر
در کشورهای
مجاور،
مبارزات خود
را شروع
کردند، سطح
آگاهی و ميزان
بيداری خويش
را نشان
دادند. آنان
در يافتند که
دشمنان واقعی
آنان کيانند.
ما
شورای
سوسياليستهای
مسلمان از
مبارزات بر حق
خلقها ی
بپاخاسته در
افريقای
شمالی و
خاورميانه
حمايت کرده و
بر اين باوريم
که اين
مبارزات
گسترش خواهد
يافت و تمامی
نظامهای
ديکتاتوری در
منطقه را
نشانه خواهند
گرفت و تمامی
روسای جمهوری
مادام العمر
را به گورستان
تاريخ خواهند
سپرد. مردم
منطقه از اين
پس خواهان
نظامهای
دموکراتيک و
جمهوری های
واقعی هستند.
در واقع همان
کاری که توده
های ميهن مان
در خرداد 88
شروع کردند، تود
ه های منطقه
در اشکالی
ديگر ادامه می
دهند. و اين
خود اخطاری به
همه نظامهای
ديکتاتوری و
استبدادی است
که عمر تاريخی
آنها بسر آمده
است. بيچاره
احمدی نژاد و
نظام فقاهتی
جمهوری
اسلامی که در
شرايط تاريخی
و دوران ساز
فعلی هوس
رياست جمهوری مادام
العمر و
استبداد
مذهبی پايدار
را در مخليه
خود پرورش می
دهند.
پيروز
باد مبازات حق
طلبانه مردم
منطقه عليه نظام
های
ديکتاتوری
حاکم
بر
قرار باد
حاکميت
دموکراتيک
توده ها بر سر
نوشتشان
شورای
سوسياليستهای
مسلمان
فوريه
2011
بهمن 89