به  بهانه قتل عام 1367

 

 

 

          آنان که رفتند کار حسينی کردند، آنان که که ماندند بايد کار زينبی کنند وگرنه يزيدی اند.              دکتر علی شريعتی




 از زمان به قدرت رسیدن رژيم ارتجاعی حاکم بر ايران ما هر روزه شاهد زندان، شکنجه و اعدام مخالفين سياسى و دگرانديشان در ابعاد بسیار گسترده و بصورت مداوم تا به امروز هستیم. حرص و طمع تاريخی روحانيت  به کسب قدرت و ثروت و ماندن در حاکميت آنان را به پای  ضد انسانی  ترين  جنايت ها کشاند ، و برای حفظ نظام جهنمی خويش،   کشتار، شکنجه، تجاوز، دروغ ، فريبکاری را مباح کردند.

 


در  راستای همين جنايات بود که قتل عام زندانيان سياسی- عقيدتی در تابستان سال 67 به بوقوع پيوست.  اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ١٣۶٧ واقعه‌ای بود که طی آن عده بسیاری از زندانیان سیاسی در زندان‌های  رژيم جمهوری اسلامی در ایران در ماه‌های مرداد و شهریور ١٣۶٧ اعدام شدند. به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمان‌های سياسی  مخالف رژيم بود.

 

به نظر می رسد که  بیشتر اعدام‌شدگان زندان‌های تهران در واقعهٔ تابستان ۶۷ در گورهای دسته‌جمعی گورستان خاوران به خاک سپرده‌شدند. آبراهامیان می‌نویسد:" در نخستين ساعات روز جمعه ٢٨ تيرماه ١٣۶٧ (١٩ جولاى ١٩٨٨) حصارهاى آهنينى بر گرد زندان هاى اصلى در سرتاسر ايران کشيده شد. دروازه‌ها بسته و تلفن ها قطع شد. تلويزيون ها را از برق کشيدند و از توزيع نامه ها، روزنامه‌ها و بسته هاى دارويى (در زندان ها) خوددارى ورزيدند. ساعات ملاقات منحل شد و بستگان زندانيان را از حول و حوش زندان ها پراکنده ساختند. به زندانيان دستور داده شد که در سلول هاى خود باقى بمانند و از صحبت با نگهبانان و کارگران افغانى خوددارى کنند. رفت و آمد به مکان هاى عمومى مانند درمانگاه ها، کارگاه ها، قرائت خانه ها، تالارهاى تدريس و حياط ها ممنوع شد."

با این حساب محاکمه‌ها با تکيه بر اين حکم خمينی آغاز می‌شوند.

بسمه تعالی: در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید. در صورت رسیدگی به وضع پرونده‌ها در هر صورت که حکم سریعتر اجرا گردد همان مورد نظر است.

متن نامه خميني در ارتباط با اعدام مجاهدين سرموضع در زندانها (خاطرات  منتظری صفحه ۶۲۵ در )سایت منتظری(



 

                                                                                                              چرا رژيم  به اين جنايت ضد بشری دست  زد؟

 

 استراتژی رژيم در رابطه با  کشتار زندانيان سياسی به گونه ای بود که نه تنها طرفداران  مبارزه مسلحانه بلکه  تمامی زندانيان را، حتی کسانی که به لحاظ عقيدتی با رژيم هم عقيده نبودند هم در بر گرفت. زيرا رژيم در صدد نابود کردن اين پنانسيل مردمی  اسير در زندانها بود. در ماه شهریور توجه کمیسیون مرگ به نيروهای چپ مارکسيت شد و پرسش و پاسخ از آن‌ها از 5 شهریور و از زندان گوهردشت آغاز گشت. "آيا شما مسلمانيد؟"، "آيا به خدا اعتقاد داريد؟"، "آيا به بهشت و جهنم معتقد هستيد؟"، "آيا محمد را به‌عنوان خاتم انبياء قبول داريد؟"، "آيا در ماه رمضان روزه می گيريد؟"، "آيا قرآن می خوانيد؟"، "آيا هر روز نماز می خوانيد؟"، "آيا ترجيح می دهيد با يک مسلمان هم بند شويد و يا يک غيرمسلمان؟"، "آيا حاضريد زير ورقه ای را داير بر اينکه به خدا، به پيغمبر، به قرآن و به روز رستاخيز ايمان داريد امضا کنيد؟" و پر معناتر از همه: "آيا در خانواده اى بزرگ شده ايد که پدر در آن نماز مى خواند، روزه مى گرفت و قرآن مى خواند؟"

به علت این‌که ارتجاع مذهبی به رهبری روحانيت حاکم  همچنان بر سر کار است تعداد دقیق اعدام‌ها هرگز فاش نشده است و بین مراجع مختلف در مورد آن‌ها اختلاف وجود دارد. سازمان عفو بین‌الملل "بیش از ۲۵۰۰ نفر" را اعلام کرده است. در ضمن لیست و نام‌های مشخص حداقل پنج هزار نفر توسط سازمان‌های سياسی و کانونهای مدافع حقوق زندانيان سياسی  اعلام شده است.هیئتي را که خمینی تعیین کرده بود  حداقل برای زندانهای گوهردشت و اوین یگانه بود و تشکیل شده بود از جعفر نیری، مرتضی اشراقی، مصطفی پورمحمدی و یا نماینده ای از وزارت اطلاعات. در اینکار  ابراهیم رئیسی، اسماعیل شوشتری ، رامندی  و علی مبشری هم کمک میکردندالبته در همه جلسه ها همه آنها حضور نداشتند. این هیئت در زندانهای اوین و گوهر دشت از مسئولان دیگر این دو زندان نیز کمک میگرفتند.

با پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت در 28 تيرماه 1367 که خميني آن را به نوشيدن جام زهر تشبيه كرد، حساسترين مقطع جهت کشتاری بود که با فتوای خمينی به احراء گذاشته شد. تا اعضاي سازمان مجاهدين را در زندان ها به اتهام ”محارب” و افراد وابسته به گروه هاي چپ را به جرم ”مرتد” اعدام كنند.

اين حكم اما مخفي بود و هيچ وقت رسما از طرف مقامات رژيم جمهوري اسلامي اعلام و تائيد نشد.

با درک اين مسئله که قتل عام، شكنجه، سركوب و ترور  مخالفين  با انگيزه هاي سياسي، نژادي، مذهبي يا قومي انجام گرفته است. طرح رسيدگي به اين جنايتها در سال 1998 در شهر رم به امضاي 120 كشور رسيد.

                                                                                                        
مسئولين  اين جنايات کيانند؟

 

امروز در مقطعی قرار داريم که رسيدگی به مسئله کشتار دهه شصت بويژه جنايت هولناک تابستان 67  بايد به يک جنبش عظيم اجتماعی تبديل شود. پرونده آن هنوز باز است و جزييات آن هنوز روشن نشده است.و هر چه از اين وقايع فاصله ميگيريم  گستردگی ابعاد آن بيشتر می شود. آمران و عاملان آن  هنوز بطور کامل شناخته نشده اند. متاسفانه  اين جنايات نه در سطح بين المللی شناخته شده و نه به درستی در سطح ملی.  خانواده های جانباختگان نزديک به سه دهه در آرزوی دادخواهی بسر ميبرند  واين  زخم عميق را با خود حمل ميکنند .

 

 

 عدم رسيدگی  به جنايتهای دهه شصت يکی از دلائل مهم  برای تداوم جنايتهای سالهای بعد است.عليرغم اعتراضات گسترده عليه سرکوب و کشتار در حمهوری اسلامی هنوز آمار اعدام همچنان بالاست – حکم سنگسار و بريدن دست اجرا ميشود.  فعالين دانشجويی و فعالين زنان زندانی ميشوند. رهبران تشکل های کارگری را زندانی ميکنند. اين فاجعه عظيم ضد بشری  نبايد به فراموشی سپرده شود. قتلهای 60- 67 تنها مربوط به جناحی از رژيم نبوده است.  اينان ميخواهند از زير بار مسئوليتی که در آن جنايات داشتند شانه خالی کنند. همه ی جناح های رژيم فعالانه در اين جنايات دست داشته اند.

 

    

مهم است که بدانيم سرکوب زندانيان و انقلابيون فقط برای سرکوب سازمانهای سياسی  نبود. بلکه برای سرکوب توده های مردم و در نطفه خفه کردن آمال آنها برای رهايی و دست يافتن به جهانی بدون اسثتمار وستم  بود. برخورد با قتل عام سال 67 به عنوان يکی از شاخص های مهم جهت شناخت دوستان و دشمنان مردم ايران به حساب می آيد. بنابراين اين واقعه ظرفيت آنرا دارد که خط تمايز دوستان و دشمنان مردم را بروشنی ترسيم کند و به همين دليل نمی توان از دوستان مردم به حساب آمد ولی در رابطه با کشتار سال 67 سکوت کرد و آنرا ناديده گرفت.

 

زندانيان سياسی دهه ی 1360 را به خاطر آشتی ناپذيری شان با حکومتی که ستم و استثمار؛ مشخصه و جوهر آن است؛ شکنجه و اعدام کردند. آنان بدون اينکه در هيچ محکمه ای فرصت دفاع از عقايد، مبارزات و اهداف سياسی – اجتماعی شان را داشته باشند، کشته شدند.

رژيم در تمام دوران حاکمیت خود تلاش کرده است تمام راه ها را بر هر روایتی جز روایت رسمی جمهوری اسلامی از آنچه در بعد از انقلاب، در دهه شصت و پس از آن (از جمله پس از انتخابات 22 خرداد 88) اتفاق افتاده است، ببندد. آنان تلاش کرده اند که روایت رسمی در حافظه جمعی مردم جا بیافتد (نکته جالب این است که هیچ کس مسئولیت اقدامات فاجعه باری که در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده است را بر عهده نمی گیرد. بالاخره چی کسی مسئول آن اقدامات بوده است؟

 

                                                                                                              فاجعه ملي و خانواده های زندانيان سياسی

 

قتل عام سال 67  يک فاجعه ملی در ميهن مان می باشد که آنرا می توان  با حماسه کربلا و عاشورا  مقايسه کرد. بويژه اينکه کاری که رژيم جمهوری اسلامی با زندانيان سياسی( که در واقع به عنوان اسراء محسوب می شدند) در تابستان سال 67 کرد  يزيد و دار و دسته او با اسرای بعد از عاشورا نکردند.اما ما نبايد برای شهدا گريه کنيم بلکه همانطور که مبارزات اخير مردم نشان داد آن را بايد حرکتي  کرد به جلو و نشان داد با هر شهيدی که به خون ميغلتد درختي ديگر نمايان ميشود.

 

در مبارزات يک سال اخير، مردم درد کشيده ما که بيش از يک قرن است برای آزادیهای سياسي، اجتماعي، قلم، بيان، حق تشکلهای مستقل، حق اعتصاب، اعتراض و به طور کلی يک زندگی انسانی مبارزه کرده اند اين بار هم تاوانی گزاف را پرداختند. کشتار خيابانی و دستگيریها ياد آور سرکوبهای سال ۶٠ بود. افزون براين، استفاده وسيع از شکنجه،  تجاوز در زندانها به ويژه اردوگاه کهريزک، موج بیسابقه ديگری از سرکوب و هراس افکنی را در جامعه به وجود آورد. اين نظام برای حفظ خودش دست به هر کاری ميزند.

 

 

رژيم پس از آنکه شاهد توجه روز افزون مردم به مسئله جنایتهای دهه 60 و قتل عام 67 بود، به این نتیجه رسید که لازم است خاوران را تغییر شکل دهد. بدون آنکه مشخص باشد چه کسانی و در کجای این گورستان دفن شده اند. در دیماه 87 زمین این گورستان را شخم زدند، لایه ای از خاکهای سطحی را برداشتند و بر آن خاک جدید ریختند. هیچ کس نمی داند که آیا باقی مانده اجساد قربانیان را نیز جابجا کرده اند؟  بستگان قربانیان، حدود سی سال است که در بهشت زهرا و دیگر قبرستانهای کشور و به ویژه گورستان خاوران مورد شدیدترین فشارها از طرف ماموران قرار داشته و دارند. آنان علیرغم تمام این فشارها با حضور مداوم خود، به مقابله با سیاست تحمیلی فراموشی که از طرف جمهوری اسلامی دنبال می شد، مقابله کردند آنها مادران و همسران اعدام شدگان هستند كه دراين روز، كه بطور سمبليك يادروز جان باختگان سال 67 نام گذاري شده است، در خاوران گرد هم مي آيند تا خشم و دردشان را با هم قسمت كنند و ياد عزيزان شان را گرامي بدارند. آنها از حق برگزاري مراسم يادبود علني محروم هستند. و صدايشان را هيچ رسانه رسمی  در ايران پخش نكرده است



ماموران حکومتی مانع برگزاری بیست و دومین سالگرد قتل عام سال ۶۷ در بهشت زهرای تهران شدند و عده ای از مردمی که قصد حضور در خاوران را داشتند، بازداشت کردند. شنبه  ۶ شهريور ۱٣٨۹۲٨ اوت ۲۰۱۰

  اتحاد خانواده های زندانيان سياسی نيز درسهای زيادی برای مبارزات امروز ما در بردارد.

 

دهه 60 در تاریخ حيات رژيم  جمهوری اسلامی ، روزها و سالهای غمباری است. اعدام های بی محاکمه و گسترده در سال 67 در کنار دهها جنايات ديگر  موجب شده است تا حافظه تاریخی ایرانیان در این سالها سرشار از اندوه ، درد و فسردگی باشد.زخمی که هر چه زمان بیشتری از آن می گذرد زنده تر می شود و بیشتر دهان می گشاید.تاریخ نشان داده است این بی‌رحمی‌ها و ظلم‌ها بی‌پاسخ نخواهد ماند.

 


                                                                             
مسئوليت ها و رسالت های ما

 


ما شورای سوسياليستها مسلمان که همواره جنبش عاشورا را نمادی از  ظلم ستيزی و مخالفت با استبداد می دانيم ، مبارزات جان باختگان دهه 60 را نيز  در تداوم عاشورا و نمادی از ظلم ستيزی و آزادی خواهی می دانيم . حتی آنانيکه که به هيچ وجه مسلمان نبودند.  زيرا به قول مولا حسين: اگر دين نداريد، آزاده باشيد.

 

 هم چنين  معتقديم که از طريق گرامی داشت شهدای سال 67 و شهدای دهه 60 و بعد از آن و همچنين شهدای جنبش دانشجوئي بايد بتوانيم مابين مبارزات جاری مردم ايران، بويژه بعداز جنبش اعتراضی 23 خرداد با مبارزات دهه 60 پيوند مبارزاتی ايجاد کنيم. زيرا اسراء و شهدای دهه 60 همانند اسراء و شهدای کنونی به دنبال مبارزه با استبداد و رسيدن به آزادی و عدالت بودند.

 ما بايد با بر پايی اکسيونهای متحد و سراسری بتوانيم پيوندی عميق و مبارزاتی ما بين تمامی نسلهای مبارز ميهن مان بوجود آوريم. زيرا همانگونه که 16 آذر به 18 تير پيوست و 18 تير به 23 خرداد، شهدای دهه 60 نيز بايد به شهدای کنونی پيوسته و در امتداد يک خط به حرکت ادامه دهند.

ما نبايد هرگز اعتراضات و افشاگريها را به ماه های مرداد و شهريور محدود کنيم  بلکه بايد تا روشن شدن همه ابعاد آن و به محاکمه کشيده شدن آمرين و عاملين آن جنايت تاريخی و تراژدی بزرگ انسانی لحظه ای از پای ننشينيم .

 

                                                                                                                شورای سوسياليستهای مسلمان

                                                                                                                 مرداد 1389    سپتامبر 2010