اعتراضات توده ها در  25 بهمن و 1 اسفند :  پيش  به سوی 23 خرداد

 

 

 

 

اعتراضات توده ها در 25 بهمن و 1 اسفند در شهرهای مختلف ايران از جمله تهران، اصفهان، سنندج ، شيراز، مشهد، تبريز، مهاباد،بابل، رشت و کرمانشاه، حکايت از تقابل عميق و کيفی آزادی و عدالت اجتماعی  با استبداد و استثمار دارد.  اين تقابل در 18 تير 78 و در  جنبش اعتراضی 23 خرداد، تا بدين حد بطور کيفی و عميق خود را نشان نداده بود. تا آن زمان و حتی بعد از 9 ماه مبارزات طولانی و بسيار دشوار توده ها ( از 23 خرداد 88 تا 22 بهمن 88) که منجر به مشروعيت زدايی همه جانبه از رژيم جمهوری اسلامی شده بود، هنوز بسياری از دست اندرکاران رژيم بر اين باور بودند، که امکان تدوام حيات جمهوری اسلامی به گونه ای که منجر به تلاشی تماميت رژيم جمهوری اسلامی نشود وجود دارد. به هميمن خاطر نيز با رهبران رسمی  جنبش اعتراضی 23 خرداد دست به عصا بر خورد می کردند.

 

 رژيم جمهوری اسلامی   بر اين باور بود که بعد از سرکوب شديد اعتراضات توده ها در  سال 88 و بازداشت و حبس بخش اعظم فعالين  آن جنبش و نيز توقيف  فله ای  مطبوعات غير خودی و هم چنين بازداشت و دادن حبسهای طويل المدت به فعالين  جنبش ها، نهاد ها و تشکلهای مسقل کارگری، دانش جويی، زنان ، معلمان و حتی نهادهای هنری و فرهنگی و نهايتا روی آوری به موج جديدی از اعدامها( که در واقع می رفت تا بار ديگر دهه 60 را تداعی کند) توانسته است خود را بيمه کند. در واقع ديگر کمتر کسی از ايادی رژيم بر اين باور بودند که توده ها بار ديگر جرئت به خيابان آمدن و اعتراض کردن را داشته باشند.

 

رژيم جمهوری اسلامی بعد از قيام خلقهای منطقه که قلب  نظامهای ديکتاتوری حاکم را نشانه گرفته است، از يک سو به وجد آمده بود تا نهايت استفاده را از  آن قيامها در راستای سياست باصطلاح ضد امريکايی و ضد اسرائيلی برده و از سوی ديگر نيز در هراس بود که مبادا ادامه آن قيامها گريبان خود رژيم جمهوری اسلامی را نيز بگيرد.

 

اعتراضات 25 بهمن و 1 اسفند توده ها در واقع ثبات شق دوم قضيه بود. زيرا آن اعتراضات و متعاقبا واکنش رژيم نسبت به آنها منجر بدان شد، که توده  های شمال افريقا و خاورميانه به ميزان  ددمنشی و شقاوت رژيم به اصطلاح ضد امريکايی و ضد اسرائيلی  در مواجهه با تظاهرات آرام توده ها ببرند. از سوی ديگر  نيز اين وحشت بر  دست اندرکاران نظام مستولی شد که چگونه امکان به ميدان آمدن مجدد توده ها بعد از يک دوره سرکوب سيتماتيک بوجود آمده است.

 

 23 خرداد و روز های بعد از آن( يعنی بعد از کودتای انتخاباتی باند سپاه و ولايت فقيه که منجر به انتخاب مجدد احمدی نژاد به مقام رياست جمهوری  گرديد) باعث گرديد تا برخی از رهبران رسمی  اصلاحات حکومتی  همانند موسوی و کروبی  به عنوان چهره های شاخص اصلاحات طرح گردند و از در ستيز با باند کودتا در آيند، اما هنوز برای بسياری از دست اندرکاران نظام اميد به باز گشت آنان وجود داشت.

 

بعد از اعتراضات توده ها در 25 بهمن و 1 اسفند و طرح شعارهايی که توسط معترضين طرح شد، رژيم در يافت که ديگر اميدی به باز گشت به دوران قبل وجود ندارد. زيرا شعار مردم ديگر انتخابات آزاد و يا باز پس گيری آرای شان نبود، بلکه مرگ بر ولايت فقيه و مرگ بر ديکتاتور و بر قراری  جمهوری ايرانی بود. شعارها  در 25 بهمن با صراحت هر چه بيشتر کليت نظام جمهوری اسلامی را به چالش طلبيده بود. امری که رژيم را به کلی منقلب و و حشت زده کرد.  بويژه اينکه اعتراضات توده ها در خاورميانه و نيز شکست رژيمهای ديکتاتوری تا دندان مسلح از يکسو هر چه بيشتر بر وحشت رژيم جمهوری اسلامی می افزود و از سوی ديگر بر اميد مردم ايران جهت پيروزی بر ديو استبداد در ميهمن مان می افزود.

 

ترس و وحشت رژيم از اعتراضات توده ها در 25 بهمن آنقدر زياد بود که نمايندگان مجلس در فردای آنروز يکصدا خواهان اعدام رهبران رسمی  جنبش يعنی موسوی، کروبی شدند. امری که خود موجب رسوايی نظام در انظار جهانيان گشت. زيرا در هيچ جای دنيا تا کنون سابقه نداشت که نمايندگان مجلس يک نظام آنهم در جلوی ديد جهانيان شعار مرگ بر مخالفان سياسی بدهند، آنهم مخالفانی که از درون نظام بر خاسته اند و صرفا خواهان اصلاح نظام و ادامه حکومت به گونه ای ديگر هستند.

 

در اعتراضات توده ها در 25 بهمن و 1 اسفند نه تنها  اينکه توده ها کليت نظام را به چالش کشيدند، بلکه حتی به رژيم فهماندند که ديگر برای برگذاری اعتراضات منتظر مجوز از سوی رژيمی غير مشروع و ضد خلقی نمی  مانند، بلکه خود به خيابانها می آيند و اعتراض می کنند. زيرا اعتراض حق  مشروع و قانونی آنهاست و اين حق را از رژيمی ناحق  و غير مشروع طلب نمی کنند.

 

مسئله بعدی اينکه در شرايط کنونی که جهانيان به نوع بر خورد نظامهای سياسی منطقه در مواجهه با اعتراضات بر حق توده ها حساس و پی گير شده اند، برای رژيم جمهوری اسلامی نيز خيلی راحت نخواهد بود تا به آسانی به سرکوب فاشسيتی توده ها دست بزند. همين امر می تواند به نکته ای مثبت برای مردم ايران جهت گسترش اعتراضات تود ه ای تبديل شود.

 

در 25 بهمن و 1 اسفند مبارزات توده ها با آنچه که حتی خواست رهبران نمادين بود بسيار متفاوت بود. در اين اعتراضات مردم نه تنها حرکت را در سکوت انجام ندادند، بلکه از همان آغاز حرکت را با شعار مرگ بر ديکتاتور و مرگ بر ولايت فقيه و نهايتا  استقلال، آزادی،  جمهوری ايرانی آنهم به گونه ای اعتراضی انجام دادند. توده ها حتی توانستد در بعضی مواقع از طريق انتخاب تاکتيکهای مناسب ايادی رژيم را غافل گير کنند.

 

بی شک عواملی نظير اميداوری توده ها بعد از پيروزی مردم مصر و تونس و نيز پايداری مردم ليبی در مبارزه با رژيمی بغايت فاشيستی و ضد خلقی و ادامه مبارزات در ديگر کشورهای منطقه، مشروعيت زدايی منطقه ای (در خاورميانه) از رژيم بخاطر سرکوب اعتراضات توده در 25 بهمن و 1 اسفند، باز داشت  رهبران نمادين جنبش سبز،  رژيم را به کلی دست پاچه و نگران نموده است. به همين دليل شرايط فعلی بسيار مناسب جهت گسترش مبارزات آزاديخواهانه و عدالت طلبانه می باشد. تود ه ها می توانند حول شعارهايی نظير آزادی زندانيان سياسی، مرگ بر ديکتاتوری و استبداد، زنده باد آزادی و .... به مبارزات خويش ادامه دهند. در همين راستا هم می باشد که وظايف نيروهای سياسی و اپوزيسيون در خارج از کشور روشن می شود. حمايت بی قيد و شرط از مبارزات توده ها در ايران و انجام فعاليتهای اعتراضی در جلوی سفارتخانه رژيم و يا سازمانهای بين المللی و تحت فشار قرار دادن مداوم رژيم از وظايف اپوزيسيون در خارج از کشور می باشد.

 

نتيجه: حضور توده ها در 25 بهمن و 1 اسفند، بار ديگر نشان داده است که توده ها در ايران بويژه جنبشهای  اجتماعی نظير جنبش دانشجويی، زنان ، و کارگری و نيز ديگر جريانات اجتماعی در ايران قدرت حرکت و اعتراضات گسترده را دارند. حرکت توده ها آنهم در عصر ارتباطات، تلفن، اينترنت و ديگر رسانه ها  در جامعه ما به حدی رسيده است که  ديگر نمی توان با دستگيری و تعقيب رهبران جنبش و توقيف فله ای مطبوعات و غيره، جنبش اعتراضی توده ها را عقيم کرد و يا به زعم دست اندرکاران ريز و درشت رژيم جمهوری اسلامی چشم فتنه را در آورد. آنچه که حتمی و به وقوع پيوستنی است اين است که دوران نظامهای استبداد و ديکتاتوری به پايان رسيده است . ديگر نمی توان در عصر ارتباطات و در عصر آگاهی، توده ها را در حماقت و جهل و يا ترس قرار داد. هم چنين سازماندهی توده ها  و دعوت از آنها جهت  شرکت در  اعتراضات  در اين دورانهای  به مراتب آسانتر از دوران گذشته است.

 

اعتراضات توده ها در 25 بهمن و 1 اسفند در ايران به خوبی نشان داده است که مردم ميهن مان و بويژه نسل جوان آن ديگر از درنده خوئيهای رژيم هراسی در دل ندارند، وهم چنين نشان داده است که مردم به منافع خود آگاهند و می دانند که چه نمی خواهند و چه می خواهند. در اين رابطه توده های ميهن ما بويژه جنبشهای کارگری، دانش جويی و زنان بخاطر سه دهه درگيری ممتد با نظام استبدادی حاکم، از مردم منطقه چندين گام جلوتر هستند. زيرا نزديک به دو دهه می باشد که اين جنبشها در تلاشند تا تشکلهای مسقل خويش را که اساسی ترين آلترنايتو استبداد و استثمار در جامعه ما می باشند، پی ريزی کنند.  به همين خاطر مبارزات مردم درايران بايد بتواند با اتصال اين حلقه ها با هم از يکسو به تعميق مبارزات خويش و از سوی ديگر به ايجاد پيوند ارگانيک بين مطالبات آزاديخواهانه و عدالت طلبانه خويش مبادرت ورزند.

 

در تداوم مبارزات توده ها بعد از 25 بهمن و 1 اسفند و با طرح شعارهای مشخص و عينی، آنهم در شرايط حساس منطقه ای که قدرت مانور رژيم بسيار محدود شده است، می توان اين مبارزات و اعتراضات را بار ديگر با مبارزات اعتراضی توده ها در خرداد ماه( جنبش اعتراضی 23 خرداد)  پيوند داد. 

 

به همين دليل در پس اعتراضات توده ها بعد از 25 بهمن و 1 اسفند و تداوم آن حول شعارهای مشخص و عينی، از طريق اتصال اين اعتراضات به  سالگرد جنبش اعتراضی 23 خرداد امکان به صحنه آوردن سطح وسيعتری از توده های معترض تا حدی که ابتکار سرکوب آنها از سوی رژيم جمهوری اسلامی ساقط شود، وجود دارد. اطلاع رسانی در اين خصوص از طريق  تلفن، پيامک، اينترنت، رسانه های خبری(بويژه از خارج به داخل) فيس بوک، و ..... می  تواند در سازماندهی و بسيج توده ها جهت شرکت در تظاهرات 23 خرداد که می تواند به روزی سرنوشت ساز برای مردم ميهن مان تبديل شود ، هم  بسيار ضروری و هم امکان پذير است. به همين خاطر هم  بايد از هم اکنون جهت برگزاری اين اعتراضات و نهايتا تظاهرات سراسری در ايران و ديگر نقاط جهان تلاش به عمل آورد. اين است که بايد بگوييم که تظاهرات توده ها در  25 بهمن و 1 اسفند گامی مهم در اتصال مبارزات توده های ميهن به سالگرد جنبش اعتراضی توده ها در 23 خرداد و ماههای پس از آن می باشد.

 

پيروز باد مبارزات حق طلبانه مردم ميهن مان

نابود باد استبداد

زنده باد آزادی

زنده باد سوسياليسم

 

شورای سوسياليستهای مسلمان

اسفند 89     مارس 2011