عليه
سرکوب خونين
قيام
قهرمانانه
مردم ايران
بپا خيزيم
سر
انجام رژيم
جنايتکار
ولايت مطلقه
فقيه
در دام
انتخاباتی که
برای شکار
مردم گسترانده
بود خود
گرفتار آمد. دم و
دستگاه
فرعونی ولايت
مطلقه که می
خواست از حضور
مردم برای
نمايش
انتخابات جهت
مشروعيت رهبر خونريز
و جبار و مزور
و دولت درغگو و متقلب منصوبی
اش ، استفاده
کند ، اين بار در حساس
ترين بزنگاه
تاريخی ، نه
تنها نتوانست
از حضور مردم
ميوه چينی
کند، بلکه
دقيقا عکس آن
چيزی را نتيجه
گرفت
که انتظارش
را می کشيد. هم
اينک 8 روز
متوالی است که
اخبار
اعتراضات مردم
ايران عليه
غارت آرای شان
، که با فرمان
دهی خامنه ای
و بر نامه
ريزی های دير
پای دولت
دروغگويان و
بستر سازی
شورای نگهبان و به شکل
بسيار بسيار
گسترده و مشمئز
کننده و عيان
صورت گرفته، در صدر اخبار
روزنامه ها ،
تليويزين ها و ساير مطبوعات
و رسانه قرار
دارد ،
و همه دنيا
شاهدند که
چگونه جيره بگيران
دستگاه ولايت
مطلقه ، در کو
چه و خيابان و
دانشگاه و حتی
بيمارستان
مردم را سلاخی
می کنند . اين
جنايت بی
سابقه در
تاريخ " نظام
ولايت فقيهی"
چنان وسعتی
گرفته و آن
چنان کوس
رسوايی رژيم
را به صدا در
آورده که ديگر
برای
فقيه جبار و
دم و دستگاهش،
شستن آن
ممکن نيست. بنابراين
حتی اگر
رژيم قادر
باشد که مجددا
سکوت
قبرستانی را
همچون سال های
دهه 60 حاکم کند
(که اين فرض
محال است) باز قيام
مردم تا همين
مرحله
پيروز شده و
نتيجه داده
است. اما
نتيجه چيست؟ کيسه
های غارت آراء
مردم ترکيده و
در چشم خلايق
جهان و
قبل از همه
چشمان بهت زده
مردم ايران
سطح خيابان ها
را فرا گرفته.
و وقيحانه تر
از آن اين که ،
فقيه "عادل"
از چنين غارتی
دفاع می کند ومردم
را از احقاق حقوق
غارت شده شان
برحذر می دارد. چنين
منطقی در هيچ
ايدئولوژی و
آيين و مسلکی
جز اعتقادات
صهيونيست ها و
نژاد پرستان
افراطی وجود
ندارد، در
اعتقادات
صهيونيست ها ترم
هايی وجو دارد
مبنی بر اينکه
مايملک روی
زمين
از جان دار و
بی جانش
در خدمت قوم
بر گزيده
خداوند" يهود
" است، و تصرف
آنها مشروع،
همه زنها
کنيزان قوم
يهود و همه
مرد ها برده
های آنها ست،
تصرف و غصب
سرزمين ها و
دست اندازی به
اموال مردم و
بهره برداری
از دسترنج مردم
برای آنان
مشروع است،
زيرا اين حق
را خداوند به
اين قوم"
برتر" هديه
کرده است ،
و اين چنين ترمی پشتوانه
ايدئولوزيکی
تمامی جنايات
ضد انسانی
آنان است. اما
چنين عملکردی
تنها متعلق به
آنان نيست ،
بلکه رژيم
فقاهتی حاکم
بر ايران بيش
از دو دهه است که
با اعمال
ديکتاتوری،
خفقان و سرکوب
و خونريزی
چنين
عملکردی را به
مرحله اجرا در
آورده است.
آنان
محصول يک
انقلاب خونين
را غارت کردند،
آنان قدرت
متعلق به توده
های مردم را غارت
کردند، آنان
اموال مردم ،
منابع، ،ذخاير،
و ثروت های
عمومی متعلق
به مردم را
غارت کردند،
آنان فرهنگ و
ارزش های
معنوی که
اخلاق مردم ما
بر آن ها
استوار بود
غارت کردند،
آنان آرائ
مردم را سال
هاست غارت می
کنند، آنان
بيش از 85 در صد
مردم ايران را
غير خودی حساب
کرده وبا
سرنيزه و
سرکوب و شکنجه
و زندان ، از
شرکت آنان در
تعيين سرنوشت
خود ممانعت
به عمل می
آورند. آنان
رسانه های
اطلاع رسانی
را در انقياد
خود در آورده
و شبانه روز
حقايق و
واقعيت ها را
جعل کرده و به
خورد مردم می
دهند.
آنان از هر
ارگان و سازمان
و نهاد و شخصيتی
که در آن
پتانسيلی از
آگاهی بخشی
وجود داشته
باشد واهمه
دارند و سعی
می کنند آن ها
را در نطفه
خفه کنند،
آنان سرمايه
های هنگفتی از
اموال مردم را
برای به
انقياد در
آوردن اراده
مردم و ممانعت
از آگاهی
مردم
صرف کرده اند.
تصور بکنيد که
تلفن های ثابت
، اينترنت، تلفن
های سيار، را
قطع کرده و بر امواج
راديو و تلويزيون
های خارجی نيز
مزاحمت ايجاد
کرده تا مردم
نتوانند از هم
و از اتفاقات
اطلاع داشته
باشند. در
همين رابطه
تمامی
خبرنگاران
خارجی را از
تهيه و انعکاس
اخبار در
مورد جنايا ت
وارده بر مردم
ممنوع کرده
اند تا در خفا
و دور از چشم
جهانيان به
کشتار و قتل و
عام مردم که
برای
باز پس گرفتن
آرای قانونی
خويش
مبارزه می
کنند،
بپردازند.
براستی که
رژيم در اين
رابطه دست
صهيونيستها و
امپرياليسم را
از پشت بسته
است.
رژيم
جنايتکار
حاکم همه
استعداد نظامی
اش را بر ضد
مردم به کار
گرفته تا مانع
از شکل گيری
هسته های مقاومت
، و اتحاد و
همبستگی مردم
شود. اما ذهی
خيال باطل !!! کمترين
نتيجه مثبت
قيام مردم اين
است که ماهيت
به غايت ضد
انسانی رژيم بر همه
دنيا و به
خصوص در مقابل
خلق هایی که
از داخل ايران
خبر ندارند و
فريب حرف های مزورانه
احمدی نژاد را
خورده اند را آشکار
کرد. از هم
اينک رژيم به
هر کاری که
دست بزند ، به
حساب
مردم ايران
نوشته نخواهد
شد و
دولت احمدی
نژاد اگر
البته دوام
آورد، در هر
مجمع جهانی که
شرکت کند ، به
مثابه يک دولت
کودتايی و نه
دولت برگزيده
مردم ايران به حساب آورده
خواهد شد، اين
اولين نتيجه
قيام مردم ايران
است که صد
البته در
مقابل خون های
عزيزان و بی
گناهانی که
برای احقاق
حقوق خويش توسط
مزدوران
سرکوبکر فقيه
مطلق العنان
به شهادت
رسيده اند
بسيار اندک
است. البته اين امر
سادگی است که
تصور کنيم
رژيم به راحتی
تن به خواسته
های مردم
خواهد داد،
ارگان ها و نهاد
های اين رژيم
بر بستر نفی خواسته
های بر حق
مردم شکل
گرفته است، و
بر سه پايه
غارت، سرکوب و
فريبکاری و
بستن راه
آگاهی های
مردم استوار گشته
است، قيام
امروز مردم
تنها ماهيت فريبکارانه
آنها را برملا
کرده است. در
حاليکه رژيم بيشترين
سرمايه و
برنامه ريزی
را در سيستم
سرکوب اش کرده
و در اين راه
تجربيات
زيادی اندوخته،
سيستم غارت اش
از باند های
زير زمينی و
ارگان ها و
نهاد های پيچ
در پيچی تشکيل
يافته که
براحتی ميليارد
ها دلار در آن
گم می شود و
کسی هم از آن
سر در نمی
آورد. برخورد
با اين سيستم
های دوگانه همواره
درايت،
وحدت و همبستگی
و نيروی فوق
العاده ای می
طلبد. بنابراين
اين قيام در
واقع اولين
قدم های
برخورد مردم
ايران با اين
رژيم است. قدم
هايی که اگر
به عقب برگردد
فاجعه آميز
خواهد
بود. زيرا
اگر رژيم
تجربه کافی در
سرکوب
دانشجويان،
کارگران،
معلمين، گروه
ها، سازمان ها
و احزاب
سياسی
، نويسندگان،
روشنفکران،
روزنامه
نگاران
دارد ، اما
در طول تاريخ پر از جنايت
اش هر گز با
توده های
ميليونی در
گير نشده بود.
اگر آنچنان که
ولايتی در
برخورد با پزشکان
گفته است،
رژيم بتواند
با سرکوب و
خونريزی، با قاطعيت
از اين مرحله
گذر کند، اين
مورد را
نيز تجربه
خواهد کرد،
يعنی اگر قيام
مردم نتواند
آن را به عقب
نشينی وادارد
، رژيم آبديده
خواهد شد و
دورانی از
سرکوب و خفقان
را بر جامعه
مستولی خواهد
کرد. از طرف
ديگر هرگز نمی
توان بر حمايت
های دولت های
خارجی دل بست،
زيرا آنان
همواره حافظ
منافع خويش
اند و به خاطر
منافع خود با
هر دولت ضد
خلقی و
کودتايی نيز
می سازند. لذا
تنها بايد به
نيروی ميليونی
توده ها
انديشيد و بر
روی همان ها
هم حساب باز
کرد، از اين
نظر ما از همه
نيرو ها ، شخصيت
ها ، سازمان
هايی که برای
رهايی و آزادی
مردم ايران ايران
مبارزه
می کنند، دعوت
می کنيم که با
قاطعيت از
قيام مردم
دفاع کنند و برای
تداوم آن همه
امکانات خودرا
به کار گيرند.
دوستان و
رفقای عزيز،
تغيير غالبا با
خواست و ميل
ما آغاز نمی
شود ، تا ما آن
را با عقايد، برنامه
ها و طرح های
خود سنجيده
وتاييد و يا
نفی کنيم،
بلکه هر مجرای
تغيير،
بستری برای
تاثير گذاری
است ،
موقعی که نسيم
تغيير وزيدن
بگيرد خيلی از
نيرو ها و
استعداد ها را
فعال می کند،
در اين 8 روز شاهد
صد ها تجمعات
اعتراضی در
اقصاء نقاط
جهان بوده ايم.
عليرغم اينکه
ما مسثله
انتخابات در
نظام جمهوری
اسلامی را
بخاطر ضد
دموکراتيک
بودن آن و نحوه
تائيد صلاحيت
نامزد های
انتخاباتی
توسط شورای
نگهبان، امری
فرمايشی و
انتصابی می
دانيم( رجوع
شود به مقاله
دهمين دوره
انتخابات
رياست جمهوری
در ايران:
تحريم يا شرکت
مندرج در سايت
شورای سوسياليستهای
مسلمان) اما بر
اين باوريم که
توده هايی که
در اين
انتخابات
شرکت کردند می
بايست حول يک
شعار واحد،
مبارزات حق
طلبانه خويش
را به پيش
ببرند. شعار
واحد در اين
مرحله،
ابطال
انتخابات ، و تکرار
سالم آن است، و قدم
دوم به وجود
آوردن ساز و
کارهايی که
ضمانت کند که ديگر
چنين امری
اتفاق نمی
افتد. اگر
قيام امروز
مردم بتواند
تا اين مرحله
پيش رود، تازه
اولين قدم های
تغيير اساسی
در نظام سياسی
ايران برداشته
می شود. البته در همين
قدم های اول
علاوه بر
سرکوب عنان
گسيخته مردم
توسط عوامل و نيرو
های با فرم و
بدون فرم رژيم، خطرات
ديگری نيز
قيام مردم را
تهديد می کند که
مهم ترين آنها
تلاش طيف هايی
از مخالفين رژيم
است که ماهيتی
ضد دموکراتيک
داشته و حرص و آز
شديدی به
رهبری و
اتوريته طلبی
دارند. آنان برای به
دست گرفتن
رهبری قيام
مردم و سوق آن
در راستای
منافع شخصی و
گروهی شان از
هيچ کوششی فرو
گذار
نخواهد کرد.
از اين نظر
مسئوليت
اساسی ما در
اين مرحله اين است که تلاش
کنيم
به همراه توده
های قهرمان حول
هدف ها و
آرمان های
روشن متمرکز
شويم. تمامی شخصيت
ها وگروه ها ، سازمانها
و احزاب سياسی
که در
حرف و عمل به
اراده مستقيم
مردم احترام
نگذارند و خواهان احيای نظام
ولايت مدارانه
و رهبر پرستانه ديگری باشند،
بايد افشاء و طرد شوند.
وبايد مردم
نسبت به خطرات
اين گونه
جريانات آگاه شوند.
زنده و
پايدار باد
مقاومت
قهرمانانه
مردم ايران در
مقابل جباريت
نظام فقاهتی
حاکم
زنده
باد آزادی
زنده
باد
سوسياليسم
شورای
سوسياليست
های مسلمان
30 خرداد
1388