انتخابات
دهمين دوره
رياست جمهوری
در ايران: تحريم
يا شرکت
رژيم
جمهوری
اسلامی از
آغاز بر سر
کار آمدنش همواره
در تلاش بوده
است که تعارض
ما بين
جمهوريت نظام
و فقاهت نظام
را به نفع
فقاهت و به
ضرر جمهوريت
به گونه ای حل
کند که از يکسو
حاکمييت
استبدادی، فقاهتی
و ضد
دموکراتيک
خويش را اعمال
کند و از سوی
ديگر به
عملکردهای ضد
انسانی و
استبدادی
خويش رنگ و
لعاب جمهوری
خواهانه بدهد.
تمامی
انتخابات در
رژيم جمهوری
اسلامی همواره
بر مبنای اين
رويکرد دائمی
در جريان بوده
و هست. در اين
نظام سياسی
آنچه همواره
دارای کارکرد
عملی بوده
همان حاکميت
استبدادی و
فقاهتی با
تکيه بر سيستم
ولايت مطلقه
فقيه با تمامی
مشتقات آن اعم
از شورای نگهبان،
نظارت
استصوابی،
شورای مصلحت
نظام، دفتر
رهبری و قدرت
های مافيايی بود
و آنچه کارکرد
نمادين و
سمبليک داشته
است مسئله
انتخابات و
رای مردم بوده
که هر از چندی
جهت پوشش دادن
به همان هسته
جان سخت ولايت
مطلقه فقيه به
نمايش گذاشته
می شود.
سيستم
انتخابات در
رژيم جمهوری
اسلامی و بويژه
انتخابات
رياست جمهوری
به خاطر از
فيلترهای
متعدد عبور
دادن
نامزدهای
انتخاباتی از
حالت
انتخابات در
می آيد و
کاملا
انتصابی می شود.در
انتخابات
رياست جمهوری
که در واقع
مهمترين انتخابات
برای رژيم جهت
جلوه
نمائيهای
دموکراتيک و
کسب مشروعيت
است، نهايتا
شاهد حضور چند
کانديدای
متعلق به جناحهای
درونی نظام
هستيم. اين
امر عمدتا به
سه دليل انجام
می گيرد 1- به
خاطر اينکه
فضای انتخاباتی
قدری مهيج تر
شده و تنور
انتخاباتی
داغتر شود 2- به
اين خاطر که
نامزدها
متعلق به هر
جناحی باشد
مورد اعتماد
کامل ولايت
فقيه و مشتقات
آن يعنی همان
قدرت در سايه
می باشند3- اين
امر باعث می
شود تا بر
ماهيت ضد
دموکراتيک و استبدادی
شيوه گزينش
کانديداها
توسط شورای نگهبان
و ولايت فقيه
سرپوش گذاشته
شود. اين روند
بويژه از مقطع
2 خرداد 76 و
انتخاب شدن
خاتمی به
عنوان جناح
اصلاح طلب
نظام به گونه
ای عامه پسند
تر جلوه نمايی
می کند. در
واقع حضور
کانديداهای
مورد تائيد شورای
نگهبان که
متعلق به جناحهای
مختلف نظام
هستند، باعث
می گردد که تنور
انتخابات
جهت
مثلا
مشروعيت
بخشيدن به
نحوه بر گزاری
انتخابات که
تا مقطع 2
خرداد 76 بسيار
سرد و ملال
انگيز بود
قدری گرمتر
شود.
جناحهای
درونی نظام
بخاطر اينکه
اين فضاء را
زنده و پر
رونق نمايند،
گاها با
افشای گوشه
هاي کوچکی از
جنايات بی حد
و حصر يکديگر،
جوی را ايجاد
می کنند که
گويا واقعا
جناحی برای
جمهوريت و
جناحی ديگر
برای فقاهت
خواهان بدست
آوردن پست
رياست جمهوری
هستند. اين
مسئله در همين
دوره از
انتخابات بعد
از آن که
مناظره
تلويزيونی( که
آنهم نه به
ابتکار سر
پرست صدا و
سيما، بلکه با
تائيد رهبری) ما بين
کانديداها در
گرفت، نمای
بيشتری به خود گرفت و
جو شبهه و
توهم را هر چه
بيشتر دامن
زد. در همين
راستا بخشی از
اپوزيسيون در
داخل و خارج
از کشور که همواره
در مقاطع حساس
و سرفصلهای
تاريخی نعل
وارونه می
زنند، از هول
حليم به ديگ
افتاده و از
طريق همسويی
با روند
شبهه زای
کنونی و تائيد
انتخابات و
قول مشارکت در
آن به کلی در
راستای
سياستهای
عوامفريبانه
نظام گام بر
داشته اند.
اينکه می
گويند
ايرانيان دارای
حافظه تاريخی
ضعيفی هستند و
يا اينکه به
کلی فاقد
حافظه تاريخی
هستند، بيش از
اينکه در
رابطه با
مردم
صدق کند در
رابطه با برخی
از
روشنفکران و
نيروهای سياسی صدق می
کند. آنها يا
نمی فهمند و
يا اينکه خود
را به نفهمی
زده اند که
نظام جمهوری اسلامی
با تکيه بر
هسته سفت و
جان سخت ولايت
مطلقه فقيه و
مشتقات آن
حرکت می کند و
نه با تکيه بر
آراء مردم و
انتخابات.
رئيس جمهور در
اين نظام بقول
خاتمی يک
تدارک چی و
کار گذار است،
آنهم نه
کارگذار مردم
بلکه کارگذار
خود نظام متکی
بر ولايت
فقيه.
مگر
آنوقت که قوای
مقننه و مجريه
دست
اصلاح طلبان و
خاتمی و دار و
دسته اش بود
چه گلی بر سر
مردم
گذاشتند، تا
اکنون که بخش
اعظم قدرت در
دست جناح
انحصار طلب می
باشد. فرض را
بر اين
بگذاريم که در
اين انتخابات
فردی از جناح
اصلاح طلب به
مقام رياست
جمهوری برسد ،
آيا می تواند
پای را از
محدوده های خط
قرمز نظام
متکی بر ولايت
مطلقه فقيه و
جناح انحصار
طلب
فرا تر
بگذارد. و آيا
باز هم همان
بحث ديرينه
خوديها و غير
خوديها به پيش
کشيده نمی شود
و باز نهادهای
مستقل دانش
جويی،
کارگری،
روشنفکری،
زنان، معلمان،
پرستاران و
ديگر اقشار و
اصناف به اين
بهانه که غير
خودی هستند با
همدستی
جناحهای رژيم
و نظارت
مستقيم ولايت
فقيه سرکوب
نمی شوند.
در
اين میان کار
روشنفکر و
اپوزيسيون آيا
ايجاد توهم و شبهه
بيشتر در
جامعه است؟ و
آيا آنان بايد
توده
ها را از چاله
ای به چاله ای
ديگر
بيندازند و انرژيها
را مدام به
هرز ببرند، يا
اينکه رسالتشان
اين است که با
جو شبهه و
توهم پراکنی
مقابله کرده و
براراده
مستقل توده ها
يعنی همان توده
هايی که خوشبختانه
امروز با تکيه
بر نهادها و
تشکلهای
مستقل خويش
خود تبديل به
پيشگامان
راستين خويش
شده اند، تکيه
کنند.
تضاد
جمهوريت با
فقاهت در نگاه
توده ها
اما
توده ها و
بويژه اقشار
آگاه، نهادها
و تشکل های
مستقل توده ای
اين تعارض را
به گونه ای ديگر
می بينند.
آنان واقعا
خواهان جمهوريت
به معنای
واقعی کلمه آن
هستند و می
دانند که
الزامات يک
نظام جمهوری و
تفاوت آن با
نظام متکی بر
ولايت مطلقه
فقيه و
استبداد
مذهبی چيست.
توده های آگاه
و متشکل در
نهادهای
مستقل بهتر از
بسياری از
روشنفکران و
شبهه
اپوزيسيون در
يافتند که در
کنار اقتدار
نظام
ولايی،
نظام
جمهوری قابل
تحقق نيست.
آنها همچنان
می دانند که دموکراسی
واقعی و جامعه
مدنی راستين
با تکيه بر
انتخاباتی که
نامزدهای آن
بايد از هزارن
فيلتر شورای
نگهبان
بگذرند و تنها
عناصر صد در صد
مورد اعتماد
ولی فقيه حق
انتخاب شدن
دارند، بدست نمی
آيد. بلکه
جمهوری واقعی
در زمانی محقق
می شودکه خود
مسئله ولايت
فقيه از صورت
مسئله به کلی
حذف شود و
انتخابات
کاملا آزاد و
دموکراتيک،
بدون نظارت
شورای نگهبان
و دخالت رهبری
انجام گيرد. به
همين خاطر از
اينکه اين انتخابات
را تحريم کنند
ابايی نداشته
و هيچ شک و
ترديدی نيز به
خود راه نمی
دهند.
آنچه
را که هم
اکنون در
جامعه شاهديم
اين است که
بخش اعظم توده
های آگاه و
متشکل در
نهادهای
کارگری،
دانشجويی،
زنان،
معلمان، و
....واقعا نظام
ولايی را بر
نمی تابند و
خواهان نظامی
جمهوری هستند.
آنها خواهان
آنند که هسته
سفت و جان سخت
ولايت فقيه که
پس از سه دهه،
روی به
پوسيدگی نهاده
است، بکلی به
زباله دان
تاريخ سپرده
شود. تا توده
ها بتوانند
خود برای
آينده مملکت
وسرنوشت خويش
تصميم بگيرند.
رژيم جمهوری
اسلامی و
تمامی
جناحهای
درونی آن نيز
بکلی بدين امر
واقف هستند. و
به همين خاطر
شوی تلويزيونی
راه انداخته
اند تا از آن طريق
برای خويش کسب
وجهه نموده و
تنور
انتخابات را
گرم نگه
دارند. غافل
از اينکه با
افشاء گريهای
گرگها نسبت به
همديگر
ماهييت و عملکرد
جنايت کارانه
خود آنها برای
مردم بيشتر
رو می
شود.
اين
است که
صف بنديهای واقعی
ما بين
نيروهای
طرفدار شرکت
در انتخابات و
نيروهای
مخالف شرکت در
انتخابات
دهمين دوره
رياست جمهوری
را بايد با
تکيه بر شاخص
جمهوری خواهی
واقعی و
جمهوری خواهی
نوع ولايت فقيه
ای جستجو کرد.
باز
شبهه ای ديگر
جامعه
ما تازه از
عوام فريبی ها
و جو شبهه ای که
توسط خاتمی به
عنوان
"بنيانگذار
جامعه مدنی"
بوجود آمده
بود خلاص شده
بود و در
يافته بود که
همه آن گفته
ها شعر و شعار
بود و رئيس
جمهور در اين نظام
کار ه ای نيست.
اما انحصار
طلبيها و سياستهای
ويرانگر احمدی
نژاد ( که در
لاف زدن و
دروغگويی
همتا ندارد)
در تمامی زمينه
های اقتصادی،
سياسی،
فرهنگی و
سياست خارجی باعث
گرديد که
بسياری به
خاطر اينکه"
بدتر" دوباره
انتخاب نشود
به دنبال" بد"
راه بيفتند.
آنان نمی
دانند که
تمامی
کانديدا هايی
که از صافی
شورای نگهبان
عبور کردند،
جهت حفظ نظام
متکی بر ولايت
فقيه حاضرند
تمامی مصالح
ملک و مملکت
را زير پای
بگذارند. در
واقع همان کاری
که خاتمی در
دوران رياست
جمهوری اش کرد
و با پشت کردن به
تمامی کسانی
که به او چشم
دوخته بودند
راه را برای
آمدن احمدی
نژاد عوام
فريب و پوپو
ليست و دولت
باصطلاح "مهرورز
و طرفدار
عدالت اقتصادی"
او هموار
کرد. احمدی
نژاد با شعارهای
پوپوليستی و
عوامفريبانه
به ميدان آمد
تا به سرکوب
نهادهای
مستقل دانش
جويی،
کارگری، زنان،
معلمان و
روشنفکران
پرداخته و
آنها را تا
مرز فروپاشی و
نابودی تمام
عيار تعقيب
کند. مثل
اينکه که اين
رئيس جمهور
خرافه پرست
رسالتی به جز
سرکوب
نهادها، مطبوعات
مستقل، و
نيروهای آزاديخواه
و برابری طلب
نداشت.
اما
خوشبختانه توده
های جامعه ما
در يافتند که
برای رسيدن به
دموکراسی و
نظام جمهوری
بايد برای بر پايی
تشکلات مستقل
خويش اقدام
نمايند. بخش
اعظم تشکلات
مستقل در
ايران يا شرکت
در اين انتخابات
فرمايشی را مردود
شمردند و يا
از طريق طرح
مطالبات خويش،
ويژگيهای رئيس
جمهور مورد
نظر خويش را ترسيم
کردند.
رژيم
جمهوری
اسلامی با
کوبيدن بر طبل
انتخابات
فرمايشی ای که
نامزدهای
انتخاباتی آن
عليرغم تعلق
به جناحهای
رقيب درون
حاکميت مورد
اعتماد کامل
رهبری و ولايت
فقيه هستند و
هم چنين
انتخاباتی که
امکان دست
کاری بر سر
شمارش اراء در
آن وجود دارد
و نيز دهها
دغل کاریهای
ديگر، خواهان
آن است که
تنور اين
انتخابات را
هر چه بيشتر
گرم نگه داشته
و برای خود
مشروعييت
ايجاد نمايد.
بی شک رژيم در
اين رابطه
خواهان دست
يابی به پايگاه
حمايتی
بيشتری نيز
هست که البته
با پيش کشيدن
چهره های جديد
قدری در اين
کار موفق نيز
می شود.
مناظره
تلويزيونی و
پی آمدهای آن
با براه
انداختن
انتخابات
فرمايشی و مناظره
تلويزيونی و
نيز هوچی
گريهای
جناحها نسبت
به همديگر" که
آب را بر لب و
لوچه حتی برخی
از روشنفکران
و اپوزيسيون
فرصت طلب براه
انداخته است"
آنچه نسيب
توده ها می
شود، عبارتست
از به تاخير
افتادن
مطالباتی است که خود
توده ها هم
اکنون جهت دست
يابی به آنها
تلاش می کنند
و بسياری نيز
در اين روزهای
انتخاباتی در
زندانهای
رژيم بغايت
ارتجاعی
جمهوری
اسلامی بسر می
برند. مطالبات
بر حقی نظير
به رسميت
شناخته شدن
نهادها و تشکلات
مستقل،
جلوگيری از
بستن
کارخانجات و
اخراج کارگران،
پرداخت دست
مزدهای
معوقه، تعيين
دست مزدها بر
اساس گرانی و
تورم موجود،
لغو قراردادهای
موقت که نوعی
برده داری را
در جامعه بوجود
آورده است.
کداميک از
کانديداهای
دهمين دوره
انتخابات
رياست جمهوری
حتی در مناظره
تلويزيونی از
اين مطالبات
سخنی گفته
اند. اين است
بايد گفت شرکت
در اين
انتخابات
يعنی به تعويق
انداختن
مطالبات حق
طلبانه و
جمهوری
خواهانه توده ها
به نفع
مشروعييت
بخشيدن به روابط و
مطالبات متکی
بر سيستم
ولايت فقيه.
اما تحريم و
عدم شرکت در
اين انتخابات
و طرح
شعارهايی
نظير
انتخابات
آزاد و
دموکراتيک،
نفی ولايت فقيه،
طرح همه پرسی
برای تعيين
نظام مورد باور
توده ها، بر
پايی نهادهای
مستقل توده
ای، سنديکا ها
و اتحاديه
کارگری و...
يعنی گام
نهادن در مسير
تغييرات
بنيادين در
جامعه.
تغييراتی که
برنده گان
اصلی آن توده
ها و بازنده گان
اصلی آن تمامی
ايادی ريز و
درشت رژيم و
در واقع کل
نظام می باشد.
طرح
اين شعارها
پاشنه آشيل
مطالبات
جمهوری خواهانه
ای است که هم
اکنون بسياری
از توده های
آگاه و نسل
جوان ما بر آن
پای می فشرند،
هيچکدام از
کانديدهای
درونی نظام ، ماهيت
و توان
نمايندگی اين
مطالبات را
ندارند و به
همین دليل نيز
در اين روند
وقفه ايجاد می
کنند. اين است
که با تحريم
اين انتخابات
و با تاکيد بر
انتخابانی
دموکراتيک و با تکيه
بر مطالبات
آزاديخواهانه
و برابری طلبانه
می توانيم نقش
سازنده خويش
را در جامعه
عملی نمائيم.
شورای
سوسياليستهای
مسلمان