نشستی در ماه رمضان
بمناسبت ماه رمضان نشستی توسط تعدادی از اعضای شورای
سوسياليست های مسلمان تشکيل يافت. نوشته زير چکيده ای از سخنان حاضرين
در آن نشست می باشد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
و تو دروغ می گفتی در
باره " جهان "
در مورد " خويشتن
"
تا جائيکه برمن تصوری از عالم ، هم "
خويشتن " م هوار کردی !
عقب مانده ؛ در کلام تو + نالايق
نگاهی که تو به من
دادی از " خويشتن " م .
و من بيزار از اين تصوير
که دروغی بيش
نمی تواند بود .
اينک من ، ترا خوب خواهم شناخت
ای سرطان مزمن
.
و هم " خويشتن " خود را !!!
و ايمان دارم به روزی که
با مشتم ، آری فقط با يک ضربه
فروخواهم ريخت
" دنيا " يی که تو برپا داشته ای .
[ قطعه شعری برگرفته از : امه
سزر ]
بگذار با ياد علی (
غريبه ای تنها که به اساطير ايرانی وارد آمده ) آغاز کنيم . آن مرد
ايمان ، خودآگاهی و ميدانهای رزم ، که در مبارزه با سلطه گرانی
کافر کيش ( بنی اميه ) ، متحجر ( خوارج ) و به شرک آلوده ( عايشه ، طلحه و
زبير ) در راستای بازآفرينی انسانی آزاده ، و هم خويشتنش ، و
برپا داشتن امتی حق طلب در پهنه جهان ،
زندگی را شهادت داد . و خودآگاهی عليه خودآگاهی را ؛ به
امامت در تقابل تاريخی وهميشگی با هر نوع امپراطوری و خلافت ، و
با تکيه بر انسان خودآگاه و خودجوشيهای مردمی ، عينيتی ديگر
بخشيد . مردی که در برابر بی عدالتی ها ، کاخ نشينان ، قبيله
پرستی ها و هرگونه ستم و سلطه بر انسان می ايستد و در بزنگاه کسب قدرت
، انقلابی تر از هميشه در تاريخ بشريت ظاهر می شود . که دنيا را
برای آخرت و قدرت را جز وسيله ای از برای آزادگی انسان و
نفی ستم بر کارگران و زحمتکشان ، زنان و روشنفکران و مظلومان تاريخ ، و در
يک کلمه ؛ " مستضعفين " نمی بيند . و تو گوئی با
اعتقادی توحيدی و ديگر از " خودآگاهی تحميلی تاريخ
سلطه " که مبتنی است بر جهانبينی شرک و منانيت ، سخن می
گويد ؛ ارزش قدرت را با عطسه بزی ، و بدست گرفتن قدرت را به افسار
شتری ، با زبان ستمديده ترين اقشار و طبقات اجتماعی دوران خودش بازگو
می شود . و چه مومنانه ! و چه
روشنفکرانه !
گر چه تلاش بر اينست که
رمضان همواره در وجه فردی دامن زده شود . از فوائد روزه گرفتن بگونه
ای علمی ، فلسفی و خرافی هم قرنهاست که از منابر وعظ و موعظه سخن می
پراکنند . تا به امروز که حاکميت فقاهتی رسانه ها ، سازمانها و نوعی
نيروهای اطلاعاتی و انتظامی بر اذهان و اعمال مردم مسلط کرده ،
بضرب شلاق و زور دشنه ، منکرات را
نهی و خدايشان را بر باور جوان و پير ، زن و مرد تحميل می دارند . شگفتا ! که مذهب برادری و برابری
به زبان سزار و سلطان سخن می گويد . تو گوئی ؛ دين خدا و دوستی
را هم ، مستمسک دست قدرقدرتيشان قرار داده ، سلطان را لباس دين به تن کرده اند .
کاخ نشينان پهلوی را از قلعه و بارو هاشان رانده ، مقداری از
آخوندالعظماها و تعدادی بازاری و آقازاده ها جانشين خدا گشته در برج ها
يله می دهند . دلارهای نفتی را به جيب می زنند و گوشتها
از وجوه مذهبی و حق و حقوق مردم بر گوشتهاشان افزوده ، از علی و دين
خدا ، هم فوائد رعايت احکام شرعی . . . !؟!
رمضان هم مثل نماز و حج ، گرچه بعد
نفسانی دارد اما بدون وجه اجتماعی و بی توجه به بينش
توحيدی ، چيزی بجز از سفسطه گری شرعی جهت تحجر اذهان
دينی و مشروعيت بخشيدن مزورانه به ولايت فقيه ، در بر نخواهد داشت . اذهان
دينی عوام ؛ که در ترکيب جمعيتی جامعه ايران امروز ، بسيار متفاوت است
با دوران پيش از انقلاب ناکام 57 .
گرچه راهيست ؛ پر از بيم
، زما تا بر " دوست "
رفتن آسان شود
، ار
واقف منزل باشی !
آری ، سخن از نوعی خودآگاهی
است ، که باورهای فردی و
وجدان عمومی را متاثر می دارد . در بينش ، کنش و منش انسانی ما
تبلور می يابد . در جامعه و جهان دست درکار ايجاد جماعتی می شود
مسلح به آن بينش . از آنگونه که بينش توحيدی ؛ آدمی می خواهد
ساخت همچونان که " علی " و امتی که يگانگی ، دوست
داشتن و مبارزه بر عليه سلطه و ستم را ملکه ذهنش کرده و در کار بازآفرينی
انسان ، با روند رهائيبخش تاريخ بشری هماهنگی می کناد .
هيچ اکراه و اجباری
در دين نيست ، مگر به قدرقدرتی نحله ای از نحله های تاريخ ستم ،
که رويکردش به ظاهر دين باشد و از اعتقاد مذهبی و جهل توده ها بهره می
گيرد . و تا به منانيتی به مذهب آراسته و امپراطوری ای با نام
خلافت ( اسلامی ) . و اگر جنگ و جهادی در کار تاريخی مذهب و
مومنانش باشد ، که هست ؛ از برای اشاعه خودآگاهی توحيدی و دفع
ستم و سلطه بر انسان و امت واحده است !!!
از اينرو روزه داری
هم ؛ عملی 100% داوطلبانه و
اعتراضی است که بر عليه جبرها، روزمرگی و عادات طبيعی و مصنوعه ما ، از بطن
خودآگاهی توحيدی حاصل می شود . توحيد ابراهيمی که در
تقابل با تاريخ سلطه و سروری ، به شکستن بتهای بيرون و تابوهای اسارتبار درون مصمم است ، تا رهائی
انسان از هر گونه سلطه . که فطرت خدائی انسان ؛ در زير بار سلطه و ستم به
خود فراموشی ، لاجرم خدافراموشی از ياد و خاطرمان زدوده می گردد
!
برگرفته ای از
قران؛ رمضان ماهی است که قران در آن نازل می
شود . قران حق را از باطل به انسان می نماياند . روزه يعنی منع
داوطلبانه خوردن و آميزش کردن در طول روز
. تمرين پرهيزگاری و دوری از گناه . سبب ساز روزه داری ؛ ماه
رمضان ، کفاره گناه و سوگند دروغ ، توبه . نوعی ديگر از روزه داری ؛
حرف نازدن باشد . روزه بر بيمار و مسافر واجب نبوده ، قضا می شود .
عشق و ايمان را زبانی ديگر از سلطه و
سياستبازی است ، گرچه انگيزش ورود به سياست باشند . الگوهای عرفان
اجتماعی را شايد با شخصيتهائی همچونان ابراهيم بت شکن ، امام
علی و کوچک جنگلی و . . . در شرايط ايران و جهان امروز بر نسل جوان
عيان می بايد کرد . که تا آزادگی و رهائی انسان را نمونه
های ذهنی و عينی نباشد ، نمی شود . ماه رمضان در فرهنگ
مردم ما ، ماه پربرکتی است که امکان اين مهم را بيشتراز معمول فراهم
می دارد .
لوايح شرعی و رسمی دولتی و
نهادهائی همچون امربمعروف و ناهی منکرات ؛ جهت تحميل روزه داری
به مردم نه تتها با روح و بينش توحيدی و فلسفه رمضان سازگار نيست ، که
دشمنی دارد . جهاد توحيدی که آزادگی انسان را در سرلوحه اعتقادش
دارد ، در يک چنين شرايطی است که معنا می تواند شد و نه در جنگهای
زرگری با توسل به انرژی اتمی و يا جنگ با عراق .
ای پروردگار مستضعفين ! وجدان دينی
ما را از تحجر و شرک و قدرت آلوده متوليان رسمی دين آزاد دار ، شکاف ميان
روشنفکر و توده ها را در ايران و ديگر جوامع پيرامونی و مسلمان از ميان
بردار و خودآگاهی توحيدی را در پرتوی ديگر برتاريکي های
نفسانی ما بتابان ، با اشعه نوری از ؛ دوست داشتن و يگانگی ،
خاک و روح خدا ، دنيا و آخرت ، هجران و وصل ، خوردن ميوه ممنوعه و تبعيد شدن به
خودپرستی های زمينی ، با کوله باری از امانت خدا بر دوش ،
رفتن در هماهنگی با روند تاريخی رهائی انسان و تا به بازگشت . .
. !
يا رب العالمين و
ای الرحم الراحمين !
شورای سوسيالستهای مسلمان
30 شهريور 1387 =
19 رمضان 1429