تحليل وضعيت
زحمتکشان در
ايران
فروردين 1386
مارس 2007
چه
جورها که
کشيدند ،
بلبلان از دی
به بوی
آنکه دگر
نوبهار
باز آيد !
بطرفة
الحيلهای
رژيم فقاهتی،
تمامی مشکلات
بنيانی امروز
ايران، تحت
الشعاع انرژی
اتمی قرار
گرفته است.
بطوری که
استقلال و منافع
ملی ما به اين
جنگ زرگری
موکول می گردد
!؟ عليرغم
خطرات ناشی از
جنون سلطه گری
دو طرف دعوی،
که مردم و
کشور ما را
تهديد می
دارد، از اهم
اين مشکلات،
وضعيت
زحمتکشان می
باشد.
تلاشهای
مذبوحانه جهت
بهبود وضعيت
معيشتی مردم
با طرحهای
عوامفريبانه و خصوصی
سازی واحدهای
اقتصاد
دولتی، نشان
از فساد مالی،
بی برنامگی وتخالف
نيروهای
مافيائی، و
بازاريگری
شرعی دارد + مصادف
با تحريم های (
ظاهرا
فزاينده )
تجاری، بانکی،
انسداد
دارائيهای
برخی از
شرکتها و
مجازاتهای
ديگر اقتصادی
توسط آمريکا و
متحدينش.
راهکارهای
سياسی ايران
بعنوان يک
کشور پيرامونی
در عصر جديد ؛
در سطوح
حکومتی تا
نيروهای سياسی
اپوزيسيون و
مردمی همواره
در حدفاصلی از
تعيين مشی "
سياست خارجی " تا
پايگاههای "
مردم " ی اين
نيروهاست که رقم
می خورد. تقابل
سازشگرايانه
حاکميت
فقاهتی با
امريکا و غرب
انعکاسی
جناحبندی شده
در داخل می
يابد و بمرور
دچار
تغييراتی می
شود که در
مواضع اين
جناحها و ديگر
نيروها ديده
می شود . طيف تندرو
سنتی که
امروزه در
چهره احمدی
نژاد نمايان
گرديده، با
بستن فضای
دانشجوئی،
روشنفکری و مطبوعات
کشور، عدم
موفقيت در
سامان بخشيدن
به اقتصاد در
حد ايجاد شغل
و درآمد نسبی
از برای مردم،
سرکوب و ايجاد
رعب و وحشت در
نيروهای
متعرض طبقاتی و
زنان و برقراری
نوعی سازش با
امريکا را در
سياست خارجی
اش در دستور
کار دارد . طيف
ميانه روی و
اعتدال در اين
رژيم ، در قد و
قامت
رفسنجانی
تبارز می يابد
که بر تقويت
امر نظارت شورای
مصلحت نظام
تاکيد می
دارد، و بويژه
بر روی قوه
مجريه. و
بالاخره
اصلاح طلبان
حکومتی که
انگار بدشان
نمی آيد ؛ در
تقابل با اين
تندرويها که
باعث انزوای
ايشان
گرديده، خود
را در آغوش
قدرتهای غربی
بيندازند. نقش
اپوزيسيون
قانونی در
داخل. به چوب 2
سر طلائی می
ماند که
عليرغم تحمل
فشارهای
زياد، فاقد
حضوری جدی در
صف بنديهای
سياسی است.
اما در
اقتصاد نفتی
ايران. نقش سرمايه
داری جهانی،
اقتصاد تقريبا
دولتی ( و
نظامی امنيتی
)، طبقه بازار،
طبقه در حال
شکلگيری
آقازاده ها (
بخش خصوصی ) و
نيروهای
متخصص، در
تقابل با
طبقات مستضعف،
صف بندی کرده
اند.
تبارز اعتراضی
حرکت کارگران
و معلمان، از
اهم مبارزات
اخير طبقاتی
در ايران می
باشد. نهادهای
فرمايشی صنفی-
رسانه ای
کارگران
عليرغم ايجاد
کانالهای
کاذب جهت
حرکتهای
کارگری، نشان
از نوعی
پيشروی زحمتکشان
ايران در
ساختار سياسی
کشورمی باشد.
در حرکتهای
اخير کارگران
و معلمان ،
شاهد آگاهی و
خواسته هائی مترقی
تر هستيم.
ايشان حق و
حقوق نيروی
کار را با
تاکيد بر
نهادهای
مستقل از
حاکميت بيش از
آنی می دانند
که رژيم
فقاهتی قائل است.
و اين يعنی ؛
يک مبارزه
بالنده
طبقاتی. که از
خواسته های
صنفی فراتر می
رود. و از آنجا
که با دولت
سرشاخ می شود،
خود بخدا رنگ
و بوی سياسی
بخود خواهد
گرفت. که اصلا
يک چنين رژيم
مرتجعی، قابليت
برسميت
شناختن حقوق
کارگری و
انسانی را می
تواند داشته
باشد ؟ ظاهرا
رژيم تلاش می
کند که اين
حرکتها را در
ميدانی محدود
به ؛ نهادهای
کارگری
وابسته ، با
مديران (
دولتی ) و
نهادهای
دولتی مربوطه،
به پاسکاری
کشانده، در
نهايت سرکوب
کند. زيرا به
نظام سرمايه
داری تجاری
دخيلش را بسته
است. و هر آنچه
به کار و
کارگر تعلق می
گيرد، از برای
اين دولت بعنوان
يک عقب نشينی
ارزيابی می
گردد. و بايد
اضافه کرد که
در يک چنين
وضعيتی،
هيچگونه
چشمداشتی به اين
حضرات فقاهتی
نمی توانی
داشت، مگر
بزور اراده و
آگاهی نيروی
کار، و ديگر
هيچ.
اين رژيم در
زمانی دست به
خصوصی سازی می
زند که مورد
تحريم و تقابل
با سرمايه
داری جهانی
قرار گرفته
است. بی برنامگی
اين دولت،
فقدان
نيروهای
توليدی با
شرافت ملی،
مافيای
اقتصادی که
حتی بر
قانونگذاری و اجرای
امور اقتصادی
پنجه افکنده،
نهادهای موازی
که گاها با هم
تلاقی می کنند.
آنهم در
شرايطی که
سرمايه داری
جهانی هارتر
از دوره جنگ
سرد بميدان
آمده؛ حتی
حيطه
اختيارات
دولتهای
ليبرال را در
برابر
شرکتهای بی
دين و بی
مليت، کوچک و
کوچکتر می
نمايد. و براحتی
دست به سلاح و
توطئه می برد،
البته با اتکا
به حقوق بشر،
دموکراسی و
اقتصاد بازار
در سطح جهانی.
در يک
نگاه از بيرون
؛ جامعه ما گرچه
در عرصه
اقتصادی ، به
تقابل آشتی
ناپذير مافيای
ثروت با طبقات
مستضعف دچار
آمده. اما در
تقابلهای
فعال سياسی ،
اصلاح طلبان حکومتی
را می بينی که
به اعتدال
رفسنجانی و
برخی نيروهای
سنتی ( کندتر
شده ) نزديکتر
می شوند، در
برابر طيف
تندرو سنتی.
در حاليکه در
سرکوب
زحمتکشان به
اشتراک منافع
با هم
همداستانند ،
و در برابر
سرمايه داری
جهانی دچار
تفرقه. و
جمعيتی جوان،
که مذهب
فقاهتی را
برنمی تابد و
غرب را به
چالش برمی
کشاند. در
شرايطی که غرب
مدعی است؛ هيچ
آلترناتيوی
وجود ندارد.
مجموعه ای که
در اجزاء آن
تعادلی ديده
نمی شود ، و هر
دم بيم آن می
رود که . . . !؟
ميدان
محدودی که
رژيم فقاهتی
تلاش می کند ،
حرکتهای
کارگری را
نگذارد که از
آن فراتر رود
؛ نهادهای
حکومتی،
کارفرمايان و
نهادهای
کارگری
وابسته به حاکميت
است .
وزارت کار،
وزارت صنايع، کميسيون
کارگری
استانداری
ها، خبرگزاری ايلنا،
انجمن پژوهشی
کار ايران،
صندوق مهر رضا
( جهت پرداخت
تسهيلات به
کارگران )،
هيات حل اختلاف،
شورای عالی
کار، سازمان
کار و آموزش
فنی حرفه ای .
کارفرمايان :
صاحبان
کارخانجات،
مديران،
شرکتهای
پيمانکاری
تامين نيروی
انسانی ( بيش
از يکصدهزار
در ايران که 80%
آن مرتکب تخلف
و قانون شکنی
می باشند ) . که (
کارفرمايان )
غالبا به
نهادهاي
دولتی وابسته
و يا بدهی
دارند . با
نبود قطعات
يدکی بعلت
محاصره
اقتصادی ، عدم
وجود نقدينگی
، واردات بی
رويه و روحيه
سوداگرانه بی
توجه به منافع
ملی و . . . دست به
گريبانند.
نهادهای
وابسته
کارگری:
شوراهای
اسلامی کار،
خانه کارگر و
شعبات سراسری
آن ( و تخالف آن
با دولت احمدی
نژاد ) ، کانون
هماهنگی
شوراهای
اسلامی کار
استانها،
اتحاديه
کارگران
قراردادی
سراسر کشور (
به رياست
رجبعلی
شهسواری ) .
و از مشکلات
جاری کارگران:
بيکاری،
انحلال کارخانجات،
حقوق معوقه،
قراردادی
کردن فزاينده
کارگران،
فقدان بيمه (
بيکاری )، اخراج
و بازخريد
اجباری نيروی
کار، رجوع
کارگران به
مراجع بورکراتيک
قانونی، عدم
تناسب ميان
افزايش
دستمزدها با
تورم (هزينه
واقعی يک
خانواده 5
نفره مبلغ 500.000
تومان تخمين
زده می شود در
حاليکه حقوق رسمی
کارگری مبلغ 150.000
تومان است)،
خروج
کارگاههای کمتراز
5 نفر از شمول
قانون کار،
حقوق کم ،
افزايش
استخدام موقت
با دريافت
برگه امضا شده
تسويه حساب بی
تاريخ ( که
وجود شرکتهای
پيمانکاری
تامين نيروی
انسانی ، آنرا
دامن می زند و
استثمار
نيروی کار را
تشديد می کنند
) و . . .
اقتصاد
نفتی و شيوه
توليد
استعماری،
استبداد
ديرپای شرقی،
همراه با
تاثير و
تاثرات فرهنگ
ايرانی اسلامی
با سرمايه
داری غرب و
نظام طبقاتی
شوروی سابق، خودآگاهی
طبقاتی خاصی
را در ايران
رقم می زند. تا زمانی
که روشنفکر ما
آنرا بخوبی تحليل
نتواند،
رابطه اش با
طبقات مستضعف پويا
نخواهد شد.
تاريخ فردای
ايران ما،
بميزانی در
گرو اين رابطه
روشنفکر با
توده هاست.
امروزه نوک
پيکان
مبارزات
طبقاتی در
کشور ما ؛
مبارزاتی است
تشکلگرا که در
حرکتهای
اعتراضی
کارگران شرکت واحد
و معلمان
بخوبی ديده می
شود. و
برخوردهای
دولت احمدی
نژاد نشانگر؛
حساسيت اين
موضوع می باشد.
حمايت ازاين
مبارزات حق
طلبانه، بر تمامی
انسانهای
خودآگاه و
خداپرست
آزمونی است در
جهت نيل به
آرمانهای
انسانی. و
موفقيت اين
مبارزات در
گرو مردمی شدن
هرچه بيشتر و
بيشتر آن می
باشد. که دشمن
انسان و
مستضعفين از غفلت
و تفرقه در
ميان " ما " هست
که بر مسند
قدرت يله می
زند. همه می
دانند که دشمن در
شرايط فعلی تلاش
دارد ؛ حق و
حقوق
زحمتکشان را
با اين جنگ
زرگری از
نظرها و اذهان
مردم دور نگاه
دارد.
و تو گوئی که
نوروز 1386، به
ميمنت و
مبارکی اين
مبارزات، بر
مستصعفين و
انسانهای
آزاده تحويل
می گردد. يا
مقلب القلوب
والابصار . . .
پيروزباد
مبارزات
کارگران و
زحمتکشان
زنده باد
آزادی
زنده باد
سوسياليزم
شورای
سوسيالست های
مسلمان