جنبش دانشجوئي و انقلاب فرهنگي دوم

             تيرماه  2007

                             

  

دانشگاه اين سنگر مبارزات ومقاومت مردم ايران در پيکار تاريخي سياسي واجتماعي ايران جايگاه خاصي در روند مبارزات ضد استبدادی و ضد امپرياليستي دارد. اين جنبش در دهه های 30 (16 آذر 32)،  جنبش چريکي در دهه 40 ،  انقلاب ضد استبدادی دهه 50،  مقاومت در مقابل انقلاب فرهنگي دهه 60 و همچنين مبارزات 18 تير کانون حرکتها واعتراضات بوده است.

 هر ساله تقريبآ 16 ميليون دانش آموز به همراه معلمان، سال تحصيلي را آغاز مي کنند و اين در شرايطي رخ ميدهد که صدها هزار کودک وانسان در ايران وجود دارند که هرگز پا به محيط آموزشي نگذاشته ويا مدرسه را پس از چند سال به علت فقر اقتصادی رها ميکنند. و تنها  عده ای موفق ميشوند که درس خود را به پايان  برسانند وبا مشقات زياد خود را به دانشگا هها ومراکز آموزش عالي برسانند.

رژيم جمهوری اسلامي که فاقد توانايی در امر  برنامه ريزی است  ، تنها سعی می کند دانشجويان را به آن چه که موجود است راضی کند  ودانشجو صرفآ دنبال مدرک تحصيلي باشد و به ديگر امور کاری نداشته باشد. امری  که دانشجويان از انقلاب فرهنگي اول تا الان نشان دادند عکس اين قضيه عمل می کنند.  همين تعارض مداوم دانشگاه و دانشجويان با رژيم است که آن ها را مجبور کرده است تا به " انقلاب فرهنگي دوم متوسل شوند.  يعنی تکرار همان تلاش مذبوحانه ای که در نتيجه آن  در خرداد  سال 59 دانشگاه هها و موسسات آموزش عالي کشور با بيانه شورای انقلاب  تعطيل شد.  و هدف از تعطيل دانشگاه ها نيز بنا به گفته سران ارتجاع مذهبی اصلاح نظام آموزشي کشور اعلام شد.

در مدت 30 ماهي که دانشگاه های کشور بسته باقي ماند  ستاد انقلاب فرهنگي(بفرمان خميني ودر زمان رياست جمهوری  بني صدر) سامان تازه ای برای نظام آموزشي کشور بوجوآورد.  که شروع آن  آغاز فعاليت های ستاد انقلاب فرهنگي بود که  منجر به اجرای طرح ها وبرنامه هائي از قبيل زير گرديد:

تشکيل جهاد دانشگاهي
بررسي مديريت دانشگاه ها
تدوين لايحه تربيت مدرس

گزينش استادان و اعضای علمي دانشگاه ها
تشکيل مرکز نشر دانشگاهي
تشکيل کميته اسلامي کردن دانشگاه ها
طرح اعزام محصل به خارج   وطرح تقسيم مناطق آموزشي و هماهنگي باتقسيمات کشوری.

 طرح و برنامه هايي که  حدود 27 سال پيش با توجه به شرايط آن زمان ايجاد شد  و عليرغم اينکه دولت، بسيج وسپاه و تمامي ساختارهای امنيتي و سرکوب  عوامل خودی را بر دانشگاه ها مسلط ساخته تا جلوی نيروهای دگر انديش را بگيرند وخود را بر تمامي دانشگاه حاکم کنند باز هم نتوانستند خصلت اعتراضی دانشگاه را از بين ببرند و اين سنگر مبارزه را در هم شکنند.

 جنبش دانشجوئي همواره آماج حملات اقتدار گرايان بوده است.  حملاتي که زخم های زيادی را بر جنبش دانشجوئي وارد آورده است.  حملاتي که  در  تير ماه 78 به اوج خود رسيد و رکودی نسبی را بر  فعاليت  دانشجوئي تحميل کرد.  با اين وجود جنبش دانشجوئي توانسته است زخم های خود را ترميم کرده و به فعاليت های خود ادامه دهد.  به همين دليل بايد گفت که طرح انقلاب فرهنگي دوم بخشي از تدارک برخورد با جنبش دانشجوئي است.

 در همين رابطه عبداله مومني (دبير سابق دفتر تحکيم وحدت ) در باره انقلاب فرهنگي دوم مي گويد:

مجموعه اتفاقاتي که پس از روی کار آمدن دولت نهم به ويژه در 1 ماه گذشته در تعدادی از دانشگاه های کشور  رخ داد ه است حاکي از خط سير يک پروژه جدی است که برای بستن فضای دانشگاه ها و ايجاد انسداد در دانشگاه ها طراحي شده است.  به نظر مي رسد هدف طراحان شعار  انقلاب فرهنگي دوم اين است که فضای دانشگاه ها را به سمتي بکشانند که هيچ صدای منتقد و معترض شنيده نشود و همه صداها با صدای دولت يکي شود.

 اما در اينجا قابل ذکر است که جنبش دانشجوئي طي سالهآی اخير توانسته پوسته حرکات قانوني را بشکند واز خط قرمز رژيم پا را فراتر گذارد، امری که درحد زيادی ايادی رژيم را به وحشت انداخته است.

 به خصوص که بعد از  حرکت بزرگ 18 تير نيز از پا ننشستند و توانستند شيوه مقاومت خويش را تغيير داده و با دامن زدن به بحثهای نظری در رابطه با نهادهای مدني،  توسعه سياسي و...  و با توسل به نشريات  دانشجوئي وبلاگهای متعدد و استفاده از اينترنت توانستند نظرات خودشان را در سطح دانشگاه ها و در متن جامعه گسترش دهند
 دانش جويان هم چنان موفق شدند تا به نوبه خود چگونگی اطلاع رسانی، نحوه سازماندهی و روابط دموکراتيک را در ظل مبارزات جاری خويش تجربه کرده وآنها را برای پيش برد مبارزات خويش بکار برند.
 

همچنينن جنبش دانشجوئي به مثابه يک منتقد جدی عليه تمامی جناحهای رژيم،  نظام حاکم را به چالش کشانده است.  نمونه های چنين چالشی را  ما در اعتراض به سخنرانی احمدی نژاد در  مراسم 16 آذر در سال گذشته  و يا مقا بله با  انتصابی کردن روسای دانشگاه ها  شاهد بوديم.

ارتجاع مذهبی حاکم، عليرغم نظامي کردن دانشگاه ها و ايجاد کميته انضباطي به عنوان نهاد  سر کوبگر نتوانست جلوی حرکات دانشجوئي را تا به حال سد کند.

رژيم جمهوری اسلامی با اذعان به اين امر که ديگر نمی تواند  با شيوه های سابق به  سرکوب و محدود کردن اعتراضات و مبارزات  جنبش دانشجويی بپردازد  در نظر گرفت تا جو دانشگاهها را نظامی کرده و آنها  به  پادگانها يی  بزرگ تبديل کند. به همين خاطر با دستگيرهای وسيع و ممانعت از چاپ نشريات دانشجوئي، تصفيه استادان، تصفيه دانشجويان، محاکمه و زنداني کردن دانشجويان و .... در تلاش است تا آنها را مطيع و فرمانبردار خود نمايد.

  رژيم جمهوری اسلامي که زماني شعار وحدت حوزه ودانشگاه را در سر مي پروراند الان مي بيند که اين دانشجويان با اعلان استقلال خود در مقابل رژيم قرار گرفتند ونه در کنار آن. دانش جويا ن ميهن مان پس از شعار عبور از خاتمی در واپسين لحظات دوران رياست جمهوری اش و پس از اقدامات سرگوبگرانه دولت " عدالت پرور" احمدی نژاد به يکی از مخالفين بسيار جدی و پی گير استبداد مذهبی حاکم  تبديل شدند.

 

 جنبش دانشجوئي همواره تلاش کرده  است  تا  از طريق پيوند مبارزات خويش  با ديگر  جنبشها به ويژه مبارزات  کارگران و زحمتکشان، زنان  و معلمان بتواند  به خواستهای خويش  دست يابد. به همين خاطر در حرکات و تظا هراتي که انجام مي دهند و شعار هائي  را که طرح مي کنند در آن راستا می باشد.

صحت اين ادعا را می  توان از متن نامه دانش جويان بابلسر مشاهده کرد:  حرف ما همان است که دانشگاه های ايران در 16 آذر روز دانشجو زدند! زنان و مردان در اجتماعات و قطنامه ها ی 8 مارس زدند، کارگران در تظا هرات ها واعتصابهاشان زدند! ما انسانيم! هويت مان جهاني است!
و... ما حق داريم حرف بزنيم  نقد کنيم  اجتماع کنيم و...

در پايان انتظاراتی که از جنش دانشجويی جهت دست يافتن به مطالبات بر حقشان وجود دارد به قرار زير می باشد.


1-بر استقلال خود پا فشاری کند

2 - پا فشاری به خواسته های صنفي- سياسي
3-پيوند مبارزاتی  با کارگران وزحمتکشان ، زنان ، معلمان و .....
4-ايجاد نهاد هائي اجتمائي که بتواند جنبش دانشجوئي را از حرکات صر فآ دانشجوئي خارج کرده و به ديگر اقشار جامعه پيوند دهد.
5-ا فشای عملکرد  دولت در زمينه های اقتصادی، سياسی و فرهنگی.

 


هر چه مستحکم تر باد پيوند جنبش دانشجوئي با جنبش کارگران و زحمتکشان

                                               درود بر دانشجويان مبارز

 

      زنده باد آزادی           زنده باد سوسياليسم

 

                                         شورای سوسياليستهای مسلمان